|
حامدرحیمی پنجکی | ||
|
|
>
سوارکاری چیست؟ سوارکاری به معنای نشستن بر پشت یک اسب و کنترل حرکات آن میباشد. ویژگی این ورزش این است که انسان و مرکب (معمولاً اسب) را متحد میسازد، بنابرین موفقیت اسب و سوارکار به ارتباط و اعتماد و احترامی که آن دو برای یک دیگر قائلاند، بستگی دارد. برای شروع به یادگیری سوارکاری نیاز به هیچ دانش و مهارت قبلی ای نیست، با این حال به دلیل قدرت جسمی و ذهنی که کنترل کردن اسب نیاز دارد، به کودکان زیر ۷ سال توصیه نمیشود. تاریخچه
سوارکاری ورزشی بسیار قدیمی است که از دیرباز به منظور جنگیدن یا پیامرسانی به افراد آموزش داده میشد. سر یک اسب در یکی از مینیاتورهایایرانی مربوط به یکی از دستنوشتههایمثنوی مولوی از سال ۸۹۱ق./۱۴۸۶م، با تزئینات سوارکاری.تاریخ رام کردن اسب هنوز به درستی شناخته نشدهاست. باستانشناسان با توجه به قدیمیترین آثار بر جای مانده از پیشینیان در رابطه با رام کردن اسبها، معتقدند که اولین اسبهای اهلی به بیش از سه هزار سال قبل از میلاد برمیگردند. قبل از آن اسب به منظور تهیهٔ غذا شکار میشدهاست. البته باستانشناسان در بعضی نقاط از اروپای شرقی دهنههایی پیدا کردهاند که به شش هزار سال قبل از میلاد برمیگردند. این نشان میدهد که انسان از آن زمان سعی داشتهاست که اسب را رام کند و از آن بهره ببرد، ولی به دلیل سرعت آن در فرار موفق نشدهاست. قدیمیترین آثار در اروپای شرقی، شمال قفقاز و آسیای مرکزی یافت شدهاند. ارابهٔ زئوساگرچه اهلی ساختن اسب در مقایسه با حیواناتی چون سگ (نه هزار سال قبل از میلاد) و گوسفند و بز (پنج هزار سال قبل از میلاد) مؤخر بود، با این وجود تحول عظیمی در زندگی انسان بهوجود آورد. انسان نه تنها از گوشت و شیر اسب بهره میبرد، بلکه برای جابهجایی نیز از او استفاده میکرد. نکتهٔ جالب در این باره این است که مورخان عقیده دارند که مردم قبل از یادگیری چگونه سوار شدن بر اسب، از ارابه استفاده میکردند. آنان برای این فرضیه خود دو دلیل عمده ارائه میکنند:
مهار و تربیت کردن اسبها در زندگی مردم اوراسیا تحول و تأثیرات فراوانی به دنبال داشت. در حالی که در گذشته طی کردن مسافتهای طولانی غیرممکن به نظر میرسید، انسان توانست به کشف سرزمینهای جدید و کشور گشایی بپردازد. کمکم وسایلی برای هدایت و تسلط بیشتر بر اسب مانند زین و رکاب (که از اختراعات چینیها میباشند) ساخته شدند و در اختیار سوارکاران گرفتند. تربیت و پرورش اسب نیز، به خصوص در خاورمیانه اهمیت بسیاری یافت و صحرانشینان این مناطق به پرورش و نگاهداری اسبهای اصیل عربی پرداختند. سوارکاری تا اواخرقرن پانزدهم، بیشتر در جنگها معمول بود. البته در بعضی از کشورها مانند ایران باستان، بهعنوان ورزش و سرگرمی نیز مورد توجه قرار میگرفت (مانند بازی چوگان)، ولی جنبهٔ هنری آن از اواخر قرن پانزدهم میلادی به بعد اهمیت یافت. سرانجام در اواخر قرن نوزدهم، با پیشرفت صنعت و جایگزین کردن اسبها توسط ماشینآلات، سوارکاری جنبهٔ ورزشی و سرگرمی که امروزه مشاهده میشود را به خود گرفت. برقراری ارتباط با اسباولین گام یادگیری سوارکاری، یادگیری ارتباط برقرار کردن با اسب است. سوارکار باید بتواند خلقوخوی اسبی را که قرار است سوار شود درک کند و با او به خوبی ارتباط برقرار کند، تا اسب فرمانهای او را بهتر درک کند و انجام دهد. اسب با انسان متفاوت است و همین تفاوت است که باعث جذابیت این رابطه می شود. هرچه بهتر بتوانیم طرف مقابلمان را درک کنیم و یادبگیریم که غرایز او را بفهمیم، رابطه ما بهتر می شود. رفتار پر از ترس اسب مغرضانه نیست، بلکه یک واکنش طبیعی برای حفاظت از خودش است. اگر بتوانیم این احساس را در اسب ایجاد کنیم که ما از او حفاظت می کنیم، به ما اعتماد می کند و دیگر از هر فرصتی برای فرار استفاده نمیکند. با این حال حتی وقتی به ما اعتماد می کند، باز هم اسب حیوانی است که به طور طبیعی در گله به سر می برد. در موقعیت های هراس آور نیز همواره به گله می پیوندد. سوارکار میتواند از روی حرکات و برخی از اعمال اسب متوجه منظور او شود. حرکات گوشهای اسب در این مورد بسیار مؤثر است. به طور مثال، هنگامی که اسب گوشهایش را به سمت جلو میچرخاند و سرش را بالا میگیرد، به این معناست که صدایی او را نگران کردهاست و او بادقت در حال پیدا کردن منبع صداست. و یا هنگامی که اسب گوشهایش را در جهات مختلف میچرخاند و حرکت میدهد، به این معناست که با دقت اطرافش را تحت نظر دارد. گوشهای مایل به سمت پایین در دو طرف سر اسب، نشان دهندهٔ تسلیم شدن و اطاعت اسب هستند. البته این حالت گوشها در صورتی که لبها به سمت پایین افتاده باشند، نشانهٔ خوابآلودگی است. اسبی که گوشهایش را میچرخاند و زبانش را بیرون میآورد، قصد سربهسر گذاشتن و بازی با سوارکار را دارد. اگر اسب گوشهایش را به سمت جلو مایل کند و سرش را کمی خم کند، یعنی به سوارکار (یا هر کس دیگری) اعتماد دارد. اگر گوشهایش را به سم عقب بچرخاند، یعنی چیزی باعث بی اعتمادی یا عصبانیت و ناراحتی او شدهاست. در صورتی که گوشهایش را به سمت عقب بخواباند، یعنی بسیار خشمگین است و یا این که به شدت ترسیدهاست. در این صورت اسب میتواند بسیار خطرناک باشد و حمله کند. حرکت سر و پاهای اسب نیز میتوانند در درک منظور او کمک کنند. اسبی که سرش را کمی پایین میآورد و ناگهان بهشدت تکان میدهد، بدخلقی خود را نشان میدهد. هنگامی که پاهای جلویش را بر زمین میکوبد، عصبانیت یا بیقراری خود را ابراز میکند، در حالی که وقتی اسب پاهای عقبش را بر زمین میکوبد، میخواهد بفهماند که چیزی باعث ناراحتی او شدهاست (مثلاً مگس و...). سبک های سوارکاریسبک انگلیسی سبک انگلیسی پیش نیاز و پایه بعضی از رشته های سوارکاری مانند درساژ، پرش با اسب، چوگان و حتی کورس میباشد. این سبک از بعضی از سبک های دیگر اندکی دشوارتر است. سبک غربیاز سبک غربی بیشتر در رشته هایی از سوارکاری که در تاریخچه یشان از کار در مزرعه سرچشمه گرفته اند و به مرور زمان توسعه یافته اند، مانند استقامت، استفاده میشود. سوارکاری شاخههای متعددی دارد که به طور کلی در دو دسته قرار میگیرند: مسابقات اسبدوانیاین مسابقات از دوران قدیم در بسیاری از تمدنها همچون یونان و روم باستان وجود داشتهاست. مسابقات یورتمه و تاخت از مسابقات رایج اسبدوانی هستند. اسبدوانی
که معمولاً دارای سه مرحله هستند: مرحلهٔ درساژ (که در آن شیوه و جذابیت نمایش و رفتار و حرکات اسب سنجیده میشود.)، مرحلهٔ ماراتون (که امتحانی زمان بندی شدهاست و از قسمتهای مختلفی تشکیل شدهاست و معمولاً دارای موانعی طبیعی یا مصنوعی است. در آن مهارت، توانایی جسمی و سرعت اسب سنجیده میشود.) و مرحلهٔ آخر که عبارت است از حرکت در راههایی که از اطراف، توسط توپهایی (یا چیزهای دیگری) محدود شدهاست. گذشت وقت مجاز یا افتادن توپ باعث از دست رفتن امتیاز میشود. تعداد اسبهایی که ارابه را میکشند به نوع مسابقه بستگی دارد و به جز در مواردی خاص، بیش از چهار عدد نیستند.
سوارکاری در ایران در چند دههٔ اخیر مورد توجه قرار گرفتهاست و باشگاههای متعددی تأسیس شده و در روند پیشرفت هستند. با این وجود ایران هنوز در سطح جهانی برندهٔ مقامی نشدهاست. سوارکاری بانوان نیز مورد توجه قرار گرفتهاست و بر طرفداران آن روز به روز افزوده میشود. جستارهای وابسته
پریدن روی اسب و به زمین به فرمان "سوار خیز" "سوارکار" به راست ـ راست "کرده و با دست چپ در حالی که ناخنها به طرف پایین است دستجلو چپ را میگیرد و برای این که در ارتفاع شانه اسب واقع شود یک قدم به راست بر میدارد، در این حال دست راست را در طول دستجلو چپ تا وسط دستجلوها و دست چپ را تا آخر یالگاه لغزانده و دستجلوها را صاف با کمی کشیدگی در دست چپ متقاطع میکند. دست راست دستجلوها را رها کرده و روی قاچ جلو قرار میگیرد با فشار بر روی پاها و کمک بازوان سوار از جا کنده شده به بالا رفته پای راست را از روی کفل به طرف دیگر انداخته، با فشار روی مچها کمی مکث کرده به آرامی روی زین قرار میگیرند. پس از استقرار روی زین دستجلوها جدا شده انگشتها چنان روی آنها بسته میشوند که انتهای دستجلو از طرف شصت خارج شده و شصت هم آن را روی بند دوم سبابه نگه میدارد. دستها باز و نیمه خم، مچها راست و در امتداد ساعد به فاصله 25 سانتیمتر از یکدیگر، ناخنها رو به هم و دستجلوها مساوی گرفته شدهاند. دستجلوها وقتی میزان هستند که سوار دهان اسب خود را اندکی حس میکند. مربی نظارت میکند که سوار در موقع میزان کردن دستجلوها حرکتی نکند که باعث منحرف شدن سر اسب به یکی از طرفین باشد. به فرمان "پیاده ـ خیز" دستجلوها را چنانکه در قسمت "سوار ـ خیز" گفته شد در دست چپ متقاطع کرده و دست چپ را روی قسمت آخر یالگاه و دست راست را روی قاچ جلو قرار میدهد. روی مچ بلند شده پای راست را از روی کفل رد کرده پس از جزئی مکث در این حالت، آهسته به روی زمین فرود میآید. در این حالت باید پاشنهها چسبیده و زانوها خم باشند و پس از آن، به صورتی که در بالا گفته شد در کنار اسب قرار میگیرد. برای پریدن به زمین و سوار شدن بر اسب بدون مکث، مربی فرمان "پیاده سوار ـ خیز" میدهد. سوارها اغلب با تمرینهای "سوار ـ پیاده خیز" و "پیاده ـ سوار خیز" که از هر دو طرف به اجرا گزارده میشوند ورزیدهتر میشوند. این حرکتها را فقط در حال توقف و بدون استفاده از رکاب اجرا میکنند.
سوار و پیاده شدن در حالتی که سوار همانگونه که گفته شده، در کنار اسب قرار گرفته است به فرمان "سوار" به راست ـ راست کرده یک قدم به راست بر میدارد تا مقابل شانه اسب رو به رکاب واقع شود. دست چپ را همانگونه که برای "سوار ـ خیز" گفته شد، قرار میدهد. پای چپ را تمامی (در صورت لزوم با کمک دست راست) در رکاب میکند و به صورتی نزدیک میشود که زانوی چپش به زین تکیه کند - شانه سوار به موزات شانه اسب - و دست راست را روی قاچ جلو میگذارد. به فرمان "شوید" سوار با فشار پای راست و اندکی کشش دو بازو، روی گردن و قاچ عقب از زمین بلند میشود. زانوی چپ خمیده و چسبیده به زین، بالا تنه برای جلوگیری از چرخیدن زین، کمی مایل به جلو، پای راست را نزدیک پای چپ قرار داده پس از اندکی مکث پای راست را از روی کفل رد کرده پس از مکثی کوتاه به آرامی در زین قرار میگیرد و هر یک از دستجلوها را در یک دست گرفته پای راست را در رکاب میگذارد. مربی به سوارها دستور میدهد که از زدن نوک پنجه پای چپ به آرنج و یا زیر شکم اسب در موقع بلندشدن روی رکاب چپ اجتناب کنند. این خطا اسب را بد رکاب و بیتربیت میکند. به فرمان "پیاده" دستجلو راست را به دست چپ داده دست چپ را روی گردن اسب گزارده پای راست را از رکاب خارج کرده، دست راست را روی قاچ جلو قرار میدهد. به فرمان "شوید" روی رکاب چپ بلند شده ساق راست را با کمی خمیدگی بدون این که به اسب بخورد از روی کفل رد کرده پای راست را نزدیک پای چپ برده زانوی چپ چسبیده به زین. بالا تنه قدری مایل به جلو با تکیه بر بازوان، پای چپ را هم از رکاب خارج کرده به آهستگی به زمین میآید و دوباره در کنار اسب قرار میگیرد. (پیاده شدن عکس سوار شدن است) سوارها باید پیاده و سوارشدن از هر دو سمت را تمرین کنند.
سوار شدن
استفاده از رکاب رکابها وقتی اندازه هستند که اگر سوار به درستی روی زین نشسته و ساقهایش بهطور طبیعی آویخته باشند کف آهن رکاب تقریباً بین قوزک و پاشنه پا واقع شود. نباید بیش از وزن ساق به رکاب فشار آورد. بایستی یک سوم از پهنای پنجه را در رکاب قرار داد و پاشنه پایینتر از پنجه قرار گرفته و عضلههای پا هم منقبض نباشند. وقتی پا در رکاب قرار گرفت شاخه جلوی رکاب باید به سمت خارج متمایل شود، به این ترتیب بند رکاب در پهنای خود روی برگه زین قرار میگیرد. اگر بینش از اندازه به رکاب تکیه شود، اثر نشست کم و زانو منقبض شده مانع حرکت آزادانه ساق میشود. اگر سوار پا را کمتر وارد رکاب کند ممکن است رکابها از پایش درآید و چنانچه بیش از معمول پا را داخل رکاب کند حرکت یورتمه آزاد مشکل میشود و در صورت زمین خوردن هم ممکن است حوادث ناگواری بروز کند. همیشه باید در چهار نعل بلند، تاخت و پرش تمام پنجه پا در رکاب باشد. مربی ابتدا در قدم و بعد در کلیه روشها، سوارها را وادار کند که پاها را داخل رکاب گزارده و از آن خارج کنند. به علاوه در موقعی که فرمان آزاد داده میشود به سواران میآموزد که با اندازه کردن بند رکاب به نسبت طول بازوهای خود در حال پیاده بتوانند رکابهای خود را اندازه کنند.
گرفتن دستجلوها در حالت سواره انگشتها باید نرم و حساس بوده و شل نباشند، دستها در حالت دست دادن با دیگران دستجلوها را میگیرند. دستهای سبک حساس و مسئول، یکی از بزرگترین امتیازهایی است که سوارکار باید داشته باشد. دستجلوها در دو دست (جدا) دستجلو سمت راست را در دست راست و دستجلو سمت چپ را در دست چپ بگیرید به صورتی که دستجلو از زیر انگشت کوچک وارد دست شده ازروی کف دست و از روی بند دوم انگشت سبابه عبور کرده و شصت روی آن قرار گیرد. انگشتها غیر از سبابه و شصت که محکم دستجلوها را نگه میدارند به طور سبک و نرم و ارتجاعی دستجلوها را میگیرند دنباله دستجلوها به طرف راست یا چپ گردن اسب میافتند. همچنین دستها 10 سانتیمتر جلوی قاچ و 10 سانتی متر بالاتر از جدوگاه قرار میگیرند. مچها باید مرتجع بوده و ساعد منقبض باشد. دستها در حدود 25 سانتیمتر جدا از همدیگر قرار میگیرند. آرنج معمولاً به طور طبیعی نزدیک بدن کمی جلوی نوک لگن خاصره قرار میگیرد. شانه و آرنج و مچ باید نرم باشند این حالت در موقع اداره کردن اسب در روشهای مختلف تغییرات مختصری دارد اما دستجلوها هیچ وقت نباید خیلی جمع بوده یا زیاده از حد کشیده شوند، همچنین نباید دستجلوها آنقدر آزاد باشند که تماس با دهان اسب از بین برود یا برای جمع کردن آنها آرنج به پشت کمر برسد، برای میزان یا کوتاه کردن دستجلوها، دستهایتان را به هم بچسبانید با کمک انگشتهای سبابه و شست یک دست، دستجلوی دست مخالف را بکشید یعنی انگشتان دستی که میخواهد دستجلو را کوتاه کند آن را نرم نگه میدارد تا میزان شود. دستجلوها به دست راست انگشت سبابه به صورتی وسط دو دستجلو قرار میگیرد که شست روی دستجلوی چپ و سه انگشت دیگر روی دستجلوی راست و ناخن شست رو به بالا باشند. دنباله دستجلو در طرف راست یا چپ گردن اسب میآویزد. دست چپ آزاد به طور راحت و سبک روی ران و یا به طور طبیعی در جای خود آویزان میشود. دستجلوها به دست چپ انگشت کوچک به صورتی بین دو دستجلو قرار میگیرد که دستجلو را از روی کف دست و از روی بند دوم انگشت سبابه عبور داده و شست روی آن و ناخن شست رو به بالا قرار داشته باشد. دنباله دستجلو در طرف راست یا چپ گردن اسب میآویزد. دست راست مانند دست چپ که در بالا گفته شد راحت و آزاد آویخته میشود. حرکت به دست راست یا به دست چپ وقتی که طرف راست یا چپ اسب به داخل حصار واقع شود، میگویند سوار به دست راست یا چپ حرکت میکند (یعنی اگر دست راست به داخل حصار است سوار به دست راست و اگر دست چپ به داخل حصار است سوار به دست چپ حرکت میکند).به فرمان "به دست راست (یا به دست چپ) رو" سوار به جلو حرکت کرده و در موقع رسیدن به خط حصار به سمتی که تعیین شده میچرخد. نرمشهای تفریحی منظور از نرمشهای تفریحی (زیرا اغلب بازی گونه هستند) برگشت به شادابی روحی و رفع گرفتگی جسمانی سوار است. بنابراین هر حرکتی که او را خرسند کرده، مشغولش کند و عضلات او را از انقباض خارج کند مقید است. نرمشهای تفریحی باید عاقلانه و تدریجی تغییر کند تا منجر به سانحهای نشود. در اینباره در بخشهای آتی بیشتر میخوانید. یورتمه آزاد یورتمه آزاد هنگامی شروع میشود که سوارها رکاب گرفته باشند و اصول آن به شرح زیر است: در موقعی که اسب یورتمه حرکت میکند سوار بالا تنه را به جلو متمایل کرده با حفظ تماس ملایم زانوها، به رکاب تکیه کرده روی اریب اول بلند شده و نشست خود را تا اریب دوم بالا نگاه میدارد و به همین ترتیب ادامه میدهد به صورتی که در هر دو اریب یک بار بلند شود. در ابتدا برای این که سوار به راحتی این روش را اجرا کند باید گردن اسب را نوازش کند تا بالاتنهاش به جلو متمایل شود. برای اجرای صحیح یورتمه آزاد رعایت نکات زیر لازم است: جدا کردن نشیمن از زین، دادن نشیمن به جلو، تکیه ملایم روی رکابها، برگشت نشیمن بر روی نشیمنگاه زین.
یورتمه آزاد
نشاندن سوار در زین نشست یعنی استقرار بر روی اسب به صورتی که در هر زمان و هر نوع حرکت اسب، سوار قادر به حفظ تعادل خود باشد. نشست باید نرم و قاطع بوده، حرکتهای اسب را حس کرده و کاملا" آزاد و مستقل باشد.به وسیلة سواری بی رکاب، اجرای نرمشها و حرکت با گام چهار نعل به این نوع نشست خواهیم رسید. از هنگامی که سوار به خود متکی و مشتاق یادگیری شد، این آموزشها شروع شده ادامه پیدا میکند. اجرای نرمشها و سواری بی رکاب در هر جلسه از آموزش الزامی است. مربی ابتدا سوار را در میدانی محصور آموزش میدهد و در پی آن کار در صحرا به صورت پیوسته که به استقرار هرچه بهتر سوار بر روی اسب کمک میکند را ادامه میدهد و مدت زمان آموزش را با در نظر گرفتن توان اسب طولانی و طولانیتر میکند. او سوارها را با آموزش در زمینهای متنوع، بالا رفتن و پایین آمدن از شیبهای سخت ورزیده میکند و مرحله تکمیلی این قسمت، پرش از روی موانع با ارتفاع کم است که به تدریج بلندتر هم میشوند. در این مرحله از آموزش باید: 1. وضعیت سوار روی اسب را اصلاح کرد 2. آموزش بی رکاب را پی گرفت 3. در اجرای نرمشها تأکید کرد. در این مرحله ممکن است سوار اعتماد به نفس نسبی بهدست آورد ولی نشست او نامتعادل و متزلزل باشد. با این که ترس او به کلی زائل شده، همچنان بعضی از مفاصل منقبض مانده و یا به هنگام حرکت سریعتر اسب، منقبض میشوند. این پدیده در اثر کاهلی در اجرای نرمشهاست که او را از استفاده صحیح از کمکها و اجرای اثرها محروم میکند.
وضعیت سوار روی اسب سوار بایستی عمود بر زین و حتیالامکان در جلوی زین نشسته باشد. کمر و تهیگاهها نرم باشد. رانها خویش بدون فشار و بهصورت طبیعی در طرفین اسب آویخته باشند. زانوها کمی خمیده و بدون کشیدگی و انعطافپذیر باشند. ساقها آزاد و به طور طبیعی آویخته باشند. قوزک پا انعطافپذیر باشد. پاها به طور طبیعی (در سواری بدون رکاب) آویخته باشند. پاشنهها (در سواری با رکاب) پایینتر از پنجه پاها باشند. بالاتنه راحت ـ آزاد ـ راست باشد.
کمر آزاد آماده انعطاف برای هماهنگی با حرکات اسب باشد. شانهها به طور طبیعی آویخته نه به جلو آمده و نه به عقب رفته باشند. بازوها آزاد و نیمه خم و آرنجها بطور طبیعی آویخته باشند. دستها به ارتفاع آرنج و در امتداد ساعد و از یکدیگر فاصله داشته باشند. سر راست، راحت و گردن افراشته و چشمها به افق دوخته شده باشند.
این حالت هیچ نوع انقباض در عضلانی ایجاد نکرده و میتوان مدت مدیدی بدون خستگی در این حالت سواری کرد. برای رسیدن به وضعیت مطلوب که همانا استفاده صحیح و به موقع از کمکها است سوار باید بتواند به نرمی روی زین بنشیند، محکم و با ثبات باشد و همواره احساس راحتی کند.
نرمی: زمانی است که مفصل و عضله منقبض نباشد. ثبات: پرهیز از هر نوع حرکت اضافه است. راحتی: عدم درگیری ذهنی و جسمی که به سوار اجازه میدهد صحیح و به موقع عمل کند. وقتی ثباتی در کار نیست سورای به راحتی مقدور نمیباشد. از نرم و سبک نشستن به ثبات میرسیم که مربی باید آن را مد نظر قرار داده و بداند که اگر سوار به نرمی روی زین بنشیند ثبات در نشست او بیشتر میشود. برای حصول به این نتیجه سوار باید تا میتواند نشیمنگاه را به جلو رانده، وزن بالاتنه روی زین منتقل شده و در حالیکه تماس او با زین هرچه نرمتر است، خود را با حرکاتهای اسبش هماهنگ کند. اگر بیش از اندازه بر روی زانوها و یا رکابها تکیه شود، نشست از اسب دور شده و دیگر محکم نیست. در حالیکه، وضعیت نشسته نقاط تماس را زیاد کرده و ثبات را بیشتر میکند. سوار وقتی قائم است که بالاتنهاش عمود و شانهها، بازوها و ساقهایش طبیعی آویخته باشند. این وضعیت متعادل وضعیتی است که نتیجه راحتی آن است. سواری که بالاتنهاش مایل به جلو باشد متعادل نیست و حرکتهای غیر ارادی او از حد میگذرد. سواری که شانههایش عقب رفته باشد کمرش فرو رفته و منقبض خواهد شد. نرمی کمر وضعیت سوار روی اسب و نشیمن شرط اصلی نشست صحیح است که با خنثی کردن تکانها به سوار اجازه میدهد که تماس ملایمی با اسب خود داشته و قائم بماند. چنانچه نشست سوار بیشتر متمایل به قاچ جلو باشد، حرکتهای کمر اسب را آسان میکند. رانها رانها باید فقط با وزن خود و وزن ساقها به تساوی و در طرفین اسب آویخته شده باشند. تماس پهنای داخلی ران باعث میشود تماس با زین بیشتر شده، ساقها آزادانهتر عمل کنند و این تماس به مرور به چسبندگی تبدیل شده، و به طور شایانیبه استحکام نشست کمک میکند. فراموش نشود که چسبندگی ران بیشتر در گرو نرمی و تعادل است نه با انقباض و فشار زانوها. برای این که ساق بتواند به موقع عمل کند باید نزدیک بدن اسب قرار گرفته و ثابت باشد. حرکت غیر ارادی ساق، هم اسب را پریشان و هم خود ساق را بی اراده میکند. ثبات ساق آن را آزادتر میکند و زمانی به این نتیجه میرسیم که در راستای بالاتنه قرار گرفته و زانو بدون انقباض کمی خمیده باشد. سوار نباید با ساقها، خود را به اسب بچسباند مگر وقتی حرکت اسب ناگهانی و خطرناک باشد. در موقع پراندن اسب باید ساقها اسب را احاطه کرده و کاملا" با او در تماس باشند. در سواری بیرکاب ساقها به کلی آویخته و نوک پنجه بصورت طبیعی به سمت زمین خواهد بود. استفاده به موقع و صحیح از دست جلوها میسر نیست، مگر وقتی که بالاتنه سوار خیلی آزاد، بوده حرکتهای مفاصل، شانه و بازو نرم و مچها در امتداد ساعد قرار گرفته باشند. روی هم رفته یک نشست مناسب، هماهنگ و محکم که سبب اطمینان، استقلال حرکتها و آزادی کامل فکر است، باید در بر دارنده این خواص باشد: قائم بودن بالاتنه نرمی کمر در تماس بودن رانها ثابت بودن ساقها راحتی شانهها، بازوها و سر
سواری بیرکاب رکابها به سوار اعتماد به نفس داده، به او اجازه میدهند که تعادل خود را راحتتر در زین حفظ و تا اندازهای حرکتهای او را اصلاح کند. ولی درابتدای آموزش، به علت این که اغلب زانوها بلا اراده بالا رفته و باز میشوند و نشست به عقب رفته و شانهها به جلو میآیند، استفاده از رکاب تا اندازهای وضعیت سوار را به هم میریزد. بر خلاف سواری با رکاب، در سواری بیرکاب سوار به ناچار در قعر زین جا گرفته، زانو و ساقهایش با وزن خود آویخته و نقاط تماس اضافه شده و باعث میشود، نشست سوار استحکام بیشتری پیدا کند.
سواری بی رکاب سواری بی رکاب در همه مراحل از ابتدائی تا پیشرفته الزامی است. در مراحل ابتدائی، این قسمت از آموزش پایهها و شالوده سواری را محکم و استوار کرده، آینده روشن سوار کار را تضمین میکند. این بخش از آموزش برای نیل به اهداف دلخواه به زمانی طولانی نیاز دارد که این مدت زمان اغلب در اختیار هر مربی و نوآموزی نیست و به ناچار نمیتوانند آنچه را که دلخواه است و آنگونه که بایسته است آن را به اجرا بگزارند و از طرفی این محدودیت نباید موجب غفلت شده آن را نادیده گرفته و از آن غافل شویم. برای جبران، مربی باید در هر جلسه آز آموزش بخشی از آن را به سواری بی رکاب تخصیص دهد. آموزش این بخش در میدان محصور الزامی است چرا که، نفس هدایت اسب برای سوراکار مبتدی درگیری ذهنی ایجاد کرده و به ناچار باعث میشود تا عضلات او منقبض شوند. به این دلیل مربی آنها را در قطار و پشت سر سوارکاریآموزش دیده قرار داده و برای اینکه به دستجلوها تکیه نکرده و آزادانه فقط در پی اصلاح وضعیت اسقرار روی اسب و حفظ تعادل مناسب باشند، از آنها میخواهد دستجلوها را روی گردن اسب گزارده و دستهای خود را آزاد کنند. تعداد سوارکاران مبتدی حاضر در قطار هرچه کمتر باشد بهتر است و نفر سر گروه هم باید به همان صورت دیگر سوارکاران سعی کند اسب را، پیوسته و منظم در گام یورتمه حرکت دهد و آهنگ حرکت یورتمه در ابتدا باید بسیار کند بوده و به تدریج بر سرعت آن افزوده شود. مربی با توجه به وضعیت تک تک سوارها باید توجه کند که همگی به راحتی و آزادانه روی زین نشسته باشند. مربی باید به جراحات ناشی از این بخشاز سواری توجه کرده و بداند که هر نوع جراحت و کوفتگی باعث کندی پیشرفت میشود. اگر مربی در صحرا آموزش میدهد، وضعیت پیشرفت سوارها را مد نظر داشته و آموزش با رکاب و یا بی رکاب را بهطور متناوب به اجرا میگذارد. در جلسههای اولیه آموزش سواری بی رکاب در گام قدم و اگر در یورتمه باشد با آهنگ بسیار کند به اجرا گزارده میشود.
نرمشها اهدافی که نرمشها در پی آن هستند: برطرف کردن هر نوع انقباض اصلاح وضعیت سوار که ناشی از انقباض است. به دست آوردن استقلال کامل حرکتها در هریک از اندامها نرمشها ابتدا در حالت ایست و سپس بر روی دایرهای به اجرا گزارده میشوند. مربی از قرار دادن نشست سوار در زین (به کمک راندن نشیمنگاه به جلو) و جای دادن او در زین شروع کرده پس از آن سعی میکند که کمر سوار را نرم کرده رانها و زانوهایش را در روی سطح داخلی قرار داده و از او بخواهد ساقها و بازوهایش را بهطور طبیعی بیاویزد. مربی سعی میکند سوار را وادار کند تا به راحتی روی زین نشسته و اندامهایش حرکتهائی مستقل و هماهنگ داشته باشند. نرمشها باید با معرفت کامل به نتیجهای که باید به دست آورد، اجرا شوند نه باری به هر جهت و برای رفع مسئولیت و اتلاف وقت - اگر هدف از آنها رفع معایب سوار نباشد و به درستی و دقت اجرا نشده و همواره تکرار نشوند، به هیچوجه مفید فایده نخواهند بود. اگر سوار متمایل به قاچ عقب با کمر منقبض و چال و شانههای عقب رفتهنشسته باشد، مربی از او میخواهد، کمر را آزاد کرده و او را مجبور میکند که نشست را به جلو کشیده با اجرای حرکتهای بلند کردن رانها ـ خم کردن کمر به جلو و چرخش کمر معایب خود را برطرف کند. بر عکس، اگر سواری دارای سینه فرو رفته و شانههای منقبض و خیلی جلو آمده باشد، از او میخواهد کمر را راست کرده و نرمشهای بازو را در حالتی که نگاهش به بالا و دور است، اجرا کند. اگر سوار با انقباض عضلههای رانها به زین چسبیده باشد، مربی امر به اجرای حرکت بلند کردن متناوب رانها میدهد. اگر زانویش بالا میرود اشکالش را با چرخش ران و خم کردن زانو رفع میکند. در صورتی که رانها به خارج چرخیده و زانو باز شده باشد و یا این که زانوهایش منقبض و ساقها کشیده و متمایل به جلو باشند، این معایب با چرخش ران و خم کردن زانو برطرف میشوند. اگر بازوها به جلو آمده و شانهها و آرنجها منقبض باشند سوار را به تمشیت (به راه انداختن ـ روان ساختن) دستجلوها وا میدارد «رها کردن ـ گرفتن دستجلوها با یک دست یا در دو دست (جدا)». این حرکتها فوقالعاده مفید است ولی نباید فقط به آنها بسنده کرد. مربی میتواند برای پیشرفت و ازدیاد رغبت سوار، هر نوع تغییر و تبدیلی را بر حسب ابتکار خود اجرا کند. توجه داشته باشید که حرکتها باید متنوع و ساده باشند. نرمشها در ابتدا به آهستگی اجرا شده و به مرور سریعتر میشوند. مربی باید سعی کند که حرکت یک قسمت از بدن، در قسمتهایی که باید بیحرکت مانده یا در جهت دیگری حرکت کنند تأثیر نگزارد. مثلاً حرکت بازوی راست نباید به هیچ وجه سبب حرکت بازوی چپ شده یا بالاتنه را از حالت قائم خارج کرده و باعث شود تا وضعیت ساقها تغییر کند. نرمشها گاهی با فرمان مربی و گاهی آزادانه و به اختیار اجرا میشوند. با تعیین حرکت و به فرمان "شروع کنید" سوار حرکت را شروع کرده و آنقدر ادامه میدهد که بگویند "حرکت بس". اگر لازم باشد، سوار میتواند بدون اجازه دستجلوها را به یک دست گرفته، جدا کرده و یا رها کند. گاهی لازم است، هر سوار نرمشهائی که فقط برای او در نظر گرفته شده پیوسته اجرا کند. برخی از نرمشهای مهم در شکل نشان داده شده است.
حرکت بازوها حرکتهائی است که پیاده هم اجرا میشوند ولی مفیدترینها روی اسب عبارتند از: چرخاندن بازوها (راست یا چپ) خمکردن بازوها (راست یا چپ) چرخاندن متناوب بازوها حرکتهای مرکب مخالف، یعنی یک بازو میچرخد در حالیکه بازوی دیگر خم میشود. نرمشهای کمر خم کردن کمر: سوار به فرمان "نوازش یک شانه یا تهیگاه" نشی
[ ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۰۲:۱۸:۰۲ ] [ عصر ]
|
|
| [RSS ] [Weblog Themes By : nasrblog.ir] | ||