|
حامدرحیمی پنجکی | ||
|
|
>
پیلاتس چیست؟
پیلاتس (کنترولوژی) ، عبارت است از ایجاد هماهنگی کامل بین جسم، ذهن و روح. پیلاتس (Pilates) ، ورزشی است که تمام تمرکز خود را بر روی پیشرفت بدن بر اساس توازن معطوف می کند و این توازن از طریق استحکام ماهیچه ها، انعطاف پذیری و آگاهی لازم به منظور پشتیبانی از حرکات موثر و دلپذیر انجام می شود. پیلاتس یکی از معروف ترین سیستم های ورزشی در کشور است. به نظر می رسد که همه افراد یا در حال انجام پیلاتس هستند و یا علاقه دارند که برنامه ورزشی پیلاتس را شروع کنند. در حقیقت یکی از بهترین نقاط مثبتی که برای پیلاتس وجود دارد این است که گستره وسیعی از افراد را در بر می گیرد. مهم ترین فواید این ورزش عبارتند از : قوی تر شدن، بلندتر شدن، لاغر شدن و توانایی بالاتر برای انجام هر کاری به آسانی. افراد ابتدا با روشی هدفمند، کنترل کامل جسم خود را در دست می گیرند و سپس از راه تکرار کامل حرکات آن به شیوه تدریجی ولی پیشرفت کننده به یک نوع هماهنگی طبیعی دست پیدا می کنند. کنترولوژی باعث پرورش هماهنگ اجزای بدن می شود، حالت ها و حرکات نادرست بدن را اصلاح می کند، نیروی حیات را به بدن بازمی گرداند و توان ذهنی را افزایش می دهد. انجام این ورزش، پرورش جسمانی را به ایده آل نزدیک می کند. این ورزش بین مغز و بدن، هارمونی فیزیکی ایجاد کرده و توانایی بدن افراد را در هر سنی بالا می برد. از آنجا که این ورزش در حالت های ایستاده، نشسته و خوابیده بدون طی مسافت و پرش و جهش انجام می گیرد، آسیب های ناشی از صدمات مفصلی را کاهش می دهد، زیرا حرکات این ورزش با اجرای تنفس عمیق و انقباض های عضلانی انجام می گیرد.
پایه گذار ورزش پیلاتس پیلاتس روشی از تمرینات ورزشی بود که در سال 1920 توسط ژوزف پیلاتس به وجود آمد. لازم به ذکر است که این رشته ورزشی از سال 1385 توسط سرکار خانم بهاره عطری وارد ایران شد. ایشان هم اکنون رییس و بنیانگذار انجمن ورزشی پیلاتس است.
قوای بدنی در پیلاتس زمانی که از طریق پیلاتس ورزش کنید، هسته ماهیچه ها قوی می شود و کارها را به خوبی و آسان تر انجام می دهند. آنها پشت سر هم با ماهیچه های سطحی بالاتنه کار می کنند تا ستون فقرات و حرکت ناشی از آن را هدایت کنند. زمانی که هسته ماهیچه ها را توسعه می دهید، میزان پایداری از کمر به بالا را نیز افزایش می دهید. لذا پیلاتس برای افرادی که از درد کمر رنج می برند، می تواند مفید باشد. زمانی که ستون فقرات به طور مناسب پایدار باشد، فشار روی کمر از بین می رود و بدن قادر خواهد بود که به طور آزادانه با حرکات موزون، حرکت کند.
اصول مهم در پیلاتس اصول مهم پیلاتس برای رسیدن به نتیجه مطلوب عبارتند از : مرکز گرایی، کنترل، جریان داشتن، تمرکز و تنفس. ورزش پیلاتس همیشه تمامی تکیه خود را بر روی کیفیت گذاشته نه کمیت. شما این موضوع را درخواهید یافت که این ورزش بر عکس ورزش های دیگر، دارای تکرار بیش از حد هر حرکت ورزشی نیست. انجام هر کدام از حرکات به طور کامل و با دقت در این ورزش باعث می شود که نتیجه دلخواهتان را در مدت زمان کوتاه تری به دست آورید. پیلاتس یک روش منحصر به فرد ورزشی است و تا زمانی که اصول اولیه آن رعایت شود، متمایز از دیگر ورزش ها خواهد بود. کسانی در ورزش کردن موفق می شوند که بتوانند هسته ماهیچه هاشان را به کار بیندازند و در پیلاتس این کار صورت می گیرد.
فواید تمرینات پیلاتس * تقویت سیستم ایمنی بدن * بالا بردن قوای بدن و آزاد سازی افکار منفی از ذهن و فکر * کاهش دهنده دردهای مهره ای و کمر * ایجاد کشیدگی در ظاهر اندام * به وجود آورنده شکم صاف و کمر باریک * انعطاف پذیری و ایجاد تعادل * افزایش تحرک مفاصل * حجیم کردن فضای ریه و افزایش قابلیت تنفس * تقویت سیستم قلبی- عروقی * افزایش دامنه حرکات مفاصل و عضلات * از بین بردن درصد جراحت و آسیب پذیری * داشتن خواب بهتر * کاهش استرس و عصبانیت و خستگی پیلاتس برای چه کسانی مفید است؟ - برای تمام خانم ها و آقایانی که به تناسب اندام و وضعیت عمومی جسمانی خود علاقه دارند. - ورزشکاران، به خصوص افرادی که به علت داشتن حرکات یک جانبه صدمه دیده اند. - افرادی که دارای دردهای پشت مداوم هستند. - افرادی که پس از یک دوره نقاهت می خواهند، دوباره زندگی پرنشاطی داشته باشند. - سالخوردگانی که می خواهند زندگی فعالی داشته باشند. - افرادی که می خواهند از پوکی استخوان جلوگیری کنند. - افرادی که دچار بیماری های روحی- روانی و خستگی های ناشی از آن هستند. - افراد چاق و اصولا افرادی که با وزن خود مشکل دارند. تعاریفپیلاتس به مجموعهای از تمرینات ورزشی تخصصی اطلاق میشود که بر بدن و ذهن فرد تاثیر گذاشته و ضمن بالا بردن قدرت واستقامت تمام اعضای بدن، عمقی ترین عضلات بدن را مورد هدف قرار میدهد. تمرینات پیلاتس عبارت از تلاش برای تمرکز فکر و درایت فرد برروی عضلات بدن و چگونگی و عملکرد آنهاست. به مرور زمان و با اجرای مکرر حرکات، ذهن انسان بدن را بهتر درک میکند و آن را توانمندتر و متعادل تر میسازد. همچنین حرکات پیلاتس عضلات و مفاصلی را مورد هدف قرار میدهد که در فعالیتهای روزانه درگیر هستند، مانند: نشستن، راه رفتن، حمل کردن بار، خم وراست شدن. با تمرینات ورزشی پیلاتس طرز صحیح انجام حرکات روزانه در بدن ثبت میشود. پیلاتس حرکات ورزشی را به شکلی آموزش میدهد که مانع بروز صدمات ورزشی گردد. کنترولوژی به ایجاد هارمونی یا هماهنگی کامل بین جسم، ذهن و روح انسان اطلاق شدهاست. علم کنترولوژی به فرد میآموزد که با مغز و اراده خویش، اختیار کامل جسم را در دست بگیرد؛ بدین ترتیب که عضلات بدن فرد از اراده او فرمان ببرند. افراد ابتدا ازطریق کنترولوژی به شیوه هدفمند، کنترل کامل جسم خود را در دست میگیرند و سپس از راه تکرار کامل حرکات آن به شیوه تدریجی ولی پیشرفت کننده به یک نوع هماهنگی طبیعی دست پیدا میکنند. کنترولوژی باعث پرورش هماهنگ اجزای بدن میشود، حالتها و حرکات نادرست بدن را اصلاح میکند، نیروی حیات را به بدن بازمیگرداند و توان ذهنی را افزایش میدهد. تاریخچهپیلاتس نخستین بار توسط یوزف پیلاتس، که متولد سال ۱۸۸۰ در آلمان بود، طراحی شد. وی در طول نیمه اول قرن بیستم، نسبت به گسترش و توسعهٔ مجموعهای از تمرینات خاص، که به منظور تقویت بدن و ذهن انسان در نظر گرفته شده بودند، اقدام نمود. یوزف پیلاتس معتقد بود که سلامت جسمی و روانی ارتباط درونی تنگاتنگی با یکدیگر دارند. او در دوران جوانی خویش با بسیاری از شیوهها و روشهای تمرین فیزیکی و نرمش بدنی که در آلمان آن روزگار قابل دسترسی بودند، آشنایی پیدا کرده بود، و آن را از این زمینه این بود که او کار خود را توسعه دادهاست که ارتباط روشن با فرهنگهای فیزیکی در اواخر قرن نوزدهم مانند استفاده از به خصوص اختراع دستگاه و ادعا میکنند که ورزش میتواند بیماری را درمان کند. این شیوه همچنین با روشهای سنتی همچون «ورزشها و تمرینات اصلاحگر» و یا «ژیمناستیک طبی» که توسط پهر هنریک لینگ مورد توجه قرار گرفته بودند، در ارتباط بود. پیلاتس روشی از تمرینات ورزشی بود که در سال ۱۹۲۰ توسط یوزف پیلاتس به وجود آمد در اصل جزء برنامههای آمادگی جسمانی زندانیان جنگ بود و بعدها به عنوان یکی از وسایل رسیدن به بالاترین سطح زیبایی اندام تبدیل شد. نام این ورزش در ابتدا توسط یوزف پیلاتس علم کنترل بدن نام گذاری شده بود که پس از مرگ وی بدلیل احترام و حفظ یاد و خاطره او توسط بازماندگانش به نام پیلاتس متداول شد. یوزف پیلاتس، در طی دوران زندگی خویش، دو کتاب منتشر نمود که هردوی آنها به تمرینات مخصوص روش ابداعی او مربوط بود: کتاب نخست که وی آن را در سال ۱۹۳۴ تدوین کرد و عنوان آن: سلامتی شما: مجموعهای اصلاحگر از تمرینات ورزشی که انقلابی در کل رشته تربیت بدنی هستند و کتاب دیگر که در ۱۹۴۵ انتشار یافت و عنوانش: بازگشت به زندگی از طریق کنترولوژی (دانش کنترل بدن) بود. این روش پس از مرگ یوزف پیلاتس نیز توسط گروه کوچک طرفداران وی زنده نگه داشته شد و رفته رفته علوم تازه نیز به قوانین مورد توجه پیلاتس پی برد. این ورزش ناشناخته به تدریج تبدیل به یک روش تکمیلی ورزشی به شکل همگانی و حتی خانگی شدهاست. اصول مهم در پیلاتسپیلاتس بر مبنای شش اصل: تمرکز، کنترل، تحرک، ایجاد نیروی دفاعی، دقت و تنفس (هواگیری)، بنا شدهاست. این ۶ اصل مهم پیلاتس برای کیفیت عملکرد و نتیجه موفقیت آمیز این ورزش عناصر حیاتی هستند. ورزش پیلاتس همیشه تمامی تکیه خود را بر روی کیفیت گذاشته نه کمیت. برعکس سیستمهای ورزشی دیگر که شامل تکرار بیش از حد هر حرکت ورزشی است، در پیلاتس انجام هرکدام از حرکات به طور کامل و با دقت صورت میگیرد و این امر باعث میشود که ورزشکار در کوتاه ترین زمان ممکن به نتایج دلخواه دست یابد. پیلاتس درواقع یک روش منحصر به فرد ورزشی است که در آن، قوای بدنی و پایداری ستون فقرات، تا زمانی که ۶ اصل اولیه آن رعایت شود، حفظ میگردد. وزنه برداری به طور مثال میتواند توجه زیادی روی بازوها یا قوای پاها نشان دهد. بدون توجه به این موضوع که این قسمتها در ارتباط با سایر بخشهای بدن هستند. حتی دویدن یا شنا کردن نیز روی پاها و بازوها و کمی به نرمی روی اعصاب کار میکند. در نهایت کسانی در ورزش کردن موفق میشوند که بتوانند هسته ماهیچههاشان را به کار بیندازند اما در پیلاتس این دستیابی به کل در آن جا داده شده و از ابتدا یاد گرفته میشود. انسانها تقریباً در دوران کودکی از نعمت رشد طبیعی و متعارف جسمانی برخوردارند اما با شروع دوران بلوغ، جسم افت کرده و شانهها خمیده میشوند، عضلات شل و آویزان شده و نیروی حیاتی بشدت رو به تحلیل میرود. این قضیه امری فراگیر و طبیعی است و گفته میشود انجام حرکات ورزشی کنترولوژی و رعایت دستورالعملهای آن پرورش جسمانی را به ایدهآل نزدیک میکند. فواید پیلاتس[ویرایش]کسانی که کنترولوژی را برای اولین بار تجربه میکنند احساس میکنند سرحال آمده و بعداز سالها ذهن آنان از خواب بیدار شدهاست. گفته میشود که کنترولوژی باعث پرورش هماهنگ اجزای بدن شده و حالتها و حرکات نادرست بدن را اصلاح میکند. این روش همچنین نیروی حیات را به بدن بازمیگرداند و توان ذهنی را افزایش میدهد. در عین حال ادعا شدهاست که ورزش پیلاتس دارای فواید ذیل میباشد:
علاوه بر این کسانی که ورزش پیلاتس را انجام میدهند خواب بهتر، عصبانیت کمتر، استرس و خستگی کمتر خواهند داشت. ازآنجاکه این روش تمرینی در وضعیتهای ایستاده نشسته و خوابیده بدون طی مسافت و پرش و جهش انجام میگیرد آسیبهای ناشی از صدمات مفصلی را کاهش میدهد، زیرا حرکات ورزشی در دامنههای حرکتی در سه وضعیت فوق با اجرای تنفسهای عمیق و انقباضهای عضلانی انجام میگیرد. با شروع پیلاتس میتوان قدم به قدم تغییر ظاهر، اجرای صحیح حرکات، بدن جدید و بهتر، متوازن، صاف و کشیده، بلندتر، باریک تر و انعطاف پذیرتر با یک قدرت پنهانی ساخت. هدف پیلاتس از تقویت قوای بدنی کسب و حفظ بدنی سالم و ذهنی سالم برای اجرای خوب کارهای روزانه و دیگر فعالیتهای بدنی است. یوزف پیلاتستولد و دوران کودکییوزف پیلاتس در روز ۹ دسامبر سال ۱۸۸۳ در مونشن گلادباخ، که شهری کوچک در حومه دوسلدورف آلمان است، متولد شد. نام فامیلی او پیلاتو Pilatu تلفظ میشد که در اصل ریشه یونانی دارد، ولی بعدها پدرش آن را به پیلاتس تغییر داد. پدر یوزف مردی ورزشکار بود و در رشته ژیمناستیک برنده جوایزی شده بود و مادرش در رشته اعصاب تخصص داشت. او را کودکی ضعیف و بیمار توصیف کردهاند که در طفولیت خویش، از بیماریهایی مانند راشیتیسم، آسم و تب روماتیسمی رنج میبرد. به همین خاطر و با توجه به وقایع بعدی زندگی او باید گفت که وی تمام عمر خود را صرف بهبود توانایی فیزیکی خود کرد. در همان دوران کودکی روزی پزشکی به یوزف کتابی قدیمی و کهنه در مورد آناتومی بدن داد. این کتاب در تعیین خط مشی آینده زندگی یوزف نقش بسیار مهمی داشت، به گفته خود او: من تمام اعضای بدن را از روی کتاب یادگرفتم. هر اندامی را که یادمیگرفتم حرکت میدادم. در آن زمان کودکی ساعتها در جنگل پیادهروی میکردم و حرکات حیوانات را نگاه میکردم، اینکه چطور حیوانات اندام خود را بکار میبرند و حرکت میکنند. دوران نوجوانی و جوانییوزف پیلاتس در زمان نوجوانی اش در آلمان مشغول یادگیری برخی رشتههای ورزشی شد و در رشتههایی همچون ژیمناستیک (که رشته ورزشی پدرش نیز بود)، کشتی، بوکس، شنا و شیرجه فعالیت نمود و تبحّر یافت. وی در نوجوانی همچنین به طور جدی مشغول آموختن اسکی شد. به علاوه شروع به تحصیل در رشته بدن سازی، یوگا، و کونگ فو کرد. وی از آن پس مشغول مطالعه در حرکات ورزشی شرق و غرب شد و هر موضوعی را که به مقولات مربوط به حرکات و نرمشهای ورزشی در فرهنگهای مختلف بود، به طور عمیق و دقیق مورد مطالعه قرار داد. افزون بر این وی سعی کرد آنچه را میآموخت بر روی بدن خود پیاده کند. بدین ترتیب وی در سن ۱۴ سالگی چنان روی اندام خود فعالیت کرده بود که از عکسهای بدن او برای نمایش آناتومی بدن انسان و نمایاندن اجزاء و عضلات آن استفاده میکردند. مهاجرت به انگلستانیوزف پیلاتس به سال ۱۹۱۲ و به قصد فراگیری آموزشها و تعلیمات بیشتر، به همراه برادرش از آلمان به انگلستان سفر کرد. وی در آنجا در کنار فعالیتهای ورزشی مورد علاقه اش، در یک سیرک هم استخدام شد و در کنار برادرش به عنوان بازیگر سیرک مشغول به کار گردید. گرچه پیلاتس تا قبل از آن به عنوان یک ژیمناست، و یا یک غواص، فعالیت کرده بود، اما زمانی که او در سال ۱۹۱۲ به انگلستان نقل مکان کرد، رفته رفته به عنوان یک قهرمان بوکس حرفهای، و یک آکروبات سیرک معرفی شد. وی به زودی در این سیرک گروهی تشکیل داد که وظیفه آن انجام حرکات نمایشی بود. تا سال ۱۹۱۴ او و گروهش در سرتاسر انگلستان به اجرای برنامه پرداختند و توجهات بسیاری را به سمت خود جلب نمودند. بخصوص که او و برادرش در سیرک به انجام نمایشی میپرداختند که به نمایش یونانی معروف بود. پیلاتس همچنین به عنوان مربی دفاع شخصی در مدارس و پلیس اسکاتلندیارد به فعالیت پرداخت. در بازداشتگاه متفقیندر سال ۱۹۱۴ و همزمان با آغاز جنگ جهانی اول و درگیر شدن آلمان و انگلستان با یکدیگر در این جنگ، یوزف پیلاتس به همراه جمعی دیگر از هموطنان آلمانی اش دستگیر شد و در بازداشتگاه لانکستر که متعلق به قوای متفقین بود، زندانی گردید. با این وجود، زندانی بودن نیز، خللی در عزم و ارادهٔ او برای موفقیت ایجاد ننمود. چراکه وی در همان بازداشتگاه نیز فعالیتهای خود را پی گرفت و از جمله مشغول به آموزش ورزشهایی هچون کشتی و دفاع شخصی به همقطاران و همبندان خود شد. در عین حال هدف وی در آموزش همبندان خویش این بود، که نه فقط از تحلیل قوای جسمانی و نیروی بدنی آنها جلوگیری کند، بلکه آنان را به نحوی آموزش دهد که قوای جسمانی و نیروی بدنی آنان حتی تقویت گردد و از زمان ورود به بازداشتگاه بیشتر شود. رفته رفته و در همان بازداشتگاه متفقین بود که پپیلاتس، روش ورزشی منحصربه فرد و خاص خود را طراحی و ابداع نمود، روشی که بعدها اصطلاحاً «کنترولوژی» نامیده شد. در همان دوران مسئولان انگلیسی این بازداشتگاه وی را به بازداشتگاه دیگری منتقل ساختند. اما وی در بازداشتگاه جدید نیز دست از فعالیت نکشید و ضمن ارائهٔ آموزشهای قبلی به زندانیان، برای آنان نقشی شبیه به نقش یک پرستار هم ایفا نمود. وی در این دوران به زندانیان زیادی که به بیماریهای شایع زمان جنگ و یا بیماریهای ناشی از حضور در زندان مبتلا شده بودند، کمک کرد تا سلامتی از دست رفتهٔ خویش را بازیابند. پیلاتس در کنار انجام آموزشهای خویش و ارائهٔ نقش پرستاری جهت بیماران، کمکم شروع به ساخت وسایل و ابزارآلاتی نمود که برای افراد بیمار و ناتوان، نقش ابزارهای توانبخشی را ایفا مینمودند. این وسایل و ابزارآلات، عمدتاً از تختها و فنرهای شکسته و قدیمی که در بیمارستان بازداشتگاه موجود بود و همینطور از ابزار خراب و کهنه و به دردنخور بیمارستان ساخته میشدند و پیلاتس از آنها به عنوان وسایل و تجهیزات توان بخشی جهت بیماران استفاده میکرد. یک اتفاق شگفتدر سال ۱۹۱۸ ناگهان نوعی بیماری آنفلوآنزای خطرناک و مرگبار در سرتاسر دنیا شایع شد و در طی مدتی کوتاه باعث مرگ میلیونها نفر شد. تنها در انگلستان صدها نفر بر اثر این آنفلوآنزای مهلک قربانی شدند. این بیماری در سطح بازداشتگاهی که یوزف پیلاتس و همبندانش در آن زندانی بودند نیز شیوع بسیار پیدا کرد، اما اسباب کمال شگفتی بود که تقریباً تمامی زندانیان این بازداشتگاه و بخصوص زندانیانی که تحت آموزشها و مراقبتها و مراحل توان بخشی یوزف پیلاتس قرار گرفته بودند، به نحو معجزه آسایی از گزند آنفلوآنزای مرگبار در امان ماندند و جان سالم به دربردند. بازگشت به آلمانواقعهٔ شگفت روی داده در بازداشتگاه متفقین موجب شهرت یوزف پیلاتس بخصوص نزد هموطنانش شد. به همین دلیل یوزف پیلاتس بعد از پایان جنگ (جنگ جهانی اول) به کشور خویش آلمان بازگشت و در آنجا به همکاری با کارشناسان مهم در رقص و همینطور ورزشهای فیزیکی پرداخت و از جمله همکاری خود را با رودلف ون لابان آغاز نمود. یوزف همچنین به عنوان مربی دفاع شخصی در بخشی از ارتش آلمان که در هامبورگ مستقر بود، مشغول به کار شد. وی همچنین در زمینهٔ پرورش نیروهای پلیس و آموزش فن دفاع شخصی به آنان نیز، شروع به کار نمود. پس از جنگ، او به آلمان بازگشت. درعین حال پیلاتس بعد از جنگ علاوه بر این بطور خصوصی نیز روی افراد عادی تمرین میکرد. یوزف پیلاتس در این ارتباط گفتهاست: نقل قول|زمانی که به آلمان برگشتم تمامی این دستگاهها را اختراع کردم و تا سال ۱۹۲۵ آنجا ماندم و با افراد مبتلا به رماتیسم کار و تمرین میکردم. من فکر کردم چرا از قدرت و نیروی زیاد بدنی استفاده نکنم و حرکاتی را طراحی کردم که با اجرای بسیار آهسته بطوری که بخشهای بسیار عمیق عضلات درگیر شوند و نتایج مثبتی را شاهد بودم. در همان دوران بود که ژوزف با رودلف ون لابان آشنا شد. وی یکی از متخصصان بزرگ حرکت شناسی بود. او چندین حرکت ژوزف را در تمرینات و کار خود بکار برد و شماری دیگر از متخصصان بنام نیز تمرینات او را در گرم کنندهای ورزشی خود استفاده میکردند. مهاجرت به ایالات متحدهدر سال ۱۹۲۵ ارتش آلمان به طور رسمی از یوزف پیلاتس دعوت کرد تا نیروهای جدید و تازهواردی را که به ارتش آلمان وارد میشدند تمرین و ورزش بدهد. اما ازآنجاکه پیلاتس از شیوههای رایج در ارتش آلمان چندان رضایت نداشت، و به علاوه از شرایط سیاسی و اجتماعی موجود در آلمان پس از جنگ نومید بود، این دعوت را نپذیرفت. اما وقتی ارتش آلمان او را برای آموزش اعضای ارتش تحت فشار قرار داد، نومیدی وی تبدیل به نفرت شد و بلافاصله تصمیم به ترک کشور خویش گرفت. بدین ترتیب وی چندی بعد با یاری چند تن از دوستانش آلمان را ترک کرد و راهی ایالات متحده آمریکا شد. ازدواج با کلاراپس از آنکه پیلاتس کشورش را به قصد آمریکا ترک نمود و در راه همین سفر هنگامی که سوار بر کشتی بود، با همسر آینده اش، کلارا آشنا شد. کلارا که یک معلم مهدکودک بود، در زمان آشنایی با یوزف، از دردهای آرتروزی به شدت رنج میبرد، اما یوزف با بهرهگیری از شیوههای ویژه و تمرینات اختصاصی خود، دردهای کلارا را به کلّی از بین برد. این موضوع کلارا را نیز نسبت به کارهای یوزف علاقهمند کرد و این زن و شوهر را به فکر تأسیس یک مؤسسه در شهر نیویورک انداخت. در آمریکاپس از ورود به آمریکا و شهر نیویورک در سال ۱۹۲۶ یوزف و کلارا پیلاتس در خیابان هشتم این شهر مرکز ورزشی خود را افتتاح کردند. یوزف و کلارا در این مرکز بخشی از فعالیت خود را در زمینه رقصهای محلی به کار گرفتند و در این مسیر از رقصنده شناخته شدهای همچون جورج بالانشین کمک گرفتند. بالانشین از سال ۱۹۳۳ به ایالات متحده وارد شد که در این زمان، مؤسسه پیلاتسها در نیویورک به شهرت رسیده بود. مارتا گراهام نیز، که از سال ۱۹۲۳ به نیویورک آمد، ضمن همکاری با یوزف و کلارا، به طور منظم دانش آموزان خود را برای آموزش و توان بخشی بدانجا فرستاد. افزون بر این درست در محلی که مؤسسه آنها ایجاد شده بود، چندین مرکز ورزشی و بخصوص مراکز آموزش باله وجود داشت، که این نیز به شهرت آنها کمک کرد. در همانجا بود که یوزف علم کنترلوژی را به عنوان بخش اصلی تمرینات ورزشکارانش قرار داد و به طور مستقیم آموزش دانش آموزان خود را به بر این موضوع متمرکز ساخت. او و کلارا در ابتدا کنترلوژی «contrology» را با تشویق استفاده از ذهن برای کنترل عضلات تعریف کردند. این تمرکز ذهنی بر عضلات، بخصوص بر روی ماهیچههای اصلی صورت میگرفت و به حفظ وضعیت بدن افراد و متعادل سازی آن، و همینطور به ارائه نوعی پشتیبانی برای ستون فقرات کمک میکرد. پیلاتس همچنین به طور خاص، به تدریس تمرینات مربوط به تنفس و نیز ایجاد هم ترازی در ستون فقرات، و تقویت عضلات عمقی نیم تنه و ماهیچههای شکم پرداخت. در آمریکا همچنین بسیاری از مربیان و سرمربیان، ورزشکاران آسیب دیده خود را جهت ترمیم اندام آسیب دیده نزد او میفرستادند. بسیاری از مربیان نیز برای افزایش تعادل و قوای بدنی شاگردان خود، آنان را به شرکت در کلاسهای یوزف تشویق میکردند. یوزف پیلاتس یکی از هواداران سلامتی و ورزش بود و از هرگونه آلودگی سیگار، الکل و... اجتناب میکرد. بارها در سرمای زمستان او را فقط با یک شلوار ورزشی کوتاه در حال دویدن در خیابانهای نیویورک میدیدند. درگذشتیوزف پیلاتس در سال ۱۹۶۷، در ۸۳ سالگی در نیویورک درگذشت. ماجرای درگذشت او از این قرار بود که در ژانویه سال ۱۹۶۶ و در موقع اقامت یوزف و همسرش کلارا در نیویورک، ساختمان محل اقامت آنها آتش گرفت. یوزف برای نجات وسایل ورزشی که اغلب از اختراعات خود او بودند، به ساختمان محل سکونتشان برگشت؛ اما ناگهان کف ساختمان زیر پایش آتش گرفت و ریزش کرد؛ و او برای مدتی طولانی از میلهای آویزان مانده بود تا بالاخره مأموران آتشنشانی به یاری او آمدند و نجاتش دادند. ضربهای که او در این واقعه تحمل کرد، نقش بسیار زیادی در مرگ او در سال ۱۹۶۷ داشت. آثار اویوزف پیلاتس در طی دوران حیاتش چندین کتاب نیز تألیف نمود، که از جمله آن کتابها، کتاب بازگشت به زندگی از طریق کنترلوژی قابل ذکر است. او همچنین مخترع پرکاری نیز بود و بیش از ۲۶ اختراع ثبت شده در کارنامه او قابل اشاره میباشند. همسر یوزف، یعنی کلارا نیز در امر مربیگری چیزی از یوزف کم نداشت و با صبر و حوصله راه همسرش را ادامه داد. وی تا ۱۰ سال بعد و زمان مرگ خودش در سال ۱۹۷۷ به اداره مرکز ورزشی شان ادامه داد. یوزف و کلارا افزون بر این تعدادی شاگرد داشتند که این شاگردان پس از آنها همچنان به تدریس متد یا روش خاص آنها پرداختند و به طور انحصاری بر حفظ و پاسداری از این روش (که امروزه ورزش پیلاتس خوانده میشود)، تمرکز نمودند. بدین ترتیب آموزش تکنیکهای ابداعی، که آنها در طول مطالعات خود نزد جو و کلارا آموخته بودند، تا امروز ادامه پیدا کرد.
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۲ شهریور ۱۴۰۳ ] [ ۰۲:۱۸:۲۱ ] [ عصر ]
|
|
| [RSS ] [Weblog Themes By : nasrblog.ir] | ||