حامدرحيمي پنجكي

حامدرحيمي پنجكي
 
نويسندگان
لینک دوستان
لينكي ثبت نشده است
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
>
قوانين

بدنهٔ ديسك بايد جامد يا توخالي باشد و از جنس چوب يا مادهٔ مناسب ديگري با لبه‌اي از فلز و به‌شكل دايرهٔ كامل و قرص‌مانند (به‌شكل عدس) ساخته شود. لبهٔ ديسك بايد كاملاً گرد و شعاع آن ۶ ميلي‌متر باشد. ضخامت ديسك در قسمت وسط بيشتر است و بايد در حدود ۴۴ تا ۴۶ ميلي‌متر باشد. وزن ديسك براي مردان ۲ كيلوگرم و قطر آن حداكثر ۲۲۱ و حداقل ۲۱۹ ميلي‌متر، و براي زنان ۱ كيلوگرم و قطر آن حداكثر ۱۸۲ و حداقل ۱۸۰ ميلي‌متر است. ديسك‌ها بايد طوري ساخته شوند كه همواره داراي حالت تعادل باشند و دو طرف آنها متقارن باشد.

نحوهٔ پرتاب ديسك از دايره‌اي به قطر ۲٫۵ متر كه داخل يك قفس ساخته شده و تنها با حلقه‌اي از آهن ــ كه معمولاً با رنگ سفيد رنگ‌آميزي شده و به‌شكل دايره درآمده‌است ــ تشكيل مي‌شود. كف دايره بايد از جنس سختي مانند سيمان يا آسفالت باشد و نبايد خيلي صاف باشد به‌طوري‌كه پرتاب‌كننده روي آن سُر بخورد. كفِ كاملاً مسطحِ دايره بايد در حدود ۱۴ تا ۲۶ ميلي‌متر پايين‌تر از لبهٔ بالاييِ حلقهٔ آهني باشد.

ناحيهٔ فرود پرتاب ديسك محدوده‌اي با قِطاعِ ۴۰ درجه است كه با دو خط يا نوار ۵سانتي‌متري مشخص مي‌شود. اين محل بايد خاك نرم يا چمن باشد تا از شكسته شدن ديسك‌هاي پرتاب‌شده جلوگيري كند. براي تعيين قطاع ناحيهٔ فرود (۴۰ درجه)، از مركز دايره ضلعي به‌طول ۲۰ متر به‌عنوان يك طرف قطاع ترسيم كنيد، سپس ضلع دوم قطاع را طوري ترسيم كنيد كه فاصلهٔ دو ضلع به‌طول ۲۰ متر از مركز دايره، ۱۳٫۶۸ متر شود و سپس اين دو خط را امتداد دهيد تا قطاع كامل يا ناحيهٔ فرود پرتاب ديسك به‌دست آيد.

ركوردهاي جهان، آسيا و ايران

ركورد جهانيِ پرتاب ديسك مردان متعلق به يورگن شولْتِ آلماني به ميزان ۷۴٬۰۸ متر (۶ ژوئن ۱۹۸۶، نويبرندنبورگ، آلمان) است.

ركورد جهانيِ پرتاب ديسك زنان ازآنِ گابريِله راينْشِ آلماني به ميزان ۷۶٬۸۰ متر (۹ ژوئيهٔ ۱۹۸۸، نويبرندنبورگ، آلمان) است.

درضمن، ركورد مردانِ آسيا و ايران در اختيار احسان حدادي به ميزان ۶۹٬۳۲ متر (۳ ژوئن ۲۰۰۸، تالين، استوني) است.

برترين‌ها

برپايهٔ ركوردهاي تا ژوئيهٔ ۲۰۱۰ ميلادي. 

مردان

مسافتورزشكارمحل برگزاريزمان ۷۴٫۰۸ متر (۲۴۳ فوت ۰٫۵ اينچ)  يورگن شولت (GDR) نويبرندنبورگ ۶ ژوئن ۱۹۸۶ ۷۳٫۸۸ متر (۲۴۲ فوت ۴٫۷ اينچ)  ويرجيليوس آلكنا (LTU) كاوناس ۳ اوت ۲۰۰۰ ۷۳٫۳۸ متر (۲۴۰ فوت ۹٫۰ اينچ)  گرد كانتر (EST) هلسينگبورگ ۴ سپتامبر ۲۰۰۶ ۷۱٫۸۶ متر (۲۳۵ فوت ۹٫۱ اينچ)  Yuriy Dumchev (URS) مسكو ۲۹ مه ۱۹۸۳ ۷۱٫۷۰ متر (۲۳۵ فوت ۲٫۸ اينچ)  رابرت فازكاس (HUN) سمباتهي ۱۴ ژوئيه ۲۰۰۲ ۷۱٫۵۰ متر (۲۳۴ فوت ۷٫۰ اينچ)  لارس ريدل (GER) ويسبادن ۳ مه ۱۹۹۷ ۷۱٫۳۲ متر (۲۳۳ فوت ۱۱٫۹ اينچ)  بن پلوكنت (USA) يوجين، اورگن ۴ ژوئن ۱۹۸۳ ۷۱٫۲۶ متر (۲۳۳ فوت ۹٫۵ اينچ)  جان پاول (USA) سان‌خوزه، كاليفرنيا ۹ ژوئن ۱۹۸۴ ۷۱٫۲۶ متر (۲۳۳ فوت ۹٫۵ اينچ)  ريكارد بروخ (SWE) مالمو ۱۵ نوامبر ۱۹۸۴ ۷۱٫۲۶ متر (۲۳۳ فوت ۹٫۵ اينچ)  ايمريش بوگار (TCH) سان‌خوزه، كاليفرنيا ۲۵ مه ۱۹۸۵ زنان مسافتورزشكارمحل برگزاريزمان ۷۶٫۸۰ متر (۲۵۱ فوت ۱۱٫۶ اينچ)  Gabriele Reinsch (GDR) نويبرندنبورگ ۹ ژوئيه ۱۹۸۸ ۷۴٫۵۶ متر (۲۴۴ فوت ۷٫۴ اينچ)  Zdenka Šilhavá (TCH) نيترا ۲۶ اوت ۱۹۸۴ ۷۴٫۵۶ متر (۲۴۴ فوت ۷٫۴ اينچ)  Ilke Wyludda (GDR) نويبرندنبورگ ۲۳ ژوئيه ۱۹۸۹ ۷۴٫۰۸ متر (۲۴۳ فوت ۰٫۵ اينچ)  Diana Sachse-Gansky (GDR) كمنيتز ۲۰ ژوئن ۱۹۸۷ ۷۳٫۸۴ متر (۲۴۲ فوت ۳٫۱ اينچ)  Daniela Costian (ROU) بخارست ۳۰ آوريل ۱۹۸۸ ۷۳٫۳۶ متر (۲۴۰ فوت ۸٫۲ اينچ)  Irina Meszynski (GDR) پراگ ۱۷ اوت ۱۹۸۴ ۷۳٫۲۸ متر (۲۴۰ فوت ۵٫۰ اينچ)  Galina Savinkova (URS) دونتسك ۸ سپتامبر ۱۹۸۴ ۷۳٫۲۳ متر (۲۴۰ فوت ۳٫۱ اينچ)  Tsvetanka Khristova (BUL) كازانلاك ۱۹ آوريل ۱۹۸۷ ۷۳٫۱۰ متر (۲۳۹ فوت ۱۰٫۰ اينچ)  Gisela Beyer (GDR) برلين ۲۰ ژوئيه ۱۹۸۴ ۷۲٫۹۲ متر (۲۳۹ فوت ۲٫۹ اينچ)  مارتينا هلمن (GDR) پوتسدام ۲۰ اوت ۱۹۸۷



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۲ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۰۲:۱۸:۰۴ ] [ عصر ]
>

شمشيربازي براي سلا‌مت چه منافعي دارد و چه

مضراتي؟

امروزه يكي از ورزش‌هايي كه طرفداران بسياري در ميان جوانان پيدا كرده است، شمشير بازي است. آموختن اين ورزش علاوه بر اينكه از شما يك هنرمند مي‌سازد، به شما مي‌‌آموزد كه چگونه بتوانيد از خود دفاع كنيد. شمشير يك وسيله برنده و نافذ است كه از زمان‌هاي قديم به عنوان يك وسيله در جنگ‌ها و مبارزه با دشمنان كاربرد داشته و بعدها به عنوان يك ورزش از سوي مردم پذيرفته شده است و حتي در حال حاضر يكي از رشته‌هاي جذاب المپيك است.
● تاريخچه
استفاده از شمشير به عنوان وسيله‌اي براي مبارزه و كشتن دشمن به ۸۰۰ سال قبل برمي‌گردد اما اولين بار فرانسوي‌ها بودند كه براي مبارزه با شمشير سبك خاصي را ارائه دادند. اين سبك در حاليكه در انتخاب هدف بسيار دقيق بود، از ظرافت‌هاي خاصي نيز برخوردار بود. سبك آنها طوري بود كه فرد بايد بيشتر از مهارت‌هاي مچ دست و انگشتان خود استفاده مي‌كرد و برخلاف سبك‌هاي قبلي، نيازي به قدرت چنداني نداشت.‌‌
● انواع شمشيربازي
شمشير بازي انواع مختلفي دارد كه ما در اينجا به مهم‌ترين آنها اشاره مي‌كنيم:
▪ نوع رقابتي: 
اين نوع از شمشير بازي همان چيزي است كه شما در مسابقات شمشيربازي مي‌بينيد. در اين نوع، دو فرد ورزشكار با هم به رقابت مي‌پردازند.
▪ نوع كلاسيك: 
اين نوع از شمشيربازي براي مسابقات ورزشي طراحي نشده است.
● انواع شمشير
▪ فلوره: 
نام ديگر آن، فويل است. اين نوع شمشير انعطاف‌پذير است و تيغه آن در قاعده پهن مي‌شود. هدف از اين نوع شمشيربازي، وارد كردن ضربه با نوك شمشير به سينه، شكم و پشت است. وارد كردن ضربه به ناحيه سر و صورت و دست‌ها و پاها مجاز نيست.
▪ اپه : 
در اين نوع، حملات با نوك شمشير است و تمام بدن حريف، از سر تا نوك پا مورد حمله قرار مي‌گيرد. اين نوع شمشير، داراي تيغه مثلثي است كه برنده نيست. تيغه قادر است به بالا و پايين خم شود اما انعطافي به طرفين ندارد و به همين خاطر بيشتر بازي، با نوك شمشير انجام مي‌شود.▪ سابر: 
اين نوع شمشير داراي يك تيغه برنده است. در بازي هم از نوك و هم از تيغه آن استفاده مي‌شود و هدف ضربات آن از يك خط فرضي از ناحيه كمر به بالاست.
لازم به ذكر است كه اين شمشيرها به وسايل الكترونيك مجهز هستند تا بتوان براي امتيازدهي ضربات وارده از آنها استفاده كرد.
مسابقات در اين ورزش روي يك مسير مشخص انجام مي‌شوند و بازيكنان قادر به خروج از اين مسير نيستند.همه اين شمشيرها از يك دسته، يك تيغه و يك تكمه در نوك شمشير، تشكيل مي‌شوند.
اين سه نوع شمشير، سلاح‌هاي استاندارد به كار برده شده در مسابقات هستند كه طرز در دست گرفتن و مبارزه با آنها، با يكديگر تفاوت دارد. در مسابقات براي آقايان استفاده از هر سه نوع شمشير مجاز است اما براي خانم‌ها فقط استفاده از فلوره مجاز است.
● تجهيزات مورد نياز در شمشيربازي
براي انجام اين ورزش، بازيكنان علاوه بر وسايل اصلي، از وسايل ايمني هم استفاده مي‌كنند. وسايل مورد نياز عبارتند از:
▪ شمشير: 
با توجه به نوع بازي انتخاب شده توسط بازيكن، يكي از سه نوع شمشير ذكر شده به كار مي‌رود.
▪ لباس: 
لباس كامل شمشيربازي شامل ژاكت، شلوار، دستكش، جوراب، كفش، محافظ زير زانو و محافظ زير آرنج است.
▪ ماسك يا كلاه: 
ماسك مخصوص شمشيربازي، ناحيه سر و صورت بازيكن را مي‌پوشاند و در قسمت صورت از سيم‌هاي حصيري و توري مانند تشكيل شده است.
▪ صفحه لايه‌دار: 
اين صفحه در زير ژاكت شمشيربازان قرار مي‌گيرد تا سينه، پهلو و كمر بازيكنان را در مقابل ضربات محافظت كند.
● اثرات مفيد بدني
شمشيربازي مجموعه‌اي از حركات ظريف و سريع است. در اين ورزش تمام عضلات و مفاصل بدن به كار گرفته مي‌شوند. در اين ورزش، بازيكن سرعت و چالاكي، انعطاف ‌پذيري، پاسخ سريع به تحريكات و هماهنگي و توازن را در خود تقويت مي‌كند.
▪ تقويت عضلات: در اين ورزش، ورزشكار از حركات سريع و ظريف دست براي به حركت درآوردن شمشير و وارد كردن ضربه به حريف استفاده مي‌كند و همچنين براي حمله يا دفاع مجبور است به سرعت به جلو و عقب گام بردارد. انجام تمام اين حركات به يك هماهنگي قوي ميان مغز و عضلات نياز دارد.
▪ اندام مناسب: 
ورزشكاران اين ورزش بسيار خوش‌اندام هستند، زيرا حركات شمشيربازي موجب سوزاندن كالري بسيار زيادي مي‌شود و در نتيجه اين ورزشكاران هرگز اضافه وزن پيدا نمي‌كنند. از طرفي، حركات اين ورزش به گونه‌اي است كه اگرچه ورزشكار اندامي كاملا استوار و صاف دارد اما اين اندام كاملا انعطاف‌پذير است و خشك نيست.
● تقويت تمركز و دقت
انجام حركات اين ورزش بايد بسيار هماهنگ باشند و از طرفي ورزشكار بايد كاملا مواظب حملات حريف باشد، بنابراين تمام حواس بايد روي بازي متمركز شود و اگر حواس ورزشكار پرت باشد، حركات از هماهنگي لازم برخوردار نخواهد بود و كنترل بازي از دست بازيكن خارج مي‌شود. بنابراين اين ورزش به شدت براي تقويت تمركز و دقت موثر است. انواع ديگري از شمشير بازي هم وجود دارند كه براي مقاصد مختلف به كار مي‌روند، مثلا بعضي از انواع آن براي دوئل كردن به كار مي‌روند.
آنچه شما بيشتر با آن آشنا هستيد همان شمشيربازي رقابتي است كه دو نفر در مقابل هم به مسابقه مي‌پردازند. 
● سيستم قلبي و تنفسي
حركات شمشيربازي به گونه‌اي است كه حركات آن پله به پله سخت‌تر مي‌شوند، در نتيجه ارگان‌هاي بدن هم مثل قلب و عروق از فعاليت كم به فعاليت زياد مي‌رسند و در نتيجه فشار ناگهاني روي آنها وارد نمي‌شود. همين عامل سبب مي‌شود كه سيستم قلبي- عروقي فعاليت بيشتري داشته باشد و چون فشار روي آن به صورت ناگهاني نيست و به تدريج است، اثرات بسيار مفيدي روي اين سيستم‌ها خواهد داشت. بسياري از شمشيربازان معتقدند، اگر مي‌خواهيد اندامي زيبا داشته باشيد حتما اين ورزش را انتخاب كنيد، زيرا اين ورزش با تقويت عضلات مختلف از جمله عضلات شكم، باعث مي‌شود شكمي كاملا صاف و بدون چربي داشته باشيد. همچنين با تقويت عضلات پشت، موجب مي‌شود كه ستون فقرات شما كاملا راست و استوار باشد و راه رفتن، ايستادن و نشستن شما بسيار خوش فرم باشد.
از طرفي، با پرورش عضلات ساق پا باعث مي‌شود كه پاها نيز از شر چربي‌هاي اضافه خلاص شوند. بنابراين بعضي از مربيان اين ورزش مي‌گويند حتي اگر هدف شما در زندگي اين است كه اندام زيبايي داشته باشيد، اين ورزش را انتخاب كنيد. يكي ديگر از آثار مفيد اين ورزش، بالا بردن اعتماد به نفس است زيرا كه ورزشكاران اين ورزش در اصل مي‌توانند مطمئن باشند كه مي‌توانند به راحتي در برابر خطرات از خود دفاع كنند البته به شرطي كه هميشه يك شمشير همراه خود داشته باشند! از طرفي چون ورزشكاران اين ورزش قدرت تمركز بالايي دارند مي‌توانند بهتر فكر كنند و قدرت تصميم‌گيري آنها بهتر از افراد عادي خواهد بود.
● آسيب‌هاي شمشيربازي
كشيدگي عضلات ساق پا و پيچ خوردگي مفاصل از جمله آسيب‌هاي شايع در اين ورزش است. اين آسيب‌ها در نوآموزان كه حركات را به درستي انجام نمي‌دهند بيشتر ايجاد مي شود و باعث ايجاد درد شديد و گاهي تورم در عضلا‌ت و مفاصل مي‌شودكه بايد حتما توسط پزشك مورد درمان قرار گيرد.‌
● خلاصه اينكه
شمشير بازي مي‌تواند روي بدن ورزشكار آثار مفيد زير را ايجاد كند:
▪‌ افزايش سرعت و چالاكي
▪ انعطاف‌پذيري
▪ واكنش سريع به تحريكات
▪ هماهنگي ميان مغز و عضلات بدن
▪ تقويت تمركز و دقت
▪ حفظ اندام مناسب و زيبا
▪ تقويت عضلات خصوصا عضلات ران‌ها، پشت و شكم
▪ تقويت سيستم قلبي- عروقي
▪ تقويت سيستم تنفسي
▪ افزايش اعتماد به نفس
▪ افزايش قدرت تفكر و تصميم‌گيري

شمشيربازي يكي از پنج رشته ورزشي است كه در همه دوره‌هاي بازي هاي المپيك برگزار شده‌ است. مسابقات اين رشته در سه بخش فلوره، اپه و سابر برگزار مي‌شود كه از نظر نوع شمشير مورد استفاده و قوانين بازي با يكديگر تفاوت دارند.
سابر (sabre يا saber) يكي از سه گونه شمشير مورد استفاده در ورزش شمشيربازي به سبك نوين است. تفاوت سابر با دو نوع شمشير ديگر شمشيربازي يعني اپه و فلوره اينست كه با سابر مي‌شود با ضربه‌هاي لبه تيغه نيز امتياز گرفت. از اين‌رو حركات و حملات سابربازها معمولاً بسيار سريع است. مسابقات با سابر را مسابقات «اسلحه سابر» مي‌گويند.
در دوره آموزشي Saber Fundamental Training، دكتر يانگ جئينگ مينگ (Dr. Yang, Jwing-Ming)، مهارت ها و تكنيك هاي اوليه و اساسي اين ورزش را به همراه تاريخچه آن، استراتژي هاي مربوط به آن و همچنين تفاوت اين سبك با ديگر سبك هاي شمشيربازي را آموزش داده و به طور كلي 25 تكنيك رايج در تمام سبك هاي هنرهاي رزمي چيني را به علاقمندان اين رشته نشان مي دهد.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۲ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۰۲:۱۸:۰۳ ] [ عصر ]
>
سواركاري چيست؟

سواركاري به معناي نشستن بر پشت يك اسب و كنترل حركات آن ميباشد. ويژگي اين ورزش اين است كه انسان و مركب (معمولاً اسب) را متحد مي‌سازد، بنابرين موفقيت اسب و سواركار به ارتباط و اعتماد و احترامي كه آن دو براي يك ديگر قائل‌اند، بستگي دارد. براي شروع به يادگيري سواركاري نياز به هيچ دانش و مهارت قبلي اي نيست، با اين حال به دليل قدرت جسمي و ذهني كه كنترل كردن اسب نياز دارد، به كودكان زير ۷ سال توصيه نمي‌شود.

تاريخچه

سواركاري ورزشي بسيار قديمي است كه از ديرباز به منظور جنگيدن يا پيام‌رساني به افراد آموزش داده مي‌شد.

  سر يك اسب در يكي از مينياتورهايايراني مربوط به يكي از دستنوشته‌هايمثنوي مولوي از سال ۸۹۱ق./۱۴۸۶م، با تزئينات سواركاري.

تاريخ رام كردن اسب هنوز به درستي شناخته نشده‌است. باستان‌شناسان با توجه به قديمي‌ترين آثار بر جاي مانده از پيشينيان در رابطه با رام كردن اسب‌ها، معتقدند كه اولين اسب‌هاي اهلي به بيش از سه هزار سال قبل از ميلاد برمي‌گردند. قبل از آن اسب به منظور تهيهٔ غذا شكار مي‌شده‌است. البته باستان‌شناسان در بعضي نقاط از اروپاي شرقي دهنههايي پيدا كرده‌اند كه به شش هزار سال قبل از ميلاد برمي‌گردند. اين نشان مي‌دهد كه انسان از آن زمان سعي داشته‌است كه اسب را رام كند و از آن بهره ببرد، ولي به دليل سرعت آن در فرار موفق نشده‌است. قديمي‌ترين آثار در اروپاي شرقي، شمال قفقاز و آسياي مركزي يافت شده‌اند.

                                                       ارابهٔ زئوس

اگرچه اهلي ساختن اسب در مقايسه با حيواناتي چون سگ (نه هزار سال قبل از ميلاد) و گوسفند و بز (پنج هزار سال قبل از ميلاد) مؤخر بود، با اين وجود تحول عظيمي در زندگي انسان به‌وجود آورد. انسان نه تنها از گوشت و شير اسب بهره مي‌برد، بلكه براي جابه‌جايي نيز از او استفاده مي‌كرد. نكتهٔ جالب در اين باره اين است كه مورخان عقيده دارند كه مردم قبل از يادگيري چگونه سوار شدن بر اسب، از ارابه استفاده مي‌كردند. آنان براي اين فرضيه خود دو دليل عمده ارائه مي‌كنند:

  • فسيلهاي پيدا شده نشان مي‌دهند كه اسب‌هاي آن دوره براي حمل انسان بسيار كوچك بوده و قد آن‌ها (بلندي جدوگاه) به بيش از ۱۴۰ سانتي‌متر نمي‌رسيد.
  • قبل از آن كه اسب توسط انسان رام شود، مردم از ارابه استفاده مي‌كردند و آن‌ها را به حيواناتي از چون گاو يا الاغ وحشي مي‌بستند. بستن ارابه به اسب‌هاي كوتاه قد خيلي دشوار نبود، در حالي كه سوار شدن بر كمر اسب باعث وحشت و رم كردن آن مي‌شد.

مهار و تربيت كردن اسب‌ها در زندگي مردم اوراسيا تحول و تأثيرات فراواني به دنبال داشت. در حالي كه در گذشته طي كردن مسافت‌هاي طولاني غيرممكن به نظر مي‌رسيد، انسان توانست به كشف سرزمين‌هاي جديد و كشور گشايي بپردازد. كم‌كم وسايلي براي هدايت و تسلط بيشتر بر اسب مانند زين و ركاب (كه از اختراعات چيني‌ها مي‌باشند) ساخته شدند و در اختيار سواركاران گرفتند. تربيت و پرورش اسب نيز، به خصوص در خاورميانه اهميت بسياري يافت و صحرانشينان اين مناطق به پرورش و نگاه‌داري اسب‌هاي اصيل عربي پرداختند. سواركاري تا اواخرقرن پانزدهم، بيشتر در جنگ‌ها معمول بود. البته در بعضي از كشورها مانند ايران باستان، به‌عنوان ورزش و سرگرمي نيز مورد توجه قرار مي‌گرفت (مانند بازي چوگان)، ولي جنبهٔ هنري آن از اواخر قرن پانزدهم ميلادي به بعد اهميت يافت. سرانجام در اواخر قرن نوزدهم، با پيشرفت صنعت و جايگزين كردن اسب‌ها توسط ماشين‌آلات، سواركاري جنبهٔ ورزشي و سرگرمي كه امروزه مشاهده مي‌شود را به خود گرفت.

برقراري ارتباط با اسب

اولين گام يادگيري سواركاري، يادگيري ارتباط برقرار كردن با اسب است. سواركار بايد بتواند خلق‌وخوي اسبي را كه قرار است سوار شود درك كند و با او به خوبي ارتباط برقرار كند، تا اسب فرمان‌هاي او را بهتر درك كند و انجام دهد. اسب با انسان متفاوت است و همين تفاوت است كه باعث جذابيت اين رابطه مي شود. هرچه بهتر بتوانيم طرف مقابلمان را درك كنيم و يادبگيريم كه غرايز او را بفهميم، رابطه ما بهتر مي شود. رفتار پر از ترس اسب مغرضانه نيست، بلكه يك واكنش طبيعي براي حفاظت از خودش است. اگر بتوانيم اين احساس را در اسب ايجاد كنيم كه ما از او حفاظت مي كنيم، به ما اعتماد مي كند و ديگر از هر فرصتي براي فرار استفاده نمي‌كند. با اين حال حتي وقتي به ما اعتماد مي كند، باز هم اسب حيواني است كه به طور طبيعي در گله به سر مي برد. در موقعيت هاي هراس آور نيز همواره به گله مي پيوندد. 

سواركار مي‌تواند از روي حركات و برخي از اعمال اسب متوجه منظور او شود. حركات گوش‌هاي اسب در اين مورد بسيار مؤثر است. به طور مثال، هنگامي كه اسب گوش‌هايش را به سمت جلو مي‌چرخاند و سرش را بالا مي‌گيرد، به اين معناست كه صدايي او را نگران كرده‌است و او بادقت در حال پيدا كردن منبع صداست. و يا هنگامي كه اسب گوش‌هايش را در جهات مختلف مي‌چرخاند و حركت مي‌دهد، به اين معناست كه با دقت اطرافش را تحت نظر دارد. گوش‌هاي مايل به سمت پايين در دو طرف سر اسب، نشان دهندهٔ تسليم شدن و اطاعت اسب هستند. البته اين حالت گوش‌ها در صورتي كه لب‌ها به سمت پايين افتاده باشند، نشانهٔ خواب‌آلودگي است. اسبي كه گوش‌هايش را مي‌چرخاند و زبانش را بيرون مي‌آورد، قصد سربه‌سر گذاشتن و بازي با سواركار را دارد. اگر اسب گوش‌هايش را به سمت جلو مايل كند و سرش را كمي خم كند، يعني به سواركار (يا هر كس ديگري) اعتماد دارد. اگر گوش‌هايش را به سم عقب بچرخاند، يعني چيزي باعث بي اعتمادي يا عصبانيت و ناراحتي او شده‌است. در صورتي كه گوش‌هايش را به سمت عقب بخواباند، يعني بسيار خشمگين است و يا اين كه به شدت ترسيده‌است. در اين صورت اسب مي‌تواند بسيار خطرناك باشد و حمله كند. حركت سر و پاهاي اسب نيز مي‌توانند در درك منظور او كمك كنند. اسبي كه سرش را كمي پايين مي‌آورد و ناگهان به‌شدت تكان مي‌دهد، بدخلقي خود را نشان مي‌دهد. هنگامي كه پاهاي جلويش را بر زمين مي‌كوبد، عصبانيت يا بي‌قراري خود را ابراز مي‌كند، در حالي كه وقتي اسب پاهاي عقبش را بر زمين مي‌كوبد، مي‌خواهد بفهماند كه چيزي باعث ناراحتي او شده‌است (مثلاً مگس و...).

سبك هاي سواركاري
سبك انگليسي

سبك انگليسي پيش نياز و پايه بعضي از رشته هاي سواركاري مانند درساژ، پرش با اسب، چوگان و حتي كورس ميباشد. اين سبك از بعضي از سبك هاي ديگر اندكي دشوارتر است.

سبك غربي

از سبك غربي بيشتر در رشته هايي از سواركاري كه در تاريخچه يشان از كار در مزرعه سرچشمه گرفته اند و به مرور زمان توسعه يافته اند، مانند استقامت، استفاده ميشود. 

شاخه‌هاي مختلف سواركاري

سواركاري شاخه‌هاي متعددي دارد كه به طور كلي در دو دسته قرار مي‌گيرند:

مسابقات اسب‌دواني

اين مسابقات از دوران قديم در بسياري از تمدن‌ها همچون يونان و روم باستان وجود داشته‌است. مسابقات يورتمه و تاخت از مسابقات رايج اسب‌دواني هستند.

                                                  اسب‌دواني
  • مسابقات يورتمه (سوار بر اسب يا ارابه)، كه در آن‌ها هدف نفر اول رسيدن به خط پايان است، بدون اين كه اسب با سرعت گرفتن شروع به تاختن كند. تاختن اسب باعث حذف شدن سواركار از دور مسابقه مي‌شود.
  • مسابقات تاخت، كه در آن‌ها نيز هدف اول رسيدن به خط پايان است، اما اين بار با تاخت. مسافت اين مسابقات بين ۲٫۴۰۰ و ۱٫۶۰۰ متر است. نوعي ديگر از مسابقات تاخت، همراه با مانع است و اسب بايد از روي آن‌ها بپرد. مسافت اين مسابقات با توجه به نوع مانع‌ها متفاوت است.
ساير مسابقات سواركار
  •                                          مسابقات ارابه‌راني،
                                                        ارابه راني

كه معمولاً داراي سه مرحله هستند: مرحلهٔ درساژ (كه در آن شيوه و جذابيت نمايش و رفتار و حركات اسب سنجيده مي‌شود.)، مرحلهٔ ماراتون (كه امتحاني زمان بندي شده‌است و از قسمت‌هاي مختلفي تشكيل شده‌است و معمولاً داراي موانعي طبيعي يا مصنوعي است. در آن مهارت، توانايي جسمي و سرعت اسب سنجيده مي‌شود.) و مرحلهٔ آخر كه عبارت است از حركت در راه‌هايي كه از اطراف، توسط توپ‌هايي (يا چيزهاي ديگري) محدود شده‌است. گذشت وقت مجاز يا افتادن توپ باعث از دست رفتن امتياز مي‌شود. تعداد اسب‌هايي كه ارابه را مي‌كشند به نوع مسابقه بستگي دارد و به جز در مواردي خاص، بيش از چهار عدد نيستند.

  •                                            درساژ                                          درساژ (حركات نمايشي اسب‌هاي تربيت‌شده)، كه در آن كيفيت ارتباط ميان سواركار و اسب سنجيده مي‌شود. اين مسابقات در زمين‌هايي مستطيل‌شكل به طول ۶۰ متر و عرض ۲۰ متر برگزار مي‌شوند، و سواركاران به ترتيب در زمين حاضر شده و برنامه‌هاي خود را اجرا مي‌كنند. اين برنامه‌ها مي‌توانند مشخص‌شده يا آزاد باشند. داوران بر اساس تكنيك و دقت سواركار و همچنين اطاعت و حركات اسب و ارتباط ميان آن دو، قضاوت كرده و بين صفر تا ده امتياز مي‌دهند. سواركار بايد سعي كند حركاتش براي هدايت اسب تا حد امكان مخفي باشد و ديده نشود، به طوري كه احساس شود ارتباط ميان آن دو توسط تِلِپاتي انجام مي‌گيرد. اين كار ممكن است به نظر تماشاگران بسيار آسان بيايد، در حالي كه نتيجهٔ تلاش چندين سال مي‌باشد.
  • پرش با اسب، كه از متداول‌ترين مسابقات سواركاري در جهان مي‌باشد و مشابه مسابقات درساژ و استقامت است.   پرش
  • مسابقات استقامت، كه هدف از آن‌ها طي كردن مسافتي طولاني (بين ۲۰ تا ۱۶۰ كيلومتر) در يك (و گاهي دو) روز است. اسب‌هاي عرب از بهترين نژادها براي اين نوع مسابقات هستند، زيرا جثه‌اي كوچك و مقاوم در برابر گرما و تمرينات سخت دارند. اسب‌هاي انگليسي نيز به دليل سرعتشان در اين زمينه مورد توجه بسياري قرار مي‌گيرند.
  • مسابقات وسترن يا آمريكايي، كه ريشهٔ آن‌ها به مسابقات گاوچراني برمي‌گردد.
  • روديئو، كه مسابقه با اسب‌هاي وحشي است.
  رودئو.
  • چوگان، كه قديمي‌ترين ورزش گروهي است. اين ورزش در ايران باستان رواج و اهميت زيادي داشته‌است و به بازي شاهان معروف است. امروزه چوگان به دليل هزينهٔ بالا كمتر مورد توجه عام قرار مي‌گيرد.
سواركاري در ايران امروز

سواركاري در ايران در چند دههٔ اخير مورد توجه قرار گرفته‌است و باشگاه‌هاي متعددي تأسيس شده و در روند پيشرفت هستند. با اين وجود ايران هنوز در سطح جهاني برندهٔ مقامي نشده‌است. سواركاري بانوان نيز مورد توجه قرار گرفته‌است و بر طرفداران آن روز به روز افزوده مي‌شود.

جستارهاي وابسته
  • مربي سواركاري
  • ورزش
  • اسب
  • درساژ
  • چوگان
  • كنتاكي دربي
  • فدراسيون سواركاري ايران
  • مسابقه اسب‌دواني

پريدن‌ روي‌ اسب‌ و به‌ زمين‌

به‌ فرمان‌ "سوار خيز" "سواركار" به‌ راست‌ ـ راست‌ "كرده‌ و با دست‌ چپ‌ در حالي‌ كه‌ ناخن‌ها به‌ طرف‌ پايين‌ است‌ دستجلو چپ‌ را مي‌گيرد و براي‌ اين‌ كه‌ در ارتفاع‌ شانه‌ اسب‌ واقع‌ شود يك‌ قدم‌ به‌ راست‌ بر مي‌دارد، در اين‌ حال‌ دست‌ راست‌ را در طول‌ دستجلو چپ‌ تا وسط‌ دستجلوها و دست‌ چپ‌ را تا

آخر يالگاه‌ لغزانده‌ و دستجلوها را صاف‌ با كمي‌ كشيدگي‌ در دست‌ چپ‌ متقاطع‌ مي‌كند. دست‌ راست‌ دستجلوها را رها كرده‌ و روي‌ قاچ‌ جلو قرار مي‌گيرد با فشار بر روي‌ پاها و كمك‌ بازوان‌ سوار از جا كنده‌ شده‌ به‌ بالا رفته‌ پاي‌ راست‌ را از روي‌ كفل‌ به‌ طرف‌ ديگر انداخته‌، با فشار روي‌ مچ‌ها كمي‌ مكث‌ كرده‌ به‌ آرامي‌ روي‌ زين‌ قرار مي‌گيرند.

پس‌ از استقرار روي‌ زين‌ دستجلوها جدا شده‌ انگشت‌ها چنان‌ روي‌ آن‌ها بسته‌ مي‌شوند كه‌  انتهاي‌ دستجلو از طرف‌ شصت‌ خارج‌ شده‌ و شصت‌ هم‌ آن‌ را روي‌ بند دوم‌ سبابه‌ نگه‌ مي‌دارد. دست‌ها باز و نيمه‌ خم‌، مچ‌ها راست‌ و در امتداد ساعد به‌ فاصله‌ 25 سانتيمتر از يكديگر، ناخن‌ها رو به‌ هم‌ و دستجلوها مساوي‌ گرفته‌ شده‌اند.

دستجلوها وقتي‌ ميزان‌ هستند كه‌ سوار دهان‌ اسب‌ خود را اندكي‌ حس‌ مي‌كند. مربي‌ نظارت‌ مي‌كند كه‌ سوار در موقع‌ ميزان‌ كردن‌ دستجلوها حركتي‌ نكند كه‌ باعث‌ منحرف‌ شدن‌ سر اسب‌ به‌ يكي‌ از طرفين‌ باشد.

به‌ فرمان‌ "پياده‌ ـ خيز" دستجلوها را چنانكه‌ در قسمت‌ "سوار ـ خيز" گفته‌ شد در دست‌ چپ‌ متقاطع‌ كرده‌ و دست‌ چپ‌ را روي‌ قسمت‌ آخر يالگاه‌ و دست‌ راست‌ را روي‌ قاچ‌ جلو قرار مي‌دهد. روي‌ مچ‌ بلند شده‌ پاي‌ راست‌ را از روي‌ كفل‌ رد كرده‌ پس‌ از جزئي‌ مكث‌ در اين‌ حالت‌، آهسته‌ به‌ روي‌ زمين‌ فرود مي‌آيد. در اين‌ حالت‌ بايد پاشنه‌ها چسبيده‌ و زانوها خم‌ باشند و پس‌ از آن‌، به‌ صورتي‌ كه‌ در بالا گفته‌ شد در كنار اسب‌ قرار مي‌گيرد.

براي‌ پريدن‌ به‌ زمين‌ و سوار شدن‌ بر اسب‌ بدون‌ مكث‌، مربي‌ فرمان‌ "پياده‌ سوار ـ خيز" مي‌دهد. سوارها اغلب‌ با تمرين‌هاي‌ "سوار ـ پياده‌ خيز" و "پياده‌ ـ سوار خيز" كه‌ از هر دو طرف‌ به‌ اجرا گزارده‌ مي‌شوند ورزيده‌تر مي‌شوند. اين‌ حركت‌ها را فقط‌ در حال‌ توقف‌ و بدون‌ استفاده‌ از ركاب‌ اجرا مي‌كنند.

 

سوار و پياده‌ شدن‌

در حالتي‌ كه‌ سوار همانگونه‌ كه‌ گفته‌ شده‌، در كنار اسب‌ قرار گرفته‌ است‌ به‌ فرمان‌ "سوار" به‌ راست‌ ـ راست‌ كرده‌ يك‌ قدم‌ به‌ راست‌ بر مي‌دارد تا مقابل‌ شانه‌ اسب‌ رو به‌ ركاب‌ واقع‌ شود. دست‌ چپ‌ را همانگونه‌ كه‌ براي‌ "سوار ـ خيز" گفته‌ شد، قرار مي‌دهد. پاي‌ چپ‌ را تمامي‌ (در صورت‌ لزوم‌ با كمك‌ دست‌ راست‌) در ركاب‌ مي‌كند و به‌ صورتي‌ نزديك‌ مي‌شود كه‌ زانوي‌ چپش‌ به‌ زين‌ تكيه‌ كند - شانه‌ سوار به‌ موزات‌ شانه‌ اسب‌ - و دست‌ راست‌ را روي‌ قاچ‌ جلو مي‌گذارد.

به‌ فرمان‌ "شويد" سوار با فشار پاي‌ راست‌ و اندكي‌ كشش‌ دو بازو، روي‌ گردن‌ و قاچ‌ عقب‌ از زمين‌ بلند مي‌شود. زانوي‌ چپ‌ خميده‌ و چسبيده‌ به‌ زين‌، بالا تنه‌ براي‌ جلوگيري‌ از چرخيدن‌ زين‌، كمي‌ مايل‌ به‌ جلو، پاي‌ راست‌ را نزديك‌ پاي‌ چپ‌ قرار داده‌ پس‌ از اندكي‌ مكث‌ پاي‌ راست‌ را از روي‌ كفل‌ رد كرده‌ پس‌ از مكثي‌ كوتاه‌ به‌ آرامي‌ در زين‌ قرار مي‌گيرد و هر يك‌ از دستجلوها را در يك‌ دست‌ گرفته‌ پاي‌ راست‌ را در ركاب‌ مي‌گذارد. مربي‌ به‌ سوارها دستور مي‌دهد كه‌ از زدن‌ نوك‌ پنجه‌ پاي‌ چپ‌ به‌ آرنج‌ و يا زير شكم‌ اسب‌ در موقع‌ بلندشدن‌ روي‌ ركاب‌ چپ‌ اجتناب‌ كنند. اين‌ خطا اسب‌ را بد ركاب‌ و بي‌تربيت‌ مي‌كند.

به‌ فرمان‌ "پياده‌" دستجلو راست‌ را به‌ دست‌ چپ‌ داده‌ دست‌ چپ‌ را روي‌ گردن‌ اسب‌ گزارده‌ پاي‌ راست‌ را از ركاب‌ خارج‌ كرده‌، دست‌ راست‌ را روي‌ قاچ‌ جلو قرار مي‌دهد. به‌ فرمان‌ "شويد" روي‌ ركاب‌ چپ‌ بلند شده‌ ساق‌ راست‌ را با كمي‌ خميدگي‌ بدون‌ اين‌ كه‌ به‌ اسب‌ بخورد از روي‌ كفل‌ رد كرده‌ پاي‌ راست‌ را نزديك‌ پاي‌ چپ‌ برده‌ زانوي‌ چپ‌ چسبيده‌ به‌ زين‌. بالا تنه‌ قدري‌ مايل‌ به‌ جلو با تكيه‌ بر بازوان‌، پاي‌ چپ‌ را هم‌ از ركاب‌ خارج‌ كرده‌ به‌ آهستگي‌ به‌ زمين‌ مي‌آيد و دوباره‌ در كنار اسب‌ قرار مي‌گيرد. (پياده‌ شدن‌ عكس‌ سوار شدن‌ است‌) سوارها بايد پياده‌ و سوارشدن‌ از هر دو سمت‌ را تمرين‌ كنند.

 

سوار شدن‌

 

استفاده‌ از ركاب‌

ركابها وقتي‌ اندازه‌ هستند كه‌ اگر سوار به‌ درستي‌ روي‌ زين‌ نشسته‌ و ساقهايش‌ به‌طور طبيعي‌ آويخته‌ باشند كف‌ آهن‌ ركاب‌ تقريباً بين‌ قوزك‌ و پاشنه‌ پا واقع‌ شود.

نبايد بيش‌ از وزن‌ ساق‌ به‌ ركاب‌ فشار آورد. بايستي‌ يك‌ سوم‌ از پهناي‌ پنجه‌ را در ركاب‌ قرار داد و پاشنه‌ پايين‌تر از پنجه‌ قرار گرفته‌ و عضله‌هاي‌ پا هم‌ منقبض‌ نباشند.

وقتي‌ پا در ركاب‌ قرار گرفت‌ شاخه‌ جلوي‌ ركاب‌ بايد به‌ سمت‌ خارج‌ متمايل‌ شود، به‌ اين‌ ترتيب‌ بند ركاب‌ در پهناي‌ خود روي‌ برگه‌ زين‌ قرار مي‌گيرد. اگر بينش‌ از اندازه‌ به‌ ركاب‌ تكيه‌ شود، اثر نشست‌ كم‌ و زانو منقبض‌ شده‌ مانع‌ حركت‌ آزادانه‌ ساق‌ مي‌شود. اگر سوار پا را كم‌تر وارد ركاب‌ كند ممكن‌ است‌ ركابها از پايش‌ درآيد و چنانچه‌ بيش‌ از معمول‌ پا را داخل‌ ركاب‌ كند حركت‌ يورتمه‌ آزاد مشكل‌ مي‌شود و در صورت‌ زمين‌ خوردن‌ هم‌ ممكن‌ است‌ حوادث‌ ناگواري‌ بروز كند. هميشه‌ بايد در چهار نعل‌ بلند، تاخت‌ و پرش‌ تمام‌ پنجه‌ پا در ركاب‌ باشد. مربي‌ ابتدا در قدم‌ و بعد در كليه‌ روشها، سوارها را وادار كند كه‌ پاها را داخل‌ ركاب‌ گزارده‌ و از آن‌ خارج‌ كنند. به‌ علاوه‌ در موقعي‌ كه‌ فرمان‌ آزاد داده‌ مي‌شود به‌ سواران‌ مي‌آموزد كه‌ با اندازه‌ كردن‌ بند ركاب‌ به‌ نسبت‌ طول‌ بازوهاي‌ خود در حال‌ پياده‌ بتوانند ركاب‌هاي‌ خود را اندازه‌ كنند.

 

گرفتن‌ دستجلوها در حالت‌ سواره‌

انگشتها بايد نرم‌ و حساس‌ بوده‌ و شل‌ نباشند، دست‌ها در حالت‌ دست‌ دادن‌ با ديگران‌ دستجلوها را مي‌گيرند. دستهاي‌ سبك‌ حساس‌ و مسئول‌، يكي‌ از بزرگترين‌ امتيازهايي‌ است‌ كه‌ سواركار بايد داشته‌ باشد.

دستجلوها در دو دست‌ (جدا)

دستجلو سمت‌ راست‌ را در دست‌ راست‌ و دستجلو سمت‌ چپ‌ را در دست‌ چپ‌ بگيريد به‌ صورتي‌ كه‌ دستجلو از زير انگشت‌ كوچك‌ وارد دست‌ شده‌ ازروي‌ كف‌ دست‌ و از روي‌ بند دوم‌ انگشت‌ سبابه‌ عبور كرده‌ و شصت‌ روي‌ آن‌ قرار گيرد. انگشت‌ها غير از سبابه‌ و شصت‌ كه‌ محكم‌ دستجلوها را نگه‌ مي‌دارند به‌ طور سبك‌ و نرم‌ و ارتجاعي‌ دستجلوها را مي‌گيرند دنباله‌ دستجلوها به‌ طرف‌ راست‌ يا چپ‌ گردن‌ اسب‌ مي‌افتند. همچنين‌ دستها 10 سانتيمتر جلوي‌ قاچ‌ و 10 سانتي‌ متر بالاتر از جدوگاه‌ قرار مي‌گيرند. مچ‌ها بايد مرتجع‌ بوده‌ و ساعد منقبض‌ باشد. دستها در حدود 25 سانتيمتر جدا از همديگر قرار مي‌گيرند. آرنج‌ معمولاً به‌ طور طبيعي‌ نزديك‌ بدن‌ كمي‌ جلوي‌ نوك‌ لگن‌ خاصره‌ قرار مي‌گيرد. شانه‌ و آرنج‌ و مچ‌ بايد نرم‌ باشند اين‌ حالت‌ در موقع‌ اداره‌ كردن‌ اسب‌ در روش‌هاي‌ مختلف‌ تغييرات‌ مختصري‌ دارد اما دستجلوها هيچ‌ وقت‌ نبايد خيلي‌ جمع‌ بوده‌ يا زياده‌ از حد كشيده‌ شوند، همچنين‌ نبايد دستجلوها آنقدر آزاد باشند كه‌ تماس‌ با دهان‌ اسب‌ از بين‌ برود يا براي‌ جمع‌ كردن‌ آن‌ها آرنج‌ به‌ پشت‌ كمر برسد، براي‌ ميزان‌ يا كوتاه‌ كردن‌ دستجلوها، دستهايتان‌ را به‌ هم‌ بچسبانيد با كمك‌ انگشت‌هاي‌ سبابه‌ و شست‌ يك‌ دست‌، دستجلوي‌ دست‌ مخالف‌ را بكشيد يعني‌ انگشتان‌ دستي‌ كه‌ مي‌خواهد دستجلو را كوتاه‌ كند آن‌ را نرم‌ نگه‌ مي‌دارد تا ميزان‌ شود.

دستجلوها به‌ دست‌ راست‌

انگشت‌ سبابه‌ به‌ صورتي‌ وسط‌ دو دستجلو قرار مي‌گيرد كه‌ شست‌ روي‌ دستجلوي‌ چپ‌ و سه‌ انگشت‌ ديگر روي‌ دستجلوي‌ راست‌ و ناخن‌ شست‌ رو به‌ بالا باشند. دنباله‌ دستجلو در طرف‌ راست‌ يا چپ‌ گردن‌ اسب‌ مي‌آويزد. دست‌ چپ‌ آزاد به‌ طور راحت‌ و سبك‌ روي‌ ران‌ و يا به‌ طور طبيعي‌ در جاي‌ خود آويزان‌ مي‌شود.

دستجلوها به‌ دست‌ چپ‌

انگشت‌ كوچك‌ به‌ صورتي‌ بين‌ دو دستجلو قرار مي‌گيرد كه‌ دستجلو را از روي‌ كف‌ دست‌ و از روي‌ بند دوم‌ انگشت‌ سبابه‌ عبور داده‌ و شست‌ روي‌ آن‌ و ناخن‌ شست‌ رو به‌ بالا قرار داشته‌ باشد. دنباله‌ دستجلو در طرف‌ راست‌ يا چپ‌ گردن‌ اسب‌ مي‌آويزد. دست‌ راست‌ مانند دست‌ چپ‌ كه‌ در بالا گفته‌ شد راحت‌ و آزاد آويخته‌ مي‌شود.

حركت‌ به‌ دست‌ راست‌ يا به‌ دست‌ چپ‌

وقتي‌ كه‌ طرف‌ راست‌ يا چپ‌ اسب‌ به‌ داخل‌ حصار واقع‌ شود، مي‌گويند سوار به‌ دست‌ راست‌ يا چپ‌ حركت‌ مي‌كند (يعني‌ اگر دست‌ راست‌ به‌ داخل‌ حصار است‌ سوار به‌ دست‌ راست‌ و اگر دست‌ چپ‌ به‌ داخل‌ حصار است‌ سوار به‌ دست‌ چپ‌ حركت‌ مي‌كند).به‌ فرمان‌ "به‌ دست‌ راست‌ (يا به‌ دست‌ چپ‌) رو" سوار به‌ جلو حركت‌ كرده‌ و در موقع‌ رسيدن‌ به‌ خط‌ حصار به‌ سمتي‌ كه‌ تعيين‌ شده‌ مي‌چرخد.

نرمش‌هاي‌ تفريحي‌

منظور از نرمش‌هاي‌ تفريحي‌ (زيرا اغلب‌ بازي‌ گونه‌ هستند) برگشت‌ به‌ شادابي‌ روحي‌ و رفع‌ گرفتگي‌ جسماني‌ سوار است‌. بنابراين‌ هر حركتي‌ كه‌ او را خرسند كرده‌، مشغولش‌ كند و عضلات‌ او را از انقباض‌ خارج‌ كند مقيد است‌. نرمش‌هاي‌ تفريحي‌ بايد عاقلانه‌ و تدريجي‌ تغيير كند تا منجر به‌ سانحه‌اي‌ نشود. در اين‌باره‌ در بخش‌هاي‌ آتي‌ بيشتر مي‌خوانيد.

يورتمه‌ آزاد

يورتمه‌ آزاد هنگامي‌ شروع‌ مي‌شود كه‌ سوارها ركاب‌ گرفته‌ باشند و اصول‌ آن‌ به‌ شرح‌ زير است‌:

در موقعي‌ كه‌ اسب‌ يورتمه‌ حركت‌ مي‌كند سوار بالا تنه‌ را به‌ جلو متمايل‌ كرده‌ با حفظ‌ تماس‌ ملايم‌ زانوها، به‌ ركاب‌ تكيه‌ كرده‌ روي‌ اريب‌ اول‌ بلند شده‌ و نشست‌ خود را تا اريب‌ دوم‌ بالا نگاه‌ مي‌دارد و به‌ همين‌ ترتيب‌ ادامه‌ مي‌دهد به‌ صورتي‌ كه‌ در هر دو اريب‌ يك‌ بار بلند شود. در ابتدا براي‌ اين‌ كه‌ سوار به‌ راحتي‌ اين‌ روش‌ را اجرا كند بايد گردن‌ اسب‌ را نوازش‌ كند تا بالاتنه‌اش‌ به‌ جلو متمايل‌ شود. براي‌ اجراي‌ صحيح‌ يورتمه‌ آزاد رعايت‌ نكات‌ زير لازم‌ است‌:

جدا كردن‌ نشيمن‌ از زين‌، دادن‌ نشيمن‌ به‌ جلو، تكيه‌ ملايم‌ روي‌ ركاب‌ها، برگشت‌ نشيمن‌ بر روي‌ نشيمن‌گاه‌ زين‌.

 

يورتمه‌ آزاد

 

نشاندن‌ سوار در زين‌

نشست‌ يعني‌ استقرار بر روي‌ اسب‌ به‌ صورتي‌ كه‌ در هر زمان‌ و هر نوع‌ حركت‌ اسب‌، سوار قادر به‌ حفظ‌ تعادل‌ خود باشد. نشست‌ بايد نرم‌ و قاطع‌ بوده‌، حركت‌هاي‌ اسب‌ را حس‌ كرده‌ و كاملا" آزاد و مستقل‌ باشد.به‌ وسيلة‌ سواري‌ بي‌ ركاب‌، اجراي‌ نرمش‌ها و حركت‌ با گام‌ چهار نعل‌ به‌ اين‌ نوع‌ نشست‌ خواهيم‌ رسيد. از هنگامي‌ كه‌ سوار به‌ خود متكي‌ و مشتاق‌ يادگيري‌ شد، اين‌ آموزش‌ها شروع‌ شده‌ ادامه‌ پيدا مي‌كند. اجراي‌ نرمش‌ها و سواري‌ بي‌ ركاب‌ در هر جلسه‌ از آموزش‌ الزامي‌ است‌.

مربي‌ ابتدا سوار را در ميداني‌ محصور آموزش‌ مي‌دهد و در پي‌ آن‌ كار در صحرا به‌ صورت‌ پيوسته‌ كه‌ به‌ استقرار هرچه‌ بهتر سوار بر روي‌ اسب‌ كمك‌ مي‌كند را ادامه‌ مي‌دهد و مدت‌ زمان‌ آموزش‌ را با در نظر گرفتن‌ توان‌ اسب‌ طولاني‌ و طولاني‌تر مي‌كند. او سوارها را با آموزش‌ در زمين‌هاي‌ متنوع‌، بالا رفتن‌ و پايين‌ آمدن‌ از شيب‌هاي‌ سخت‌ ورزيده‌ مي‌كند و مرحله‌ تكميلي‌ اين‌ قسمت‌، پرش‌ از روي‌ موانع‌ با ارتفاع‌ كم‌ است‌ كه‌ به‌ تدريج‌ بلندتر هم‌ مي‌شوند.

در اين‌ مرحله‌ از آموزش‌ بايد:

1. وضعيت‌ سوار روي‌ اسب‌ را اصلاح‌ كرد

2. آموزش‌ بي‌ ركاب‌ را پي‌ گرفت‌

3. در اجراي‌ نرمش‌ها تأكيد كرد.

در اين‌ مرحله‌ ممكن‌ است‌ سوار اعتماد به‌ نفس‌ نسبي‌ به‌دست‌ آورد ولي‌ نشست‌ او نامتعادل‌ و متزلزل‌ باشد. با اين‌ كه‌ ترس‌ او به‌ كلي‌ زائل‌ شده‌، همچنان‌ بعضي‌ از مفاصل‌ منقبض‌ مانده‌ و يا به‌ هنگام‌ حركت‌ سريع‌تر اسب‌، منقبض‌ مي‌شوند. اين‌ پديده‌ در اثر كاهلي‌ در اجراي‌ نرمش‌هاست‌ كه‌ او را از استفاده‌ صحيح‌ از كمك‌ها و اجراي‌ اثرها محروم‌ مي‌كند.

 

وضعيت‌ سوار روي‌ اسب‌

سوار بايستي‌ عمود بر زين‌ و حتي‌الامكان‌ در جلوي‌ زين‌ نشسته‌ باشد.

كمر و تهيگاهها نرم‌ باشد.

ران‌ها خويش‌ بدون‌ فشار و به‌صورت‌ طبيعي‌ در طرفين‌ اسب‌ آويخته‌ باشند.

زانوها كمي‌ خميده‌ و بدون‌ كشيدگي‌ و انعطاف‌پذير باشند.

ساقها آزاد و به‌ طور طبيعي‌ آويخته‌ باشند.

قوزك‌ پا انعطاف‌پذير باشد.

پاها به‌ طور طبيعي‌ (در سواري‌ بدون‌ ركاب‌) آويخته‌ باشند.

پاشنه‌ها (در سواري‌ با ركاب‌) پايين‌تر از پنجه‌ پاها باشند.

بالاتنه‌ راحت‌ ـ آزاد ـ راست‌ باشد.

 

كمر آزاد آماده‌ انعطاف‌ براي‌ هماهنگي‌ با حركات‌ اسب‌ باشد.

شانه‌ها به‌ طور طبيعي‌ آويخته‌ نه‌ به‌ جلو آمده‌ و نه‌ به‌ عقب‌ رفته‌ باشند.

بازوها آزاد و نيمه‌ خم‌ و آرنج‌ها بطور طبيعي‌ آويخته‌ باشند.

دستها به‌ ارتفاع‌ آرنج‌ و در امتداد ساعد و از يكديگر فاصله‌ داشته‌ باشند.

سر راست‌، راحت‌ و گردن‌ افراشته‌ و چشم‌ها به‌ افق‌ دوخته‌ شده‌ باشند.

 

اين‌ حالت‌ هيچ‌ نوع‌ انقباض‌ در عضلاني‌ ايجاد نكرده‌ و مي‌توان‌ مدت‌ مديدي‌ بدون‌ خستگي‌ در اين‌ حالت‌ سواري‌ كرد.

براي‌ رسيدن‌ به‌ وضعيت‌ مطلوب‌ كه‌ همانا استفاده‌ صحيح‌ و به‌ موقع‌ از كمك‌ها است‌ سوار بايد بتواند به‌ نرمي‌ روي‌ زين‌ بنشيند، محكم‌ و با ثبات‌ باشد و همواره‌ احساس‌ راحتي‌ كند.

 

نرمي‌: زماني‌ است‌ كه‌ مفصل‌ و عضله‌ منقبض‌ نباشد.

ثبات‌: پرهيز از هر نوع‌ حركت‌ اضافه‌ است‌.

راحتي‌: عدم‌ درگيري‌ ذهني‌ و جسمي‌ كه‌ به‌ سوار اجازه‌ مي‌دهد صحيح‌ و به‌ موقع‌ عمل‌ كند. وقتي‌ ثباتي‌ در كار نيست‌ سوراي‌ به‌ راحتي‌ مقدور نمي‌باشد. از نرم‌ و سبك‌ نشستن‌ به‌ ثبات‌ مي‌رسيم‌ كه‌ مربي‌ بايد آن‌ را مد نظر قرار داده‌ و بداند كه‌ اگر سوار به‌ نرمي‌ روي‌ زين‌ بنشيند ثبات‌ در نشست‌ او بيشتر مي‌شود.

براي‌ حصول‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ سوار بايد تا مي‌تواند نشيمن‌گاه‌ را به‌ جلو رانده‌، وزن‌ بالاتنه‌ روي‌ زين‌ منتقل‌ شده‌ و در حاليكه‌ تماس‌ او با زين‌ هرچه‌ نرم‌تر است‌، خود را با حركات‌هاي‌ اسبش‌ هماهنگ‌ كند.

اگر بيش‌ از اندازه‌ بر روي‌ زانوها و يا ركاب‌ها تكيه‌ شود، نشست‌ از اسب‌ دور شده‌ و ديگر محكم‌ نيست‌. در حاليكه‌، وضعيت‌ نشسته‌ نقاط‌ تماس‌ را زياد كرده‌ و ثبات‌ را بيشتر مي‌كند.

سوار وقتي‌ قائم‌ است‌ كه‌ بالاتنه‌اش‌ عمود و شانه‌ها، بازوها و ساقهايش‌ طبيعي‌ آويخته‌ باشند. اين‌ وضعيت‌ متعادل‌ وضعيتي‌ است‌ كه‌ نتيجه‌ راحتي‌ آن‌ است‌. سواري‌ كه‌ بالاتنه‌اش‌ مايل‌ به‌ جلو باشد متعادل‌ نيست‌ و حركت‌هاي‌ غير ارادي‌ او از حد مي‌گذرد. سواري‌ كه‌ شانه‌هايش‌ عقب‌ رفته‌ باشد كمرش‌ فرو رفته‌ و منقبض‌ خواهد شد. نرمي‌ كمر

وضعيت‌ سوار روي‌ اسب‌

و نشيمن‌ شرط‌ اصلي‌ نشست‌ صحيح‌ است‌ كه‌ با خنثي‌ كردن‌ تكان‌ها به‌ سوار اجازه‌ مي‌دهد كه‌ تماس‌ ملايمي‌ با اسب‌ خود داشته‌ و قائم‌ بماند. چنانچه‌ نشست‌ سوار بيشتر متمايل‌ به‌ قاچ‌ جلو باشد، حركت‌هاي‌ كمر اسب‌ را آسان‌ مي‌كند.

رانها

رانها بايد فقط‌ با وزن‌ خود و وزن‌ ساقها به‌ تساوي‌ و در طرفين‌ اسب‌ آويخته‌ شده‌ باشند. تماس‌ پهناي‌ داخلي‌ ران‌ باعث‌ مي‌شود تماس‌ با زين‌ بيشتر شده‌، ساق‌ها آزادانه‌تر عمل‌ كنند و اين‌ تماس‌ به‌ مرور به‌ چسبندگي‌ تبديل‌ شده‌، و به‌ طور شاياني‌به‌ استحكام‌ نشست‌ كمك‌ مي‌كند. فراموش‌ نشود كه‌ چسبندگي‌ ران‌ بيشتر در گرو نرمي‌ و تعادل‌ است‌ نه‌ با انقباض‌ و فشار زانوها.

براي‌ اين‌ كه‌ ساق‌ بتواند به‌ موقع‌ عمل‌ كند بايد نزديك‌ بدن‌ اسب‌ قرار گرفته‌ و ثابت‌ باشد. حركت‌ غير ارادي‌ ساق‌، هم‌ اسب‌ را پريشان‌ و هم‌ خود ساق‌ را بي‌ اراده‌ مي‌كند. ثبات‌ ساق‌ آن‌ را آزادتر مي‌كند و زماني‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ مي‌رسيم‌ كه‌ در راستاي‌ بالاتنه‌ قرار گرفته‌ و زانو بدون‌ انقباض‌ كمي‌ خميده‌ باشد.

سوار نبايد با ساق‌ها، خود را به‌ اسب‌ بچسباند مگر وقتي‌ حركت‌ اسب‌ ناگهاني‌ و خطرناك‌ باشد.

در موقع‌ پراندن‌ اسب‌ بايد ساق‌ها اسب‌ را احاطه‌ كرده‌ و كاملا" با او در تماس‌ باشند. در سواري‌ بي‌ركاب‌ ساق‌ها به‌ كلي‌ آويخته‌ و نوك‌ پنجه‌ بصورت‌ طبيعي‌ به‌ سمت‌ زمين‌ خواهد بود.

استفاده‌ به‌ موقع‌ و صحيح‌ از دست‌ جلوها ميسر نيست‌، مگر وقتي‌ كه‌ بالاتنه‌ سوار خيلي‌ آزاد، بوده‌ حركت‌هاي‌ مفاصل‌، شانه‌ و بازو نرم‌ و مچ‌ها در امتداد ساعد قرار گرفته‌ باشند.

روي‌ هم‌ رفته‌ يك‌ نشست‌ مناسب‌، هماهنگ‌ و محكم‌ كه‌ سبب‌ اطمينان‌، استقلال‌ حركت‌ها و آزادي‌ كامل‌ فكر است‌، بايد در بر دارنده‌ اين‌ خواص‌ باشد:

قائم‌ بودن‌ بالاتنه‌

نرمي‌ كمر

در تماس‌ بودن‌ ران‌ها

ثابت‌ بودن‌ ساق‌ها

راحتي‌ شانه‌ها، بازوها و سر

 

سواري‌ بي‌ركاب‌

ركابها به‌ سوار اعتماد به‌ نفس‌ داده‌، به‌ او اجازه‌ مي‌دهند كه‌ تعادل‌ خود را راحت‌تر در زين‌ حفظ‌ و تا اندازه‌اي‌ حركت‌هاي‌ او را اصلاح‌ كند. ولي‌ درابتداي‌ آموزش‌، به‌ علت‌ اين‌ كه‌ اغلب‌ زانوها بلا اراده‌ بالا رفته‌ و باز مي‌شوند و نشست‌ به‌ عقب‌ رفته‌ و شانه‌ها به‌ جلو مي‌آيند، استفاده‌ از ركاب‌ تا اندازه‌اي‌ وضعيت‌ سوار را به‌ هم‌ مي‌ريزد.

بر خلاف‌ سواري‌ با ركاب‌، در سواري‌ بي‌ركاب‌ سوار به‌ ناچار در قعر زين‌ جا گرفته‌، زانو و ساقهايش‌ با وزن‌ خود آويخته‌ و نقاط‌ تماس‌ اضافه‌ شده‌ و باعث‌ مي‌شود، نشست‌ سوار استحكام‌ بيشتري‌ پيدا كند.

 

سواري‌ بي‌ ركاب‌

سواري‌ بي‌ ركاب‌ در همه‌ مراحل‌ از ابتدائي‌ تا پيشرفته‌ الزامي‌ است‌. در مراحل‌ ابتدائي‌، اين‌ قسمت‌ از آموزش‌ پايه‌ها و شالوده‌ سواري‌ را محكم‌ و استوار كرده‌، آينده‌ روشن‌ سوار كار را تضمين‌ مي‌كند. اين‌ بخش‌ از آموزش‌ براي‌ نيل‌ به‌ اهداف‌ دلخواه‌ به‌ زماني‌ طولاني‌ نياز دارد كه‌ اين‌ مدت‌ زمان‌ اغلب‌ در اختيار هر مربي‌ و نوآموزي‌ نيست‌ و به‌ ناچار نمي‌توانند آنچه‌ را كه‌ دلخواه‌ است‌ و آنگونه‌ كه‌ بايسته‌ است‌ آن‌ را به‌ اجرا بگزارند و از طرفي‌ اين‌ محدوديت‌ نبايد موجب‌ غفلت‌ شده‌ آن‌ را ناديده‌ گرفته‌ و از آن‌ غافل‌ شويم‌.

براي‌ جبران‌، مربي‌ بايد در هر جلسه‌ آز آموزش‌ بخشي‌ از آن‌ را به‌ سواري‌ بي‌ ركاب‌ تخصيص‌ دهد.

آموزش‌ اين‌ بخش‌ در ميدان‌ محصور الزامي‌ است‌ چرا كه‌، نفس‌ هدايت‌ اسب‌ براي‌ سوراكار مبتدي‌ درگيري‌ ذهني‌ ايجاد كرده‌ و به‌ ناچار باعث‌ مي‌شود تا عضلات‌ او منقبض‌ شوند.

به‌ اين‌ دليل‌ مربي‌ آن‌ها را در قطار و پشت‌ سر سواركاري‌آموزش‌ ديده‌ قرار داده‌ و براي‌ اينكه‌ به‌ دستجلوها تكيه‌ نكرده‌ و آزادانه‌ فقط‌ در پي‌ اصلاح‌ وضعيت‌ اسقرار روي‌ اسب‌ و حفظ‌ تعادل‌ مناسب‌ باشند، از آن‌ها مي‌خواهد دستجلوها را روي‌ گردن‌ اسب‌ گزارده‌ و دستهاي‌ خود را آزاد كنند.

تعداد سواركاران‌ مبتدي‌ حاضر در قطار هرچه‌ كمتر باشد بهتر است‌ و نفر سر گروه‌ هم‌ بايد به‌ همان‌ صورت‌ ديگر سواركاران‌ سعي‌ كند اسب‌ را، پيوسته‌ و منظم‌ در گام‌ يورتمه‌ حركت‌ دهد و آهنگ‌ حركت‌ يورتمه‌ در ابتدا بايد بسيار كند بوده‌ و به‌ تدريج‌ بر سرعت‌ آن‌ افزوده‌ شود.

مربي‌ با توجه‌ به‌ وضعيت‌ تك‌ تك‌ سوارها بايد توجه‌ كند كه‌ همگي‌ به‌ راحتي‌ و آزادانه‌ روي‌ زين‌ نشسته‌ باشند. مربي‌ بايد به‌ جراحات‌ ناشي‌ از اين‌ بخش‌از سواري‌ توجه‌ كرده‌ و بداند كه‌ هر نوع‌ جراحت‌ و كوفتگي‌ باعث‌ كندي‌ پيشرفت‌ مي‌شود.

اگر مربي‌ در صحرا آموزش‌ مي‌دهد، وضعيت‌ پيشرفت‌ سوارها را مد نظر داشته‌ و آموزش‌ با ركاب‌ و يا بي‌ ركاب‌ را به‌طور متناوب‌ به‌ اجرا مي‌گذارد. در جلسه‌هاي‌ اوليه‌ آموزش‌ سواري‌ بي‌ ركاب‌ در گام‌ قدم‌ و اگر در يورتمه‌ باشد با آهنگ‌ بسيار كند به‌ اجرا گزارده‌ مي‌شود.

 

نرمشها

اهدافي‌ كه‌ نرمش‌ها در پي‌ آن‌ هستند:

برطرف‌ كردن‌ هر نوع‌ انقباض‌

اصلاح‌ وضعيت‌ سوار كه‌ ناشي‌ از انقباض‌ است‌.

به‌ دست‌ آوردن‌ استقلال‌ كامل‌ حركت‌ها در هريك‌ از اندام‌ها

نرمشها ابتدا در حالت‌ ايست‌ و سپس‌ بر روي‌ دايره‌اي‌ به‌ اجرا گزارده‌ مي‌شوند.

مربي‌ از قرار دادن‌ نشست‌ سوار در زين‌ (به‌ كمك‌ راندن‌ نشيمن‌گاه‌ به‌ جلو) و جاي‌ دادن‌ او در زين‌ شروع‌ كرده‌ پس‌ از آن‌ سعي‌ مي‌كند كه‌ كمر سوار را نرم‌ كرده‌ ران‌ها و زانوهايش‌ را در روي‌ سطح‌ داخلي‌ قرار داده‌ و از او بخواهد ساق‌ها و بازوهايش‌ را به‌طور طبيعي‌ بياويزد. مربي‌ سعي‌ مي‌كند سوار را وادار كند تا به‌ راحتي‌ روي‌ زين‌ نشسته‌ و اندام‌هايش‌ حركت‌هائي‌ مستقل‌ و هماهنگ‌ داشته‌ باشند.

نرمش‌ها بايد با معرفت‌ كامل‌ به‌ نتيجه‌اي‌ كه‌ بايد به‌ دست‌ آورد، اجرا شوند نه‌ باري‌ به‌ هر جهت‌ و براي‌ رفع‌ مسئوليت‌ و اتلاف‌ وقت‌ - اگر هدف‌ از آن‌ها رفع‌ معايب‌ سوار نباشد و به‌ درستي‌ و دقت‌ اجرا نشده‌ و همواره‌ تكرار نشوند، به‌ هيچ‌وجه‌ مفيد فايده‌ نخواهند بود. اگر سوار متمايل‌ به‌ قاچ‌ عقب‌ با كمر منقبض‌ و چال‌ و شانه‌هاي‌ عقب‌ رفته‌نشسته‌ باشد، مربي‌ از او مي‌خواهد، كمر را آزاد كرده‌ و او را مجبور مي‌كند كه‌ نشست‌ را به‌ جلو كشيده‌ با اجراي‌ حركت‌هاي‌ بلند كردن‌ ران‌ها ـ خم‌ كردن‌ كمر به‌ جلو و چرخش‌ كمر معايب‌ خود را برطرف‌ كند.

بر عكس‌، اگر سواري‌ داراي‌ سينه‌ فرو رفته‌ و شانه‌هاي‌ منقبض‌ و خيلي‌ جلو آمده‌ باشد، از او مي‌خواهد كمر را راست‌ كرده‌ و نرمش‌هاي‌ بازو را در حالتي‌ كه‌ نگاهش‌ به‌ بالا و دور است‌، اجرا كند.

اگر سوار با انقباض‌ عضله‌هاي‌ ران‌ها به‌ زين‌ چسبيده‌ باشد، مربي‌ امر به‌ اجراي‌ حركت‌ بلند كردن‌ متناوب‌ رانها مي‌دهد. اگر زانويش‌ بالا مي‌رود اشكالش‌ را با چرخش‌ ران‌ و خم‌ كردن‌ زانو رفع‌ مي‌كند. در صورتي‌ كه‌ رانها به‌ خارج‌ چرخيده‌ و زانو باز شده‌ باشد و يا اين‌ كه‌ زانوهايش‌ منقبض‌ و ساقها كشيده‌ و متمايل‌ به‌ جلو باشند، اين‌ معايب‌ با چرخش‌ ران‌ و خم‌ كردن‌ زانو برطرف‌ مي‌شوند. اگر بازوها به‌ جلو آمده‌ و شانه‌ها و آرنج‌ها منقبض‌ باشند سوار را به‌ تمشيت‌ (به‌ راه‌ انداختن‌ ـ روان‌ ساختن‌) دستجلوها وا مي‌دارد «رها كردن‌ ـ گرفتن‌ دستجلوها با يك‌ دست‌ يا در دو دست‌ (جدا)».

اين‌ حركت‌ها فوق‌العاده‌ مفيد است‌ ولي‌ نبايد فقط‌ به‌ آن‌ها بسنده‌ كرد. مربي‌ مي‌تواند براي‌ پيشرفت‌ و ازدياد رغبت‌ سوار، هر نوع‌ تغيير و تبديلي‌ را بر حسب‌ ابتكار خود اجرا كند. توجه‌ داشته‌ باشيد كه‌ حركت‌ها بايد متنوع‌ و ساده‌ باشند.

نرمش‌ها در ابتدا به‌ آهستگي‌ اجرا شده‌ و به‌ مرور سريع‌تر مي‌شوند. مربي‌ بايد سعي‌ كند كه‌ حركت‌ يك‌ قسمت‌ از بدن‌، در قسمت‌هايي‌ كه‌ بايد بي‌حركت‌ مانده‌ يا در جهت‌ ديگري‌ حركت‌ كنند تأثير نگزارد. مثلاً حركت‌ بازوي‌ راست‌ نبايد به‌ هيچ‌ وجه‌ سبب‌ حركت‌ بازوي‌ چپ‌ شده‌ يا بالاتنه‌ را از حالت‌ قائم‌ خارج‌ كرده‌ و باعث‌ شود تا وضعيت‌ ساق‌ها تغيير كند. نرمشها گاهي‌ با فرمان‌ مربي‌ و گاهي‌ آزادانه‌ و به‌ اختيار اجرا مي‌شوند. با تعيين‌ حركت‌ و به‌ فرمان‌ "شروع‌ كنيد" سوار حركت‌ را شروع‌ كرده‌ و آنقدر ادامه‌ مي‌دهد كه‌ بگويند "حركت‌ بس‌". اگر لازم‌ باشد، سوار مي‌تواند بدون‌ اجازه‌ دستجلوها را به‌ يك‌ دست‌ گرفته‌، جدا كرده‌ و يا رها كند. گاهي‌ لازم‌ است‌، هر سوار نرمش‌هائي‌ كه‌ فقط‌ براي‌ او در نظر گرفته‌ شده‌ پيوسته‌ اجرا كند. برخي‌ از نرمش‌هاي‌ مهم‌ در شكل‌ نشان‌ داده‌ شده‌ است‌.

 

حركت‌ بازوها

حركت‌هائي‌ است‌ كه‌ پياده‌ هم‌ اجرا مي‌شوند ولي‌ مفيدترين‌ها روي‌ اسب‌ عبارتند از:

چرخاندن‌ بازوها (راست‌ يا چپ‌)

خم‌كردن‌ بازوها (راست‌ يا چپ‌)

چرخاندن‌ متناوب‌ بازوها

حركت‌هاي‌ مركب‌ مخالف‌، يعني‌ يك‌ بازو مي‌چرخد در حاليكه‌ بازوي‌ ديگر خم‌ مي‌شود.

نرمش‌هاي‌ كمر

خم‌ كردن‌ كمر:  سوار به‌ فرمان‌ "نوازش‌ يك‌ شانه‌ يا تهيگاه‌" نشي
ادامه مطلب

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۲ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۰۲:۱۸:۰۲ ] [ عصر ]
>
خاستگاه بازي گلف 
خاستگاه گلف سرزمين اسكاتلند است. اين بازي از چندين سده پيش در بريتانيا بازي مي‌شده است. مشهورترين و قديمي ترين زمين گلف جهان در شهر سنت اندروز در اسكاتلند قرار دارد و نخستين ايين نامه رسمي اين رشته در شهر ادينبورگ پايتخت اسكاتلند نوشته شده است. واژه «گلف» كه از سده ۱۶ ميلادي براي اين بازي به كار مي‌رود از واژه‌هاي قديمي اسكاتلندي " "Golve و " "Goff گرفته شده كه در پايه گرفته شده از واژه آلماني ميان‌سده‌اي "Kolf" بوده است. اين واژه kolf به چم باشگاه است. اين بازي با اينكه معمولاً به عنوان بازي مرفّهان و نخبگان بشمار مي‌آيد امروزه در ميان طبقات ديگر هم طرفدار يافته و بازيگران بيشتري را از سراسر جهان به خود جلب مي‌كند.

ويژگيهاي بازي گلف

تلاش براي نجات توپ از گودال شن
زمين گلف حدود سي يا چهل هزار متر مربع وسعت دارد. براي بازي گلف كفش ويژه ميخداري نياز است تا به هنگام ضربه زدن پاي بازيكن نچرخد. لباس گلف هم براي راحتي حركت بدن و از جنس مخصوص درست شده است. براي گلف‌بازي ساك ويژه‌اي نياز است تا چهارده چوب گلف را در خود جاي دهد. اين ساك در زير خود چرخهايي دارد كه به گلف‌باز اجازه مي‌دهد تا ساك و چوبهاي خود را براحتي در سراسر زمين بهمراه ببرد. هر كدام از اين چوبها براي زدن ضربه‌هاي گوناگوني بكار مي‌روند. هر بازي گلف بين چهار تا پنج ساعت طول مي‌كشد وداراي قانون هاي خودش است

گلف در ايران
اولين زمين گلف كشور در شهر مسجد سليمان پايه‌گذاري شد. اولين زمين چمن گلف كشور ايران در مجموعه ثامن شهر مشهد احداث گرديد. 

تا قبل از سال ۱۳۷۴ گلف در ايران فدراسيون نداشت و از آن سال فدراسيون گلف تشكيل شد و از سال ۸۳ عيسي اسحاقي، سخنگو و معاون سابق سازمان تربيت بدني رياست آنرا برعهده دارد

در سال ۱۳۸۳ حدود ۲۰۰ گلف باز در ايران مشغول به بازي بودند و هم اكنون تعداد بازيكنان به ۱۵ هزار نفر رسيده است.در بخش قهرماني نيز ليگ گلف در دو گروه پيشرفته و نيمه پيشرفته با حضور ۱۲ تيم برگزار مي شود

امروزه طرحهاي اجرايي چندي در دست اقدام است تا در محوطه دانشگاه تهران، هتلها و همچنين در زميني ميان چالوس و نوشهر زمينهاي گلف ساخته شود

تيم ملي گلف بانوان ايران از سال ۱۳۸۰ آغاز بكار كرده و دوره‌هاي مسابقه انتخابي براي تيم ملي نيز ميان گلف‌بازان شهرهاي گوناگون ايران انجام شده است. فدراسيون گلف ايران ليگهايي ميان باشگاه‌هاي كشور برگزار مي‌كند. تا امروز استان‌هاي خوزستان، تهران، مشهد٬ اصفهان، فارس و قم داراي باشگاه‌هاي گلف هستند

تنها كتاب گلف به زبان فارسي ترجمه‌اي است از كتاب مالكولم كمبل كه توسط انتشارات انديشه سرا منتشر شده است

گلف در تهران
تنها باشگاه ورزشي تهران كه امكاناتي براي بازي گلف دارد، باشگاه انقلاب است. اين زمين با شش كيلومتر درازا در برگيرنده ۶۰ هكتار چمن است اما، به سبب نبودن نور افكن كافي استفاده از اين زمين به ساعات روز محدود مي‌شود. (زمينهاي گلف ديگري نيز در اهواز مسجد سليمان، آبادان و اصفهان وجود دارد كه همگي خاكي است). در زمين گلف باشگاه انقلاب مسابقه‌هايي هم برگزار مي‌شود كه مسابقه‌هاي پايان فصل، مسابقه‌هاي جام ديپلماتيك، مسابقه رده جوانان و بزرگسالان، مسابقه‌هاي قهرماني باشگاه‌هاي كشور و مسابقه جام فجر از آن جمله است.

تصورات اشتباه
واژه «Golf» از مخفف عبارت «Gentlemen Only, Ladies Forbidden» (فقط آقايان، خانم‌ها ممنوع) ريشه نگرفته است. خاستگاه واقعي اين واژه نا مشخص است اما در دوران اسكاتلند ميانه وجود داشته است.

آشنايي با ورزش مفرح گلف



بازي گلف يكي از پرطرفدارترين بازي‌هاي دنيا به حساب مي‌آيد. اين بازي در عين سادگي يكي از مشكل‌ترين بازي‌هاي دنيا است. لازمه اين بازي، تلفيق نيروي فكري و آمادگي جسماني بازيكن است. هدف عمومي بازيكنان گلف اين است كه چطور ضربات با ارزشي را ذخيره و حساب ضربات خود را پائين نگهدارند. چرخش صحيح و چوب‌گيري خوب، اصول بازي موفق است. يك بازيكن تمام عيار بايد داراي 4 خصوصيت اصلي باشد: يكنواختي، خونسردي و آرامش ، شعور عمومي و تمركز حواس.

 

تاريخچه ورزش گلف:
مي توان گفت خاستگاه اوليه گلف كشور اسكاتلند است.آغاز رشته ورزشي گلف برمي‌گردد به سال 1413 در اسكاتلند و در آن زمان اين رشته مختص شاهزاده‌ها و درباريان بود . گلف از همان زمان (قرن 15 ميلادي) نيز به شيوه امروزي بازي مي شد، توپ كوچك و سفيد گلف را با چوب مخصوص روي زمين هل مي دادند تا در سوراخي كه در زمين چمن تعبيه شده بود بيفتد.در سال 1503 و پس از يك توقف حدودا 50 ساله بازي گلف براي همگان آزاد شد.

 

در حقيقت اولين نشانه هاي اين ورزش در زمان شاه جيمز دوم ديده شد ، كسي كه در سال 1457 انجام دو ورزش فوتبال و گلف را ممنوع اعلام كرده بود.جيمز معتقد بود كه با انجام اين بازيها تيركمانداران ارتش اسكاتلند از آمادگي رزمي دور مي شوند. در سالهاي 1471 و 1491 به ترتيب شاه جيمز سوم و چهارم نيز قانون تحريم را تمديد كردند. اما گلف اين بازي مهيج به صورتهاي مختلف در اسكاتلند و كشورهاي اطرافش ادامه يافت ، تا زمانيكه در سال 1744 اولين قوانين رسمي اين رشته در ادينبورگ (Edinburgh) نوشته شد و پس از آن هر گلف باز آماتوري هم ميتوانست با تكيه بر آن قوانين به انجان ورزش مورد علاقه اش بپردازد.

 



در حاليكه بسياري از اسكاتلنديها مدعي اين مساله هستند كه بازي گلف از كشور آنها به سراسر اروپا پخش شده شواهدي وجود دارد كه نشان ميدهد نخستين بار بازي توپ و چمن در فرانسه، آلمان و كشورهاي لوكزامبورگ، هلندو بلژيك بازي ميشده!” در آلمان در قرن چهاردهم اين ورزش اغلب روي يخ انجام مي شد و شبيه همان گلف روي چمن با ضربه چوب مخصوص به توپ از نقطه A به نقطهB هدايت مي شد. آلمانها و اسكاتلنديها هر دو در رواج اين ورزش شريك بودند و در حقيقت واژه «گلف» كه از سده 16 ميلادي براي اين بازي به كار مي‌رود از واژه‌هاي قديمي اسكاتلندي "Golve" و " Goff "گرفته شده كه در اصل مشتقي از واژه آلماني قرون وسطايي "Kolf"به معناي باشگاه بوجود آمده است كه البته به علت علاقه زيادي كه اسكاتلندي ها به انجام اين بازي داشتند اين باور در طول سالها ميان مردم گسترش يافت كه اسكاتلندي ها مخترع اين بازي بوده اند. البته اسكاتلندي ها به جاي يخ در زمينهاي چمن كاري شده به اين بازي ميپرداختند. اولين باشگاه گلف جهان در سال 1754 در سنت اندروز اسكاتلند تاسيس و در ايران نيز گلف از سال 1924 بازي شد.

 

حدود سال 1304 همزمان با ورود اتباع خارجي به منظور كشف و استخراج نفت در مناطق نفتخيز جنوب كشور اين ورزش وارد ايران شد. تا قبل از ملي شدن صنعت نفت هيچ ايراني اين بازي را انجام نمي‌داد و بازي گلف انحصاراً در دست خارجي‌ها بود.در تهران نيز اين رشته به صورت اختصاصي و در مجموعه ورزشي انقلاب از سال 1340 انجام شد.پس از انقلاب تشكيلات ورزش گلف كشور از ارديبهشت سال 1370 در قالب يك كميته آغاز به كار كرد و با توسعه فعاليت‌هاي خود رسماً به عنوان فدراسيون گلف جمهوري اسلامي ايران معرفي و در ليست فدراسيون‌هاي رسمي كشور قرار گرفت. اين فدراسيون در سال 1996 ميلادي به عضويت شوراي جهاني گلف درآمد و بعدها با كنفدراسيون گلف آسيا و اقيانوسيه نيز مرتبط شده است.

 



ويژگي‌هاي ورزش گلف:
بازي گلف در فضاي باز و عموماً در بين درختان و چمنزارها با پستي و بلندي‌هاي طبيعي انجام مي‌شود كه اين امر باعث آسايش و آرامش دروني فرد مي‌گردد.وجود حداكثر اكسيژن و نور طبيعي در محل بازي گلف به ارگانيسم بدن اين اجازه را مي‌دهد كه كليه دستگاه‌هاي حياتي به خوبي انجام وظيفه نموده و در اين حالت طبيعتاً قدرت انديشه و تصميم‌گيري به مراتب بيشتر از زمان‌ها و مكان‌هاي ديگر است.



امكان انجام اين ورزش از سنين كودكي تا كهنسالي وجود دارد، هر چند كه تحرك لازمه جوانيست ، مع‌الوصف قابليت استمرار و تكرار مداوم و آهسته اين ورزش آمادگي جسماني را تا سنين بالا حفظ مي نمايد.
گلف فعاليتي بسيار مناسب براي كهنسالان مي باشد زيرا روند اجرا و انجام اين ورزش عاري از حركات تند وفشارهاي نامنظم بر اندامها و عضلات بر خلاف ورزشهاي ديگر مي‌باشد.
مسافت طي شده در ورزش گلف حدود 8 كيلومتر با زمان متوسط 3 الي 4 ساعت است كه اين حجم فعاليت با توجه به زمان آن فعاليتي ايده آل براي افراد مسن مي‌باشد.
طي مسير در ورزش گلف همراه با انگيزه و هدف است از اين رو ورزشكار گلف باز همواره انگيزه اي تازه براي طي مسير دارد و به همين دليل احساس خستگي و بي حوصلگي نمي‌كند.
بازي گلف موجب افزايش كيفي دقت و مهارت مي شود، بطوريكه پس از زدن ضربه، بازيكن مسير توپ را رديابي نموده و نقطه فرود آن را دقيقاً زير نظر مي گيرد، اين عامل موجب تقويت زاويه ديد، تشخيص دقيق جهت حركت و قوه بينايي بازيكن مي‌شود.
زدن ضربه مطلوب در ورزش گلف نياز شديد به هماهنگي عصبي و عضلاني همراه با تمركز مطلوب دارد.
طي مسيرهاي متفاوت و زدن ضربات مختلف در گلف موجب اصلاح ناهنجاري‌هاي ذهني، پراكندگي فكري و عدم تمركز موجود در افراد مبتلا به آن است. به اين جهت اين ورزش خاصيت درماني نيز دارد، ضمن اينكه يك گلف باز در نهايت به فردي پر حوصله و با صبر واستقامت تبديل خواهد شد كه از تصميم گيريهاي عجولانه خودداري مي نمايد و شايد به اين دليل است كه ورزش گلف مورد علاقه سياستمداران و ديپلمات‌ها مي‌باشد.
اصولاً ورزشكاران گلف را داور همراهي نمي كند و قضاوت به عهده ورزشكاران است كه اين امر موجب گرديده تااصول اخلاقي حاكم بر ميادين ورزشي همراه با رعايت حقوق يكديگر، نزاكت و احترام متقابل و همچنين موجب تقويت حس اعتماد و اطمينان به ديگران شود.
شيوه مبارزه يامسابقه در ورزش گلف رو دررو نيست به عبارت ديگر در ورزش گلف بازيكنان در مقابل هم نيستند بلكه در كنار هم و هر فرد صرفاً براي افزايش توانايي خودش تلاش مي كند در حقيقت حريفان را با معيار توانايي شخصي و افزايش مهارت مي آزمايند نه با غلبه بر ديگران. 
ورزش گلف يك ورزش خانوادگي محسوب مي شود و تمام اعضاي خانواده مي توانند بدون هيچگونه محدوديتي به تمرين گلف بپردازند زيرا پوشش لباس ورزشكاران اين رشته بطور كاملاً مطلوبي مي باشد كه اين موضوع بويژه به منظور توسعه و تعميم ورزش بانوان كه تا حدودي در مكان‌هاي باز ورزشي محدوديت دارند، بسيار ارزنده و قابل توجه است.


ملزومات :

زمين گلف حدود 30 تا 40 هزار متر مربع وسعت دارد. براي بازي گلف كفش ويژه ميخ‌داري نياز است تا به هنگام ضربه زدن پاي بازيكن نچرخد. لباس گلف هم براي راحتي حركت بدن و از جنس مخصوص درست شده است.


زمين استاندارد گلف داري 18 حفره است. فاصله حفره‌ها از نقطه شروع و از يكديگر متفاوت بوده و معمولاً بين 100 تا 600 يارد متغير هستند كه در اين فواصل موانع گوناگوني از قبيل موانع آبي و شنزار و چمنزارهاي بلند و پرپشت طراحي و گنجانده شده است.
براي گلف‌بازي ساك ويژه‌اي نياز است تا 14 چوب گلف را در خود جاي دهد. اين ساك در زير خود چرخ‌هايي دارد كه به گلف‌باز اجازه مي‌دهد تا ساك و چوب‌هاي خود را به راحتي در سراسر زمين به همراه ببرد. هر كدام از اين چوب ها براي زدن ضربه‌هاي گوناگوني به كار مي‌روند. هر بازي گلف بين 4 تا 5 ساعت طول مي‌كشد و داراي قوانين ويژه‌اي است.

ست كامل گلف شامل 14 عددكلاب يا چوب مي باشد. " IRONS آهن نه عدد " ، "WOOD چوب چهار عدد" ، " PUTTER پاتر يك عدد". بر حسب اينكه شات داراي چه خصوصياتي باشد براي زدن آن ، نوع چوب از نظر بلندي دسته و زاويه صفحه فرق مي‌كند. هر چه زاويه صفحه بيشتر باشد ارتفاع شات بيشتر خواهد بود. به اين زوايه اصطلاحاً لافت چوب مي‌گويند.

توپ گلف از لاستيك با روكش خارجي پلاستيك ساخته شده كه سطح آن براي دقت و سرعت بيشتر داراي خلل و فرجهايي ميباشد . اندازه توپ گلف برابر است با 1/68 اينچ يا 42/6ميلي متر . پايه توپ براي ضرباتي است كه بازيكن ميتواند اولين بار ضربه هر حفره را از روي آن بازي كند انواع چوبي و پلاستيكي در دسترس ميباشد .

مراحل يك ضربه كامل گلف:
1- «بك سوئينگ» يا عقب بردن كلاپ
2- «آپ سوئينگ» يا بالابردن كلاپ
3- «داون سوئينگ» پائين آوردن كلاپ
و اتمام ضربه كه به آن فلات روپ گفته مي شود.




تعاريف:

قوانين بازي گلف بر اساس تعاريف آن نوشته شده است. آگاهي از روابط تعريف شده، به كاربرد صحيح قوانين كمك خواهد كرد. بعضي از اين تعاريف شامل موارد زير است :
- Teeing ground : محل شروع ميدان است كه با 2 تي ماركر مشخص مي‌شود.
- Fairway : قسمت چمن كاملا "كوتاه شده بين نقطه شروع و پايان
- Rough : ناصاف, دشوار, ناهموار
- putting green : منطقه‌اي مخصوص است براي غلتاندن و داراي حفره‌اي است.
- out of bounds : زميني است كه بازي در آن ممنوع است، به عبارت ديكر جزء مسابقه نيست..
- موانع : اشياي ساخت دست انسان به استثناي اشيايي كه اوت آو باند را معلوم مي‌كنند..
- water hazard : آب پيش بيني نشده ، هر انباشتگي موقت و گذري آب در مسير مسابقه كه قبل يا بعد از اين كه بازيكن در پشت توپ قرار بگيرد قابل ديدن باشد. مثل شبنم، برفك و برف آب 
- Bunker :قسمت بدون چمن زمين گلف
- sand bunker : قسمت بدون چمن زمين كه گاه ماسه اي ميباشد




- Caddie : حامل وسايل بازيكن
- Handicap : امتياز دادن به شركت كنندگان
- flagstick : چوب پرچم گلف
- Stroke : ضربه
- BALL MARKER : علامتگذاري محل توپ در روي گرين و در جاي توپ بطور موقت قرار مي گيرد
- Hole : حفره
- Scorecard : كارت نشان دهنده تعداد ضربات بازيكن در هر بخش بازى
- Par : امتياز استاندارد براى هر بخش از بازى گلف
- Penalty : امتياز منفى
- Slope : زمين سراشيب


چند توصيه و قانون در بازي گلف:

قبل از اينكه بازي را آغاز كنيد قوانين محلي را روي كارت اسكور بخوانيد.
يك علامت شناسايي روي توپتان بگذاريد. بسياري از گلفرها با همان مارك توپ بازي مي‌كنند و اگر شما نتوانيد توپتان را شناسايي كنيد گمشده محسوب مي‌شود.
كلاب‌هايتان را بشماريد. حداكثر مي‌توانيد 14 كلاب همراه داشته باشيد.
در طول بازي، از كسي راهنمايي و پيشنهاد نخواهيد به جز همبازيتان و همچنين هيچ پيشنهادي به هيچ كس ندهيد به جز همبازيتان.
در طول يك ميدان نمي‌توانيد هيچ ضربه تمريني داشته باشيد.
تي را بين 2 نشانگر تي قرار دهيد و نه در جلوي آنها. مي‌توانيد تي را حداكثر در فاصله‌اي به طول 2 كلاب پشت خط جلويي نشانگرهاي تي قرار دهيد و ضربه بزنيد.

 

ضربه زدن در مچ پلي جريمه‌اي ندارد اما رقيب شما مي‌تواند از شما بخواهد كه دوباره آن ضربه را بازي كنيد و در استرك پلي شما حتما 2 ضربه جريمه مي‌گيريد و سپس بايد از منطقه صحيح بازي كنيد.
توپ را از همان جايي كه افتاده است بازي كنيد. جاي توپتان، منطقه مشخص شده سوئينگتان يا خط و مسير بازيتان را با حركت دادن، خم كردن يا شكستن هر چيزي كه ثابت يا روييده است تصحيح نكنيد مگر طبق قوانين.
چيزي را به سمت پايين فشار ندهيد يا اين كه وضعيت بهتري ايجاد نكنيد.
اگر توپ شما در يك بانكر يا يك واتر هزارد قرار بگيرد، زمين بانكر يا زمين يا آب داخل واتر هزارد را تا قبل از داون سوئينگ لمس نكنيد.
توپ بايد كاملا ضربه بخورد و نبايد فشرده و يا برداشته شود. به عبارت ديگر در اين منطقه كلاب شما نبايد با زمين برخورد كند. در صورت تماس، 2 ضربه جريمه دريافت مي‌كنيد.
بازي با يك توپ اشتباه (به جز در يك هزارد): در مچ پلي شما آن ميدان را از دست مي‌دهيد. در استروك پلي 2 ضربه جريمه مي‌گيرد و سپس بايد توپ صحيح را بازي كنيد.
بازي با يك اشتباه در يك هزارد: جريمه‌اي ندارد. زيرا در هزارد نمي‌توانيد علف‌ها را كنار بزنيد.


قوانين كلي گلف:

قوانين كلي گلف عبارتست از 34 قانون مدون به اضافه تعداد زيادي تبصره، متمم و استثناء:
آبانس (هندي كپ): هندي كپ يا امتياز تعادلي، بازيكنان سطوح مختلف را قادر مي‌سازد كه با يكديگر به رقابت بپردازند. هندي كپ بر اساس تعداد ضرباتي كه بازيكن در يك دور بازي از پار تجاوز مي‌كند تعيين مي‌گردد. ماكسيمم هندي كپ براي آقايان 36 و براي خانم‌ها 40 مي‌باشد. هندي كپ بر اساس ميانگين 3 دور بازي تعيين مي‌شود.
زمين استاندارد گلف: استاندارد گلف شامل 18 حفره و 3 نوع پار و جمع تعداد ضربات 72 مي‌باشد.
محوطه شروع: محوطه‌اي مسطح با چمن درو شده و كوتاه است كه اولين ضربه از اين محوطه بازي مي‌شود.

 


محوطه موانع: اين موانع در مسير حفره‌ها به نحوي طراحي شده كه هر يك از مسيرها را به طور متفاوتي مشكل و رقابت برانگيز مي‌كند.
محوطه عادي زمين: اين محوطه تمام مسير از نقطه شروع تا حفره را در بر مي‌گيرد و در اطراف مسير محوطه‌هائي از چمن‌هاي پرپشت و درو نشده وجود دارد..
هدف بازي: هدف بازي انداختن توپ به ترتيب در حفره‌هاي 18 گانه با استفاده از چوب‌هاي متفاوت و زدن كمترين تعداد ضربات مي‌باشد.
بازي‌ها بصورت انفرادي، 2 نفره، 3 نفره و نهايتاً 4 نفره انجام مي‌شود. اساساً دو نوع بازي متفاوت وجوددارد يكي رقابت‌هاي ضربه‌اي و ديگري بازي‌هاي مسابقاتي كه در اين نوع بازي، بازيكني كه بيشترين تعداد حفره را بدست مي‌آورد و در بازي‌هاي ضربه‌اي بازيكني كه مسير بازي را با كمترين تعداد ضربات طي كند، برنده بازي خواهد بود.  
گرين: محوطه اطراف حفره را گرين مي‌گويند و داراي چمن يكدست و كوتاه شده‌اي است.

 


حفره: قطر حفره 5/4 اينج (43/11 سانتيمتر) و عمق آن حداقل 4 اينچ (16/10 سانتيمتر) است.

 

چوب پرچم: پرچم براي مشخص كردن مكان حفره در آن گذارده مي‌شود و معمولاً رنگ آن .قرمز است.
پايه توپ: پايه توپ براي ضرباتي است كه بازيكن مي‌تواند اولين بار ضربه هر حفره را از روي آن شروع كند. ديگر لوازم گلف عبارتند از: وسيله علامتگذاري محل توپ و چتر.



آداب بازي گلف:

آداب بازي به همان اندازه كه براي خود بازي اهميت قائل است رعايت حق تقدم و ادب را هم مهم مي‌داند. نكات زير قانون نيستند اما رعايت آنها در بازي اهميت بسياري دارد:
هنگام آماده شدن بازيكن تا پايان سوئينگ نزديك او نايستيد و حركت و صحبت نكنيد.
تا زماني كه گروه جلويي از مسير خارج نشده بازي را شروع نكنيد.
هميشه بدون تاخير بازي كنيد و پاتينگ گرين را همراه با افراد گروه ترك كنيد.
از گروه‌هاي سريع‌تر دعوت كنيد بازي را زودتر از شما انجام دهند و كنار برويد تا آنها عبور كنند.
چمن‌هاي كنده شده را در هنگام بازي سر جايشان قرار دهيد و جاي پاها را در بانكرها هموار كنيد.
روي خط پات بازيكنان ديگر قدم نگذاريد و راه نرويد.
كلاب‌ها را در پاتينگ گرين نيندازيد. (پرتاب كردن كلاب توسط بازيكن عصبي كاري زشت و زننده است)
ميله پرچم پاتينگ گرين را با دقت سر جايش بگذاريد و بعد از برداشتن ميله پرچم آن را به آهستگي خارج از پاتينگ گرين قرار دهيد.


ميني گلف، ورزش اوقات فراغت

فدراسيون گلف چندي است در صدد گسترش ميني گلف در كنار گلف است. ورزشي كه بسيار ارزان است و حتي مي توان در خانه آن را انجام داد تا اعضاي خانواده ها با انجام آن نه تنها فعاليت بدني داشته باشند، بلكه بتوانند ضمن پركردن اوقات فراغت، خود از استرس هاي شهري دور شوند. فراهم كردن كلاب و توپ و سازه هاي متحرك براي پرداختن به اين ورزش سخت نيست و اكنون در دنيا تمام اعضاي خانواده ها به آن مي پردازند و ورزشي همگاني شده است. حتي در آمريكا فضاي خالي پشت بام ها را به اين ورزش اختصاص مي دهند و در بيشتر كشورها در جلوي خانه ها، پارك ها، فضاهاي خالي كنار خيابان ها زمين هاي ميني گلف براي افراد جامعه مهيا شده است.



تاريخچه ميني گلف

گفته مي شود نخستين زمين ميني گلف را باشگاه زنان به نام پوتينگ (putting) راه اندازي كرده كه در خيابان «اندرو» در اسكاتلند بوده است. اين باشگاه در سال 1867 تأسيس شده و هنوز هم به فعاليت خود ادامه مي دهد. در اين باشگاه زنان ميني گلف بازي مي كردند. چند دهه بعد اين ورزش در آمريكا و انگلستان در هتل ها براي ميهمانان طراحي و راه اندازي شد. سندي وجود دارد كه يك آلماني اهل هامبورگ اين ورزش را از آمريكا به آلمان مي آورد و گسترش داد. مي گويند در سوئد نيز، دو سوئدي كه اين ورزش را در آمريكا فراگرفته بودند و در سال 1930 به كشورشان بردند و در سال 1937 براي نخستين بار فدراسيون آن را در كشور خود راه اندازي و قهرماني كشوري را نيز در سال 1939 برگزار كردند.


تا قبل از راه اندازي اين فدراسيون، حتي آمريكا نيز چنين كاري را انجام نداده بود اين ورزش به اين صورت در سراسر اروپا گسترش يافت، به طوري كه اكنون در آلمان چندين هزار زمين ميني گلف وجود دارد و 15 ميليون آلماني اين ورزش را بازي مي كنند و 11 هزار نفر نيز عضو فدراسيون ميني گلف آلمان هستند. فدراسيون سوئد 8 هزار عضو دارد و اتريش، سوئيس، ايتاليا، چك و هلند نيز چندين هزار عضو دارند.  
اسناد موجود در آمريكا نشان مي دهد نخستين مسابقه به سال 1930 در اين كشور برگزار شده است و براي اين رقابت ها در مجموع 10 هزار دلار جايزه در نظر گرفته شده كه برنده نهايي 2 هزار دلار نصيبش مي شد.   

ميني گلف در ايران
انجمن ميني گلف زير نظر فدراسيون گلف در سال 1385 فعاليت خود را آغاز كرده است.   
فدراسيون گلف تاكنون به همراه آموزش رايگان گلف، ميني گلف را نيز به علاقه مندان آموزش داده است و 12 هزار نفر در كل كشور با ضربات كوتاه قابل استفاده در ميني گلف آشنا شده اند.   
اين انجمن تاكنون 3 مسابقه جشنواره ميني گلف خانواده، ميني گلف كشتيراني و ميني گلف در پارك لاله را برگزار كرده است و قرار است يك ماه ديگر يك مسابقه كه چهارمين آن است را برگزار كند. انجمن ميني گلف براي برگزاري رقابت ها از سازههاي متحرك بهره مي برد و تنها زمين ميني گلف ثابت در مجموعه ورزشي انقلاب قرار دارد. انجمن ميني گلف با آموزش 80 دبير تربيت بدني آموزش و پرورش، اين رشته را به مدارس برده است و نخستين مسابقه آموزشگاه ها را نيز برگزار كرده است.   
چندي پيش سومين رقابت ميني گلف در پارك لاله تهران توسط انجمن ميني گلف برگزار شد كه مورد استقبال بسياري از خانواده هايي كه گلف را به صورت رايگان زير نظر فدراسيون آموزش ديده بودند، قرار گرفت.
فدراسيون گلف با راه اندازي زمين هاي گلف در رنج آموزشي قصد دارد، اين ورزش را نيز در زمين هاي گلف توسعه دهد.جالب است بدانيد توسعه زمين هاي ورزشي ميني گلف در اكثر كشورها به عهده شهرداري ها ست. راه اندازي ميني گلف در مساحت كوچك با 5 ميليون تومان هزينه امكان پذير است. اين زمين ها را مي توان در پارك ها براي گذران اوقات فراغت افراد جامعه مهيا كرد. تا جوانان به اين ورزش جذب شده و ضمن پركردن اوقات فراغت خود، از ناهنجاري ها و آسيب هاي اجتماعي دور شوند.



ورزش ميني گلف به علت طي كردن مسافت براي هر سني مناسب است. اين ورزش به علت رديابي توپ موجب تقويت ديد مي شود و زدن ضربه هماهنگي عصبي و عضلاتي را به همراه دارد. راه اندازي اين ورزش در مجتمع ها موجب پركردن اوقات فراغت اعضاي مجتمع مي شود و راه اندازي آن در هتل ها و محل توريستي جذب توريست را افزايش خواهد داد.

آشنايي با ورزش ميني گلف    
اين ورزش همان طور كه از نامش پيداست، از خانواده ورزش گلف است. اما اين ورزش كه شكل كوچك شده و آب رفته آن است ارزان تر و آسان تر از بازي گلف است.   
بازي ميني گلف در مساحت هاي كوچك انجام مي شود و از اين جهت به آن گلف مينياتوري (Miniature golf) نيز مي گويند. اين بازي در برخي از كشورها به نام هاي Midget golf، goofy golf، put-put، crazy golf و ... نيز خوانده مي شود ولي در جهان بيشتر به ميني گلف (Mini glof) معروف است. 
در ميني گلف برخلاف گلف، فقط از ضربات كوتاه استفاده مي شود و بازيكن توپ را با زدن كمترين ضربه وارد حفره هايي كه تعداد آنها 9 يا 18 عدد است، مي كند. اين ورزش مفرح را چون مساحت كمي (از 5 مترمربع تا 100 مترمربع) مي گيرد، مي توان در پارك ها، مدارس، دانشگاه ها، بيمارستان ها، هتل ها، حياط مجتمع هاي مسكوني و حتي پشت بام ها (كه در آمريكا مرسوم است) راه اندازي كرد.  
اين ورزش را اگر بخواهيم فقط براي تفريح و گذران اوقات فراغت همه افراد و هر سني راه اندازي كنيم فضاي 5 مترمربع كافي است كه ساده ترين شكل مهيا كردن آن هم ايجاد زمين با پوشش چمن مصنوعي يا موكت با ايجاد حفره است كه بازيكنان بر سر انداختن توپ با كمترين ضربه به داخل حفره ها با هم رقابت مي كنند.


انواع زمين ميني گلف

براي بازي ميني گلف زمين هاي مختلفي طراحي شده است. در 2 كشور آمريكا و انگلستان زمين بازي اين ورزش شبيه گلف است و در آن زمين چمن يا چمن مصنوعي يا موكت با موانع و سازه هايي از سنگ و ماسه به كار رفته است. حتي در انگلستان در زمين هاي ميني گلف موانعي فانتزي مانند آسياب بادي، دايناسورها و اشياي خيالي به كار مي برند كه از اين جهت به آن carzy golf مي گويند.
در قاره اروپا در زمين هاي ميني گلف، اشكال هندسي به كار مي برند و توپ با عبور از اين موانع وارد حفره ها مي شود. سازه هاي ميني گلف به صورت ثابت و متحرك ساخته مي شود. در كشورهايي چون اسكانديناوي سازه ها به صورت اسكلت چوبي مستطيل شكل با قابليت جابه جايي ساخته مي شود و سطح آن با موكت (نمد) پوشيده مي شود. در مركز و جنوب اروپا، ميني گلف داراي اسكلت فولادي است كه ثابت است و قابليت جابه جايي ندارد و در ساخت آن بتون و ديگر مصالح ساختماني به كار مي رود.


ميني گلف در ديگر كشورها

اكنون اين رشته در بيشتر كشورهاي آمريكا، اروپا و آسيا فعال است. اكثر كشورهاي اروپايي داراي فدراسيون ميني گلف هستند و رقابت هاي مهم اين رشته را نيز برگزار مي كنند. به طوري كه در رقابت هاي قهرماني اروپا بيش از 20 كشور شركت مي كنند. در خارج از اروپا نيز كشورهاي آمريكا، روسيه، اوكراين، ژاپن، سنگاپور و تايوان رقابت هاي بين المللي ميني گلف را برگزار مي كنند.
اين ورزش در كشورهايي چون مولداوي، مكزيك، هند، تايلند، استراليا و نيوزيلند نيز فعال است.

فدراسيون جهاني ميني گلف

فدراسيون جهاني ميني گلف با نام اختصاري (F.M.W) اكنون در جهان فعال است و نام بيش از 40 هزار بازيكن را از 37 كشور در رقابت هاي برگزار شده، ثبت كرده است. اين فدراسيون نام ميني گلف را از ميان بسياري از نام ها براي اين ورزش برگزيده و تصويب كرده است.
اين فدراسيون 4 نوع زمين را به نام هاي بتون (beton)، اترنيت (eternite)، فلت (flet) و MOS (بدون پوشش) براي بازي ميني گلف تصويب كرده است. فدراسيون جهاني ميني گلف 2 نوع رقابت را در رده هاي سني زير 21 سال، بزرگسالان (بدون محدوده سني) و بالاي 45 سال را در 2 بخش مردان و زنان به صورت جداگانه برگزار مي كند. يكي رقابت هاي جهاني دوسالانه كه در سال هاي فرد برگزار مي شود و ديگري رقابت هاي قاره اي در اروپا و آسياست كه در سال هاي زوج برگزار مي كند. در رقابت هاي قهرماني ميني گلف 2007 جهان ماركور تيپلين از آلمان در بخش مردان و اليزابت گروبر از اتريش در بخش زنان قهرمان شدند. عنوان قهرماني در هر دو بخش تيمي نيز به آلمان رسيد. در رقابت هاي قهرماني اروپا در سال 2006 نيز، آلمان قهرمان شد. اين رقابت ها در زمين 18 حفره اي بازي مي شود.
اينك در زمين MOS كه بيشتر در آمريكا و انگليس وجود دارد، چند رقابت معتبر مي شناسيم. مانند مستر آمريكا، اوپن ايتاليا، ايرلند، ايتاليا و Crazy Golf كه در انگلستان انجام مي شود.
هدف از گردآوري اين مطالب آشنايي علاقهمندان به ورزش گلف و ميني گلف با اين رشته نوپا و مفرح بوده و در مراحل بعدي تلاش خواهيم كرد اطلاعات جامع ، كامل و تخصصي را در اختيار ورزشكاران اين رشته قرار دهيم. 

 

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۲ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۰۲:۱۸:۰۱ ] [ عصر ]
>
تاريخچهٔ بوكس

مسابقه ورزش بوكس به طور رسمي در ششصد و هفتاد و هفت سال قبل از مسيح در بيست و سومين بازي المپيك در هاين كه اولين نبرد اين ورزش است شروع شده و «ابراستوس» اهل سميرنا در اين مسابقه فاتح و قهرمان شناخته شد.

اين‌كه قديميترين نبرد بوكس به چه نوع صورت گرفت و چگونه با يكديگر مي‌جنگيدند معلوم نيست. چنان‌كه در تواريخ روم ذكر شده است كه طرفين مشت‌هاي خود را به چرمهاي خامي محكم بسته و سعي مي‌كردند كه با ضربات محكمي از اين مشت‌هاي سخت و سنگين حريف را از پاي درآورند. البته اين مسابقات بدون رعايت وزن بدن انجام مي‌شد.

ملائكوماس كه پدرش نيز چهل و پنج سال پس از مسيح فاتح بوكس و قهرمان المپيك گرديده بود عموم رقيب‌هاي خود را تنها با فن (نه با زور و قدرت) مغلوب مي‌ساخت. مسابقه‌هايي كه بدين صورت وقوع مي‌يافت بدون انقطاع بود و دائماًّ در ميدان‌هاي مسابقه يك ورزشكار با قهرمانان آماده بنبرد بوده و هركس كه از بين تماشاچيان داوطلب مسابقه بود دست خود را بلند مي‌كرد. ملائكوماس قهرمان رومي كه در اكثر نبردها ورزشي بدين نوع فاتح مي‌گرديد بالاخره در يك مسابقه كه حريف او كشته شد اشتهاري بسزا يافت. در اين مسابقه‌ها قهرمانان دوره امپراتوري روم دستهاي خود را باآلتي شبيه به دستكش كه روي آن ميخهاي محكم فولادي كوفته شده بود مجهز مي‌كردند و نيز يك نوع دستكش مخصوص ديگر كه از چرمهاي سخت و محكم در دست مي‌گرفتند و مسابقه را شروع مي‌كردند. با استفاده اين دستكشها در هر مسابقه يكي از دو طرف حتماً سخت مجروح يا مقتول مي‌شد سبب شد كه مسابقه‌هاي بوكس بدين شكل ترك شود. در واقع بازي بوكس با از بين رفتن مسابقه‌هاي المپيك توأم گرديده و در سال ۴۰۰ بعد از ميلاد قهرمانان ورزشهاي مختلف بوكس را به كلي فراموش كردند. در همان عصر يا چند قرن بعد ورزش كشتي گيري كه مخاطرات ان كمتر از اينگونه بوكس‌ها نبود متداول شد و از ورزشهاي عمومي گرديد.

مقارن با آغاز قرن هيجدهم مجدداً بازي بوكس و كشتي‌گيري كه هر دو از بين رفته بودند شروع شد بطوريكه حكايت مي‌شود يك نفر كشيش ايتاليايي كه نامش «سن برنادن» بود به جوانان عصر خود فن بوكس را مي‌آموخت و منظورش از اين عمل اين بود كه دوئل (مبارزه با شمشير) را كه پيوسته به مرگ يكي از دو حريف پايان مي‌يافت منسوخ نمايد و به جاي آن نبرد با مشت كه خطر آن كمتر است متداول كند. سن برنادن رواج اين فن را يك نوع احسان و نيكوكاري مي‌دانست از اين رو او را پدر بوكس ناميده‌اند.

در لندن هم يكي از استادان شمشير بازي به نام جمس فيك مدرسه ورزش بزرگي دائر كرد كه گذشته از تعليم شمشير بازي و نيزه‌پراني و غيره فنون بوكس را نيز به شاگردان خود مي‌آموخت.

جمس فيك براي مشت‌زني قواعد و قوانين مخصوصي وضع نكرد بلكه مثل امروز محوطه‌اي كه اطراف آن با طناب محصور است ايجاد كرد و به شاگردان خود چنين اجازه داد كه در حين بوكس حق دارند يكديگر را گرفته و به شكل كشتي به زمين زنند در اين كشتي‌گيري هر كس كه بر زمين‌نمي‌خورد فاتح محسوب مي‌شد. براي اين چنين مسابقه‌ها چنان‌كه ذكر شد قواعد خاصي وضع نشده بود از اين لحاظ بسيار خطرناك مي‌شد و داوطلبان بوكس پس از محاربه مشت و گلاويز شدن با يكديگر گاهي هر دو به زمين‌مي‌خوردند و در نتيجه تعيين و معرفي فاتح بسيار مشكل مي‌شد.

پس از ايجاد بوكس به اين صورت يكي از استادان ورزشكار انگليسي موسوم به چك بروكتون در سال ۱۷۴۹ در مسابقه‌اي كه داور قوانين و دستورات مخصوص وضع كرد وسعت ميزان مسابقه و عده اشخاصي كه حق ورود به محوطه ميدان بازي را داشتند معلوم كرد؛ ولي هنوز اين بازي به طور رسمي معمول نشده بود و در هر جا كه مشت زن‌ها مسابقه مي‌دادند پليس آنها را متفرق مي‌ساخت.

در قرن هيجدهم با اينكه انواع ورزشها در انگلستان بحد اعلاء ترقي خود رسيد و قهرمانان بسياري ديده مي‌شد به اين دليل هيچ اهميتي به اين ورزش نمي‌دادند كه آن را ورزشي خطرناك مي‌دانستند زيرا تصور مي‌شد كه يكي از داوطلبان حتماً بايستي كشته يا سخت مجروح گردد.

جون جاكسون كه از استادان بوكس قرن هيجدهم بود تدريجاً بوكس را رسمي كرد و چون خود استاد بي نظيري بود در هر مسابقه مبالغ هنگفتي عايد او گرديد زيرا از همان موقع جوائز سنگيني براي قهرمانان اين فن معين شده بود. اين شخص اولين مشت زن و قهرمان عصر خود بود و توانسته بود اين ورزش را در دنيا رواج دهد.

در سال ۱۸۳۵ جمس پورله ورزشكار انگليسي اين ورزش را به آمريكا برد؛ ولي پيشرفت آن به قدري سريع بود و به اندازه‌اي آمريكائي‌ها به اين ورزش راغب بودند كه در سال ۱۸۶۰ يعني ۲۵ سال پس از ورود اين ورزش در آمريكا جون سن هيس آمريكايي توانست در سرزمين انگلستان كه اين بازي وضع شده و قرنها قهرمانان دنيا از آن مملكت بوده‌اند فاتح گردد و در تمام دنيا بي رقيب باشد.

با آنكه جك بروگتون مدتها بود كه دست كش مخصوص بوكس را اختراع كرده بود ولي بيش از يكي دو مورد آن را به كار نبرده بودند و در اكثر مسابقه‌ها با مشت گره شده و بدون دست كش با يكديگر مي‌جنگيدند از همين جهت مدت مسابقه و دوره آن خيلي طول مي‌كشيد طويل‌ترين دوره‌اي بوكس كه در سال ۱۸۲۴ در ۲۳ ژوئيه بين قهرمانان آمريكائي ميكه مادن و بيل هايس انگليسي در انبرگ انگلستان انجام شد. اين مبارزه جمعاً شش ساعت و سه دقيقه بطول انجاميد.

ورزش بوكس با وضعيت كنوني از سال ۱۸۹۰ يعني پس از آنكه ماركيز كوئينزبري قواعد جديدتري وضع كرد و استعمال دست كش بوكس را رسمي كرد شروع شد. او مدت هر دوره بوكس را سه دقيقه و فواصل بين دورها را يك دقيقه معين كرد و چون اين دستور مي‌توانست نتيجه نيكويي براي ورزيدن و رفع خستگي بشود از طرف عموم ورزشكاران دنيا قبول شد و طريقه‌اي كه كينز معين كرده بود متداول و مرسوم گرديد.

براي اولين دفعه مسابقه با وضع جديد در سال ۱۸۹۲ در هفتم سپتامبر در ارولئون بين جون سوليوان آخرين قهرمان مشت‌زن بدون دست كش كه قهرمان تمام آمريكا بود و جواني بيست و شش ساله موسوم به جمس مي‌كوربت كه او نيز آمريكائي و ار رقيب خود دو سال كوچك‌تر بود انجام و پس از ۲۱ دوره (راند) مبارزه قهرمان قديم دنيا كه بدون دستكش عنوان و مقام عجيبي پيدا كرده بود مغلوب قهرماني شد كه با دستكش بوكس را آموخته بود.

پس از گذشت چندين دهه از ورود بوكس به آمربكا اين ورزش جزو رده مهبوبترين ورزش‌هاي آمريكا قرار گرفت و از اين سو پاي مافيا به اين ورزش بازگرديد تا جايي كه در سال ۲۰۱۱ اين ورزش با انتقال مالي ساليانه ۶۸۲ ميليارد دلار در رده ۲ پر مبادله‌ترين ورزش‌هاي جهان پس از اسب دواني قرار گرفت.

تاريخچهٔ بوكس در ايران

معروف است كه هوارد باسكرويل از آمريكا كه به عنوان مدرس كالج آمريكائي در تبريز (مدرسه مموريال) منصوب شده بود، نخستين كسي است كه ورزش بوكس را به ايران آورد. او بعدها با مشروطه‌خواهان ايران همراه شد و در جريان جنگي كشته شد. شايان يادكرد است كه در دوره كه نفت در ايران كشف شد و مهندسين وكارگران اورپاي وارد ايران شدندو با مسابقه برگزار كردن بوكس باعث آشناي بيشتر مردم با اين ورزش شدند سالهايي كه صنعت سينماي ايران ترقي كرد جوانان روي پرده سينما اين ورزش را ديده و با خود تمرين مي‌كردند چند نفري هم كه در آن سالها براي تحصيل به خارج رفته بودند با اين ورزش آشنا شدند. در سال ۱۳۱۴ يك مهندس اهل چكسلواكي موسوم به فايت كه مأمور ايران در كمپاني اشكودا در تهران شده بود وارد ايران شد. فايت يكي از قهرمانان معروف سنگين وزن اروپا بود و يك بار هم ماكس شملينگ آلماني را مغلوب كرده بود. چند نفر از علاقه‌مندان در آن دوران نزد او مشغول به تمرين شدند كه آقايان ناطقي (محصل مدرسه نظام) و استوار زنگنه پور از جمله اين افراد بودند.

در همين سالها در بعضي از شهرهاي ايران جوانان به اين ورزش آشنا شدند براي مثال در مشهد منوچهر مهران و حسين بنايي و چند نفر ديگر نزد يك نفر آلماني مهندس برق به تمرين اين فن مشغول بودند.

از سال ۱۳۱۸ كه به دستور رضا شاه مسابقات قهرماني كشور رشته‌هاي مختلف ورزشي شروع شد تا سال ۱۳۲۴ اين ورزش جزء برنامه نبود. علت اصلي نبودن وسائل و مربي و نبودن مقررات لازم بود. بالاخره در سال ۱۳۲۳ اين ورزش مورد توجه اداره تربيت بدني واقع شد و براي اولين دفعه بطور رسمي جزء برنامه مدارس و دانشكده‌ها شد. اين مسابقه با وسائل و قضاوت آمريكايي‌ها و «محمد پور» و «عبدالله نادري» انجام شد. در سال ۱۳۲۴ براي اولين بار با كمك اولياي ارتش آمريكايي مقيم ايران و با واگذاري مقدار كافي وسائل و قضاوت و لوازم مورد احتياج مسابقه دستجات آزاد انجام شد.

در المپيك ۱۹۴۸ لندن كه ايران براي اولين بار در المپيك شركت داشت. بوكسورها نيز به مسابقات اعزام شدند كه به موفقيتي دست نيافتند. بوكس در ايران پس از فعاليتي ۳۴ ساله با پيروزي انقلاب تعطيل شد. البته هيچ قانون يا فرمان رسمي يا فتواي مذهبي مشخصي مطرح نشد. اين رشته در سال ۱۳۶۸ دوباره راه‌اندازي شد و احمد ناطق نوري كه چندين سال نمايندگي مجلس را بر عهده داشت، رياست فدراسيون آن را برعهده گرفت؛ اما همچنان مورد بي‌توجهي مسئولان حكومت قرار داشته است، به طوري‌كه تنها پخش مستقيم تلويزيوني اين رشته به ديدار فينال وزن ۹۱- كيلو بازي‌هاي آسيايي دوحه بين علي مظاهري و حريف سوريه‌اي بازمي‌گردد. به گفتهٔ احمد ناطق نوري كه همچنان (۱۳۹۵) رياست فدراسيون را بر عهده دارد مقامات عالي جمهوري اسلامي از جمله سيد علي خامنه‌اي رهبر جمهوري اسلامي و حسين‌علي منتظري قائم مقام سابق رهبري با اين رشته مخالف بوده‌اند هرچند دستوري مبني بر ممنوعيت آن نداده‌اند: «ايشان خامنه‌اي يكي دو بار از اينكه بنده در بوكس هستم گلايه كردند و به اخوي ما [گفتند] كه اين احمد آقاي شما چرا رفته بوكس را گرفته‌است. من به ايشان -اخوي‌مان- گفتم به ايشان بگويند اگر حرام است من ديگر انجام نمي‌دهم. يك بار هم در يك جمع عمومي گفتند من نمي‌دانم اين آقاي ناطق مجوز فدراسيون بوكس را از كجا گرفت. چون ممنوع نشده بود كه مجوزش را بگيرم. يك عده بي‌خودي ۱۰ سال تعطيلش كرده بودند. آقاي منتظري گفته بود: «اين چه ورزشي است؟ وحشي‌گري است. ببنديدش.» يك عده آمدند بستند. فتوا هم نداده بود. در يك جمعي گفته بود.»

چارت سازماني هيئت بوكس

چارت سازماني هيئت بوكس از چند نفر ورزشكار اعم از بوكسر يا غيربوكسر (اغلب رزمي كار) تشكيل شده است كه وظيفه مديريت بوكس آن منطقه را عهده دار مي‌باشند. چارت سازماني به صورت زير مي‌باشد:

-- رئيس هيئت -- نايب رئيس -- دبير هيئت -- خزانه دار -- اعضاي هيئت رئيسه

- مسئولين كميته‌ها كه شامل:

-- كميته مربيان -- كميته داوران -- كميته انضباطي -- كميته مسابقات -- كميته استعداديابي

در ۴ مورد اصلي (رئيس هيئت، نايب رئيس، دبير هيئت، خزانه دار) چارت هيئت بوكس نبايد اعضاي تكراري بكارگيري شود ولي موارد ديگر مي‌تواند از اين قانون پيروي نكند و از اعضاي تكراري استفاده شود. بيشتر در چارت هيئت بوكس از افراد بوكسر و رزمي كار استفاده مي‌شود. در چارت هيئت بوكس از افرادي استفاده مي‌شود كه فاقد سوءسابقه كيفري باشند. مربيان و داوران نيز بايد فاقد سوءسابقه كيفري باشند لذا اگر مربي يا داور سوءسابقه كيفري داشته باشد خلاف قانون بوده و شخص از لحاظ قانون مجرم شناخته مي‌شود.

در چارت هيئت بوكس بايد از افراد تحصيل كرده با حداقل مدرك ديپلم استفاده شود. مربيان و داوران نيز بايد داراي حداقل مدرك ديپلم باشد در غير اينصورت اگر مربي يا داور فاقد مدرك ديپلم به بالا باشند صلاحيت مربي گري و داوري را ندارند؛ لذا از لحاظ قانوني نيز بايد از افرادي كه فاقد مدرك ديپلم به بالا هستند جهت ورود به آزمون مربيگري يا داوري جلوگيري به عمل آورده شود و اگر متصدي برگزار كننده آزمون مدرك تحصيلي را ملاك قرار نداد نهادهاي قانوني مي‌توانند عليه متصدي متخلف طرح دعوا كنند.

اكثراً در چارت هيئت بوكس از افراد با تجربه در مسابقات و داوري كه به اصطلاح بوكسر يا فايتر گفته مي‌شود استفاده مي‌شود.

وزن دستكش

وزن دستكش تا متوسط وزن ۸ اونس برابر با ۲۲۷ گرم؛ متوسط ۱۰ اونس برابر با ۲۸۴ گرم و براي سنگين وزن ۱۲ اونس برابر ۳۴۰ گرم كمتر نباشد.

  • معمولاً براي مسابقات دستكش‌هايي با وزن ۸ الي ۱۰ اونس استفاده مي‌شود و براي تمرين و كيسه زدن از دستكش ۱۰ الي ۱۴ انس استفاده مي‌شود.
  • دستكش‌هايي با وزن غير معمول عبارتند از: ۶-۱۴-۱۶-۱۸
محل بوكس

محل مسابقه بوكس، سكوي مشت‌زني يا رينگ نام دارد كه محوطه‌اي چهارگوش، معمولاً حدود يك متر بالاتر از سطح زمين است كه اطراف آن با سه يا چهار رديف طناب موازي محصور است.

اين سكوها معمولاً از چهار طرف توسط چهار رديف طناب با فاصله ۳۰، ۶۰، ۹۰ و ۱۲۰ سانتيمتر از زمين پوشيده شده‌اند. قطر طنابها يك اينچ و روي آن توسط پارچه نرمي يا لاستيك پوشانده مي‌شود. اندازه استاندارد رينگ بوكس آن از داخل طناب‌ها ۶٫۱۰ × ۶٫۱۰ متر مساوي با ۲۰ ×۲۰ فوت و از خارج ۸ × ۸ متر مساوي با ۲۶ × ۲۶ فوت است.

كف محوطه بوكس بايستي با تشك پوشانيده و روي تشك را نيز با برزنت محكم شده و توسط طناب به كف محوطه بسته شود.

اوزان مسابقه

مسابقات بوكس آماتور در يازده گروه وزني و مسابقات بوكس حرفه‌اي در پانزده وزن برگزار مي‌شود.

مگس وزن سبكمگس وزنخروس وزنپَر ورزنسبك وزنميان سبك وزنسبك وزن ويژهميان وزن (متوسط)نيمه سنگينسنگين وزنسوپر وزن 48kg 48> 51 kg 51> 54 kg 54> 57 kg 57> 60 kg 60> 63.5 kg 63.5> 67 kg 67> 75 kg 75> 81 kg 81> 91 kg +91 kg نكاتي در مورد امتيازات مسابقه

۱- تعداد ضربات – ضرباتي كه مطابق قانون و بدون دفاع به هدف اصابت نمايد ۲-. ۳- حمله و روش صحيح بوكس لازم است كاملاً مورد نظر باشد. ۴- ضربات خطا و غير فني حساب نمي‌شود ۵- در موقعي كه داور وسط خطا را ديده و تذكر مي‌دهد در صورتي كه از سه بار بيشتر تكرار شود امتياز كسر شود توسط داورها ضربات صحيح بايستي با مشت بسته و با سطح جلو چهار انگشت و يا چهار بند دست زده شود. محل صحيح ضربات جلوي صورت و طرفين آن، جلوي بدن بالاتر از كمربند و طرفين ضربه زده شود، روي ساعد و بازو و دستكش امتياز نخواهد داشت. نسبت به اتفاقات آني تصميم داور وسط قطعي است و در غير اين صورت كميته مسابقات تصميم لازم را مي‌گيرد.

 

ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۲ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۰۲:۱۷:۵۹ ] [ عصر ]
>
قدمت فوتبال به چندين سدهٔ پيش از ميلاد و به چين بازمي‌گردد كه به تدريج در يونان و روم نيز رواج مي‌يابد. فوتبال مدرن امروزي نيز در سال ۱۸۶۶ در مدارس انگلستان شكل‌گرفت و به تدريج گسترهٔ پراكندگي آن همهٔ جهان را زير پوشش خود قرارداد. با شكل‌گيري سازمان فيفا در سال ۱۹۰۴ و ايجاد رقابت جام جهاني فوتبال، اين ورزش بسيار گسترده‌تر شد.

طول زمين فوتبال ۹۰ تا ۱۲۰ متر و عرض آن ۴۵ تا ۹۰ متر است. فوتبال در دونيمه ۲۰ تا ۴۵ دقيقه‌اي انجام مي‌گيرد و در بازي‌هاي حذفي و رفت و برگشتي گاهي اوقات، وقت‌هاي اضافه و پنالتي نيز به آن افزوده مي‌گردد. فوتبال ضوابطي دارد كه قوانين فوتبال ناميده مي‌شوند و نمي‌توان بر خلاف آن‌ها عمل‌كرد. سازمان فيفا علاوه بر فوتبال، نهاد رسمي ورزش‌هاي فوتسال وفوتبال ساحلي نيز مي‌باشد و كنفدراسيون‌هاي قاره‌اي يوفا، اِي‌اِف‌سي، سي‌اِي‌اِف، كونكاكاف، كونمبول و اُاِف‌سي از زيرشاخه‌هاي فيفا هستند.

جام جهاني فوتبال از بزرگ‌ترين رويدادهاي ورزشي جهان است كه هر چهارسال يك‌بار در يكي از كشورهاي جهان روي مي‌دهد. علاوه بر اين، مسابقات بين‌المللي ديگري مانند بازي‌هاي المپيك تابستاني، جام كنفدراسيون‌ها، جام باشگاه‌هاي جهان، جام ملت‌هاي اروپا و ليگ قهرمانان اروپا نيز رايج است. ليگ‌هاي متعددي ازجمله لا ليگا و ليگ برتر انگلستان در كشورهاي مختلف به‌وجود آمده‌اند كه نوعي مسابقات داخلي محسوب مي‌شوند. فوتبال بانوان نيز از اواخر سدهٔ نوزدهم ميلادي به راه‌افتاد. فيفاادعا مي‌كند كه وظيفهٔ محافظت بازيكنان از زورافزايي را به‌خوبي انجام مي‌دهد و فوتبال، از زورافزايي پاك است. در سال ۲۰۰۴، فيفا يك منشور اخلاقي براي اجراي بازي‌هاي جوانمردانه به‌تصويب رساند. اما در سال ۲۰۰۶، اين منشور بازنگري‌شد و منجر به تشكيل نهاد قضايي سوم فيف

واژه‌شناسي و نام

ورزش‌هاي شبيه به فوتبال در كشورهايي كه آغازگر فوتبال بودند، نام‌هاي مختلف داشت. اين بازي‌ها در چين «تسو چو»، در ژاپن «كِمَري» و در يونان و امپراتوري روم «هارپاستوم» ناميده مي‌شدند.

اصطلاح فوتبال (به انگليسي: Football) را براي نخستين‌بار مردم بريتانيا ابداع‌كردند. ريشهٔ واژهٔ فوتبال به اواخر سال ۱۸۰۰ ميلادي و از هنگامي كه اين ورزش در مدارس انگلستانراه‌اندازي‌شد، بازمي‌گردد. مقررات اين رشته ورزشي نخستين بار در سال ۱۸۶۳ در اتحاديه فوتبال انگلستان تنظيم شد و نام «اتحاديه فوتبال» (association football) هم براي تمايز اين بازي از انواع ديگر فوتبال (به ويژه راگبي فوتبال) انتخاب شد. «اتحاديه فوتبال» همچنان نام رسمي اين رشته ورزشي است و سازمان‌هاي اصلي اداره‌كننده ورزش فوتبال مثل فيفا و يوفا از اين نام در عنوان خود استفاده كرده‌اند. واژه ساكر (به انگليسي: Soccer) نيز مخففي از كلمه association همراه با پسوند انگليسي er است كه در دهه ۱۸۸۰ در انگلستان ابداع شد.امروزه در ايالات متحده آمريكا اين رشته را بيشتر ساكر مي‌نامند. در بريتانيا اين ورزش در رده‌هاي سني بزرگسالان، تا مدتي با نام ساكر شناخته مي‌شد. پس از مدتي، در ردهٔ سني ۱۸ سال براي نخستين‌بار فوتبال ناميده‌شد و اين اصطلاح به تدريج بر واژه ساكر تسلط پيدا كرد و در پايان به فوتبال تغيير نام يافت.

اين ورزش در مناطقي از جمله فرانسه، اسپانيا و آمريكاي لاتين با اصطلاح فوتبال ناميده مي‌شود. آلماني‌ها با اندكي تنوع آن را Fußballيا فوسبال مي‌نامند.

تعاريف

مسابقهٔ فوتبال: به بازي كه در آن بازي فوتبال انجام مي‌گيرد، مسابقهٔ فوتبال مي‌گويند.

زمين فوتبال: به زميني كه بازي فوتبال در آن انجام مي‌گيرد، زمين فوتبال مي‌گويند كه در شرايط استاندارد مي‌بايست پوشيده از چمن طبيعي يا مصنوعي باشد و شامل مناطقي از جمله محوطه جريمه است.فوتبال بر روي زمين‌هاي خاكي كوچه‌ها و خيابان‌ها نيز انجام مي‌گيرد و آن‌ها نيز زمين فوتبال به شمار مي‌روند.

تيم فوتبال: به مجموعه‌اي از بازيكنان فوتبال گفته مي‌شود كه در يك مسابقه با هم متحد و هم‌هدف هستند.

مربي فوتبال: فردي كه فوتبال نقش تربيت و سازماندهي بازيكنان تيم (از نظر جسمي و روحي) جهت كاميابي در مسابقات را بر عهده دارد.در فوتبال امروزي هر تيم چندين مربي دارد كه وظايف به صورت تفكيك‌شده بين آن‌ها تقسيم مي‌شود. سرگروه مربيان تيم، سرمربي ناميده مي‌شود.

سيستم فوتبال: سيستم يا آرايش تيمي، نشان‌دهنده طرز چيدمان بازيكنان يك تيم در زمين است. آرايش هر تيمي متناسب با رويكرد دفاعي يا تهاجمي آن تيم، توانايي بازيكنان و عوامل ديگر است.

كاپيتان: كاپيتان يكي از بازيكنان است كه وظيفه رهبري تيم در زمين بازي را بر عهده دارد و با بستن بازوبند به بازوي چپش، از ديگر بازيكنان متمايز مي‌شود.

دروازه‌بان: دروازه‌بان هر تيم وظيفه جلوگيري از ورود توپ به دروازه خودي را بر عهده دارد و لباس وي از ساير بازيكنان تيم متمايز است.وي تنها بازيكن تيم است كه اجازه دارد توپ را (در محدوده مشخص) با دست لمس نمايد.

مدافع: به بازيكني گفته مي‌شود كه محل جاي‌گيري او در زمين خودي است و ميان دروازه‌بان خودي و مهاجم حريف قرار مي‌گيرد و وظيفهٔ اصلي وي مقابله با حمله تيم حريف است. مدافعان خود به انواع مدافع مركزي، مدافع كناري، سوييپر، مدافع جلو و مدافع آزاد (ليبرو) دسته‌بندي مي‌شوند.

هافبك: به بازيكني گفته مي‌شود كه معمولاً در ميانهٔ زمين بازي مي‌كند و به زير مجموعه‌هايي از جمله هافبك هجومي، هافبك دفاعي، هافبك مياني و هافبك كناري تقسيم مي‌شود. وظايف اصلي هافبك، رساندن توپ به مهاجمان براي گل‌زني و كمك به مدافعان براي جلوگيري از گل‌خوردن است.

مهاجم: به بازيكني گفته مي‌شود كه در خط جلو بازي مي‌كند و نزديك‌ترين بازيكن هر تيم به دروازهٔ حريف است. وظيفه اصلي مهاجم گلزني است. مهاجم زير مجموعه‌هاي مختلفي مانند مهاجم نوك، مهاجم كنار و مهاجم كاذب دارد.

بازيكن ذخيره: بازيكن فوتبالي است كه بر روي نيمكت مي‌نشيند و در مسابقات استاندارد، حداكثر ۳ بازيكن ذخيره مي‌توانند جايگزين بازيكنان اصلي شوند.

هت‌تريك: اگر يك بازيكن در يك مسابقه سه بار يا بيشتر گل‌زني كند؛ مي‌گويند او هت‌تريك كرده‌است.

دروازه بسته (كلين شيت): هنگامي كه يك تيم در يك مسابقه هيچ توپي وارد دروازه‌اش نشود؛ مي‌گويند آن تيم (يا دروازه‌بان آن تيم) دروازه بسته (كلين شيت) انجام داده‌است.

ديواره دفاعي: يك رديف از بازيكنان فوتبال است كه شانه به شانه يك‌ديگر مي‌ايستند و تلاش مي‌كنند جلوي شوت بازيكنان حريف به دروازه خودي را در زمان نواخت ضربه ايستگاهي مستقيم بگيرند. اين رديف انساني مي‌بايست حداقل ۱۰ يارد از توپ كاشته‌شده فاصله داشته باشد.

آوانتاژ: قانوني است كه به داور اجازه مي‌دهد در مواردي كه خطايي را روي بازيكني تشخيص داده‌است، اگر تشخيص دهد كه در جريان ماندن بازي به نفع بازيكن هدف خطا است، اعلام خطا نكند و بازي را ادامه دهد.

بازي
  مهاجم اتريشي قصد گل‌زدن دارد.

فوتبال قواعدي دارد كه قوانين فوتبال ناميده مي‌شوند و بازي براساس آن‌ها انجام مي‌گيرد. توپ فوتبال وسيله‌اي است كه بازي با آن انجام مي‌گيرد و دور آن ۷۱ سانتي‌متر است. در زمين فوتبال، دو تيم كه هر كدام از يازده بازيكن (شامل مهاجم، هافبك،مدافع و يك دروازه‌بان) تشكيل شده، به رقابت با يك‌ديگر مي‌پردازند و آرمان هر تيم وارد كردن توپ به دروازهٔ حريف يا اصطلاحاً گل زدن است. هر تيمي كه در پايان بازي گل بيشتري به ثمر رسانده‌باشد، برندهٔ بازي است و تيم مقابل بازنده است. اگر هر دو تيم به تعداد مساوي گل به ثمر برسانند، با هم مساوي يا تساوي كرده‌اند. هرتيم يك كاپيتان دارد كه تيم را رهبري مي‌كند.

هيچ بازيكني در زمين به جز دروازه‌بان حق دست‌زدن و زدن بازو به توپ را ندارد و پرتاب توپ توسط دروازه‌بان، يك نوع آغاز مجدد بازي است. بازيكنان معمولاً با پاي خود توپ را در زمين جابه‌جا مي‌كنند و گاهي اوقات از ديگر بخش‌هاي بدن (به‌ويژه سر) نيز براي جابه‌جا كردن توپ استفاده مي‌كنند. بازيكنان تنها از دست‌ها و بازوهاي خود نمي‌توانند استفاده‌كنند. همهٔ بازيكنان توپ را در هر جهت و در سراسر زمين جابه‌جا مي‌كنند، اما نمي‌توان توپ را در موقعيت آفسايد دريافت‌كرد.

  دروازه‌بان تلاش مي‌كند كه از ورود توپ به دروازهٔ خود جلوگيري‌كند.

بازيكنان با روش‌هاي كنترل توپ از جمله دريبلينگ (دريبل كردن)، پاس‌دادن توپ به هم‌تيمي، شوت‌زدن كه معمولاً با عكس‌العمل دروازه‌بان روبه‌رو مي‌شود، براي خود فرصت گل‌زني ايجاد مي‌كنند. بازيكنان براي جلوگيري از پيشروي فوتباليست‌هاي رقيب، اعمالي چون بريدن پاس‌ها، تكل‌زدن و برخورد فيزيكي با بازيكنان تيم مقابل را انجام مي‌دهند. فوتبال به‌طور كلي يك بازي روان است و تنها هنگامي كه توپ از زمين بازي بيرون‌برود و يا داور خطاي بازيكني را گرفته‌باشد، متوقف مي‌شود. پس از توقف، بازي مجدداً آغاز مي‌گردد.

در سطح حرفه‌اي، معمولاً تعداد زيادي گل به‌ثمر مي‌رسد. براي نمونه، در فصل ۶۴–۱۹۶۳ ليگ برتر انگلستان به طور متوسط در هر بازي ۳٫۴۰ گل به‌ثمر رسيد.قوانين بازي براي دروازه‌بان با ۱۰ بازيكن ديگر متفاوت استو تاكنون، تعداد زيادي نقش‌هاي تخصصي در زمين ايجاد شده‌است. از ديدگاه كلي‌تر، اين ۱۰ بازيكن شامل سه دسته مي‌شوند: مهاجمان، هافبك‌ها،مدافعان. گاهي اوقات بازيكنان پست‌هاي خود را در زمين با يك‌ديگر عوض مي‌كنند كه دروازه‌بان قابليت انجام اين كار را ندارد. براي نمونه، مدافع مركزي مي‌تواند جاي خود را با هافبك چپ و راست عوض‌كند. اين ۱۰ بازيكن ممكن است در هر پستي به‌جز دروازه‌باني قرارگيرند. سبك بازي پست‌ها با يك‌ديگر فرق‌دارد؛ مهاجمان بيشتر سبك بازي هجومي دارند و برخلاف آن‌ها، مدافعان كم‌تر در انديشهٔ اجراي يك بازي هجومي و سرعت‌بخشيدن به بازي هستند. معمولاً هر بازيكن در پست تخصصي خود بازي مي‌كند و كمتر در زمين جابه‌جا مي‌شود و پست خود را در زمين تغيير مي‌دهد. هرتيم داراي يكسيستم است و اين سيستم و تاكتيك‌هاي تيم را معمولاً سرمربي شكل مي‌دهد.

پيشينه
نوشتار(هاي) وابسته: پيشينه فوتبال   نقاشي مربوط به سال ۱۳۰۰ (ميلادي) كهامپراتور سونگ را در حال انجام بازي كوجو (بهچيني: 蹴鞠) با ديگر اشرافيان نشان مي‌دهد.

فوتبال از آسيا ظهوركرد و در اين قارهٔ كهن آغازگرديد.شواهد تاريخي نشان مي‌دهد كه قدمت بازي فوتبال به سدهٔ دوم و سوم پيش از ميلاد در چين بازمي‌گردد. پرچم‌دار اين ورزش دودمان هان بودند كه به توپي چرمي پرشده از پر و مو لگد مي‌زدند. دور اين توپ‌ها حدود ۴۰–۳۰ سانتي‌متر بوده‌است.اين بازي چيني «تسو چو» نام‌داشت و امپراتوري هان در دوران زمامداري خود، اين بازي را در سراسر چين گسترش‌داد. نوع ديگري از اين ورزش حدود ۶۰۰–۵۰۰ سال بعد در ژاپن آغازگرديد؛ اما هيچ مسابقهٔ رقابتي ميان ژاپن و دودمان هان صورت‌نگرفت. در آن زمان، بازيكنان در دايره‌اي نسبتاً كوچك مي‌ايستادند و توپ را از يك‌ديگر عبور مي‌دادند.«كمري» نام ژاپني اين بازي بود و در مقايسه با فوتبال امروزي بسيار متفاوت بود. سپس فوتبال در يونان و به شكل ورزش هارپاستوم در روم نيز رواج‌پيداكرد. فوتبال در بازي‌هاي يونانيان و روميان تغييرات عمده‌اي يافت؛ به‌طوري كه دو تيم در يك ميدان مستطيل‌شكل كه خط مياني ميدان نيز داشته‌است، بازي مي‌كردند. مردمي كه هارپاستوم بازي مي‌كردند، اغلب مردم خشني بودند، به توپ لگد مي‌زدند تا آن را از خط دروازه عبور دهند يا به كس ديگري پاس بدهند كه وي چنين عملي انجام دهد. تيم ديگر نيز قصد متوقف‌كردن روند تيم حريف و بازپس‌گيري توپ را به هر طريق ممكن انجام مي‌داد! هيچ طول و عرض خاصي براي ميدان بازي درنظر گرفته نمي‌شد؛ بازيكنان شماره‌اي نداشتند و كمبود قوانين احساس مي‌شد.

  اولين مسابقهٔ فوتبال بين‌الملليانگلستان و اسكاتلند در سال ۱۸۷۲ (ميلادي)

مدرن‌ترين نسخهٔ فوتبال در سدهٔ دوازدهم ميلادي از انگلستان سرچشمه گرفته‌است. اين بازي در انگلستان بسيار محبوب‌شد؛ اما پادشاهان هنري دوم و هنري چهارم انگلستان فوتبال را ممنوع‌كردند. آن‌ها معتقد بودند كه محبوبيت فوتبال به محبوبيت ورزش‌هاي سنتي انگلستان مانند شمشيربازي و تيراندازي با كمان لطمه مي‌زند.

پيشينهٔ معاصر اين بازي جهاني به بيش از ۱۰۰ سال پيش بازمي‌گردد؛ زماني كه اين ورزش در انگلستان شكل‌گرفت و اتحاديه فوتبال انگلستانبه‌وجودآمد و فوتبال به ورزشي رسمي تبديل‌شد. فوتبال به سبك امروزي، در اوايل سال ۱۸۰۰ ميلادي در هفت مدرسهٔ عمومي انگلستان آغازگرديد. شش مدرسه تقريباً همان فوتبال به سبك قديمي را اجرا مي‌كردند؛ اما مدرسهٔ راگبي انگلستان كه در سال ۱۵۶۷ تأسيس‌شده بود، نسخه‌اي متفاوت از فوتبال را ارائه‌داد. مدارس ديگر نيز قوانيني را ساخته و در پايان، بازي فوتبال مدرن را بنيان‌گذاري كردند. در اين سال اندازه و وزن توپ‌ها نيز استاندارد شد. در نخستين بازي ۹۰ دقيقه‌اي فوتبال، دو تيم لندن و شفيلد در سال ۱۸۶۶ به رقابت با يك‌ديگر پرداختند.

پس از آن انگلستان شروع به گسترش فوتبال كرد و آن را از مرز اروپا نيز گذراند. براي نخستين‌بار در سال ۱۸۶۷ فوتبال در آرژانتين، به عنوان يك كشور غيراروپايي راه‌يافت.ملوانان، بازرگانان و سربازان بريتانيايي به‌سرعت فوتبال را به‌نقاط مختلف جهان مانند ايتاليا، اتريش، آلمان، آرژانتين،اروگوئه و برزيل بردند. اگرچه در زمان‌هاي قديم تنها مردان فوتبال بازي مي‌كردند؛ اما در اواخر سده نوزدهم، بانوان هم به انجام فوتبال پرداختند. در طول جنگ جهاني اول كه مردان در مشاغل خود بودند، بانوان فوتبال بازي مي‌كردند.در حدود سال ۱۸۷۵، پادشاه ادوارد سوم انگلستانفوتبال را به‌دليل خشونت، غيرقانوني دانست و اعلام‌كرد كه اگر كسي فوتبال بازي‌كند، به زندان خواهدافتاد.

  • مردان
    • گروه سني بزرگسالان
    • گروه سني زير ۲۰ سال
    • گروه سني زير ۱۷ سال
  • بانوان
    • گروه سني بزرگسالان
    • گروه سني زير ۲۰ سال
    • گروه سني زير ۱۷ سال

فوتبال براي نخستين‌بار به بازي‌هاي المپيك تابستاني ۱۹۰۰ پاريس، فرانسه راه‌يافت. در ابتدا قراربود كه چهار بازي در اين جام ميان تيم ملي فوتبال فرانسه با سوئيس، بلژيك، آلمان وانگلستان صورت‌گيرد. اما آلمان و سوئيس به پاريس نيامدند. بازي‌ها كاملاً بدون برنامه بود و سرانجام، تيم ملي فوتبال انگلستان قهرمان جام شد.

فدراسيون بين‌المللي فوتبال (فيفا) در تاريخ ۲۱ مه ۱۹۰۴ در پاريس، فرانسه بنيان‌گذاري‌شد.كاميابي‌هاي ورزش فوتبال در بازي‌هاي المپيك تابستاني سبب شد كه مقامات فيفا به فكر تشكيل مسابقات جهاني بيافتند. ايدهٔ برگزاري مسابقات جام جهاني فوتبال را ژول ريمه، رئيس وقت فيفا ارائه‌داد و اين سازمان در كنگره‌اي در ۲۸ مه ۱۹۲۸ در آمستردام با برگزاري مسابقات جام جهاني موافقت‌كرد. از همان آغاز، اروگوئه كه قهرمان مسابقات فوتبال بازي‌هاي المپيك تابستاني ۱۹۲۴ و ۱۹۲۸ شده‌بود، پيشتاز جام جهاني شد و ميزباني جام جهاني فوتبال ۱۹۳۰ را برعهده‌گرفت و قهرمان اين جام نيز شد.

باشگاه فوتبال شفيلد نخستين باشگاه فوتبال است و قدمتي ۱۵۲ ساله دارد و در سال ۱۸۵۷ در شهر شفيلد كه در انقلاب صنعتي، عمده مركز توليد فولاد بود، بنيان‌گذاري شد.ليگ قهرمانان اروپا يكي از معتبرترين جام‌هاي باشگاهي فوتبال است كه قدمت آن به سال ۱۹۵۵ بازمي‌گردد. باشگاه فوتبال رئال مادريد در پنج دورهٔ نخست اين مسابقات به قهرماني رسيد.جام باشگاه‌هاي جهان يكي از معتبرترين مسابقات بين‌المللي فيفا است كه در سال ۲۰۰۰ بنيان‌گذاري شد و در نخستين دورهٔ آن، باشگاه فوتبال كورينتيانس از برزيل به مقام قهرماني رسيده‌است.[۴۵] امروزه ۲۰۷ كشور داراي تيم ملي فوتبال هستند.

قوانين
بازيكنان، تجهيزات و مقامات

كارت‌هاي فوتبال

خطاي عبارت: نويسه نقطه‌گذاري شناخته نشده «�»px"> كارت قرمز كه داور به‌منظور اخراج به بازيكناني مي‌دهد كه خطاي بسيار بزرگي انجام داده‌باشد.
خطاي عبارت: نويسه نقطه‌گذاري شناخته نشده «�»px"> كارت زرد كه داور به‌منظور اخطار به بازيكنان مي‌دهد، به بازيكني داده مي‌شود كه خطاي نسبتاً بزرگي روي بازيكن حريف انجام دهد يا مرتباً قوانين بازي را رعايت نكند.

يك بازي شامل دو تيم است كه هركدام ۱۱ بازيكن درون زمين دارند كه يكي از آن‌هادروازه‌بان است. اگر تعداد بازيكنان يك تيم درون زمين كم‌تر از ۷ نفر باشد، يا بيش از چهار بازيكن از يك تيم كارت قرمز بگيرند، بازي لغو مي‌شود. در مسابقات رسمي، حداكثر سه بازيكن مي‌توانند جايگزين سه بازيكن درون زمين بشوند. در همه مسابقات، بايد نام بازيكن جايگزين به داور داده‌شود. هريك از بازيكنان در طول بازي مي‌توانند جايگزين دروازه‌بانشوند. اگر بازيكني بدون اجازه داور جايگزين بازيكني ديگر شود، بازي توسط داور متوقف مي‌شود؛ بنابراين تا هنگامي كه بازي در جريان است، بازيكني نمي‌تواند جايگزين بازيكن ديگر شود و بايد بازي متوقف‌شود تا تعويض انجام‌گيرد.

بازيكنان حق استفاده از وسايل خطرناك مانند جواهرات را ندارند. برخي از تجهيزات پايه بازيكنان كه داشتن آن‌ها اجباري است، عبارتند از: يك پيراهن بدون آستين كه مي‌توان از زير آن پيراهني آستين‌دار پوشيد؛ به شرطي كه رنگ پيراهن آستين‌دار هم‌رنگ پيراهن بدون آستين‌باشد. يك شورت ورزشي كه اگر از زيرش شورتي ديگر پوشيده‌شود، بايد هم‌رنگ شورت اصلي باشد. يك جوراب كش‌باف ساق‌دار كه ظاهراً ساق بلندي هم دارد و كفش. بازيكن علاوه بر تجهيزات پايه، بايد ساق‌بند داشته‌باشد كه كاملاً توسط جوراب ورزشي پوشيده‌شده‌است و از لاستيك، پلاستيك و يا مواد مشابه آن‌ها ساخته‌شده‌است.

بازيكنان هر دو تيم و داوران بايد لباس‌هايي را بپوشند كه تيم‌ها و داوران را از يك‌ديگر متمايز بكند. علاوه بر اين، دروازه‌بانان نيز بايد لباس‌هايي بپوشند كه آن‌ها را از هم‌تيمي‌هايشان و داوران متمايز و جداكند. بازيكنان نمي‌توانند هيچ‌گونه شعار و تبليغات سياسي و مذهبي و شخصي را روي تجهيزات پايه خود آشكاركنند. همچنين بازيكنان بايد هرگونه شعار و تبليغات سياسي و مذهبي را از روي لباس زيرين پيراهن ورزشي خود ازبين‌ببرند. آشكاركردن شعارها و تبليغات سياسي و مذهبي و شخصي توسط فيفا تحريم‌شده‌است.

هر بازي توسط داوري مقتدر كه توانايي اجراي همه اعمال داوري در زمين را داشته‌باشد، اداره مي‌شود. داوران تنها در صورت مشورت با كمك‌داوران يا داور چهارم (به‌شرط اين كه بازي مجدداً آغاز نشده‌باشد)، نظر خود را تغيير مي‌دهند و يا بازي را فسخ مي‌كنند. در زمين دو كمك‌داور وجوددارد كه صلاحيت اعتراض به تصميمات نادرست داور وسط را برعهده‌دارند. آن‌ها براي كنترل درست بازي معمولاً حدود ۹٫۱۵ متر (۱۰ يارد) از خط عرضي زمين فاصله‌دارند.داور چهارم نيز يكي ديگر از مقامات داوري است كه بيرون زمين قراردارد و مسئوليت‌هايي هم‌چون هماهنگي تعويض بازيكن‌هاي تيم‌ها را برعهده‌دارد. در صورتي كه يكي از كمك‌داوران توانايي ادامهٔ كمك‌داوري بازي را نداشته‌باشد، داور چهارم جايگزين او مي‌شود.در مسابقات جام ملت‌هاي اروپا ۲۰۱۲، دو داور به‌طور آزمايشي روي خط دروازه‌ها ايستادند و كمك‌داوران را در تصميم‌گيري به‌ويژه تصميم‌گيري‌هاي منطقهٔ پنالتي كمك كردند. چندي پيش، فيفا به فدراسيون‌هاي عضو خود اعلام‌كرد كه آن‌ها مي‌توانند در صورت داشتن فناوري لازم، از فناوري گل–لاين استفاده‌كنند و اين فناوري در جام جهاني فوتبال ۲۰۱۴ و از فصل ۲۰۱۴–۲۰۱۳ در ليگ برتر انگلستان مورد استفاده قرار خواهد گرفت. فناوري گل–لاين روشي است كه اعلام مي‌كند آيا توپ از خط دروازه رد شده‌است يا خير و دستيار الكترونيكي داور محسوب مي‌شود. امكان‌دارد كه در اثر سرعت بسيار توپ، داور درست نبيند كه آيا توپ از خط دروازه گذشته‌است يا خير و دچار اشتباه شود و اين فناوري گذشتن يا نگذشتن توپ از خط دروازه را از طريق ساعت داور، به او اعلام مي‌كند.

زمين استاندارد بازي
نوشتار اصلي: زمين فوتبال   ابعاد زمين فوتبال

زمين بازي فوتبال بايد مستطيل‌شكل با سطحي از جنس چمن باشد. باتوجه به اين كه قوانين فوتبال در انگلستان شكل گرفته‌است، اندازه زمين فوتبال براساس دستگاه امپراتوري بيان مي‌شوند و در اين اندازه‌گيري، از دستگاه متريك استفاده نمي‌شود. استفاده از واحدهاي اندازه‌گيري ديگر، به‌شكل سنتي در خارج از بريتانيا نيز مرسوم‌است.

طبق ابعاد ميدان زمين كه توسط هيئت بين‌المللي فوتبال نوشته شده‌است، طول زمين بايد ۹۰ تا ۱۲۰ متر (۱۰۰ تا ۱۵۰ يارد) و عرض آن ۴۵ تا ۹۰ متر (۵۰ تا ۱۰۰ يارد) باشد. خط مياني زمين كه به‌اندازه عرض زمين است، مناطق حمله و دفاع دو تيم را جدا مي‌كند و شعاع دايره مياني ميدان ۹٫۱۵ متر (۱۰ يارد) است. زمين از دو سمت به محوطه جريمه مستطيل‌شكل امتداد مي‌يابد و اين محوطه جريمه ۱۵٫۵ متر (۱۸ يارد) از خط دروازه فاصله‌دارد. محوطه كوچك مستطيل‌شكل درون محوطه جريمه كه منطقهٔ گل‌زني ناميده مي‌شود، ۵٫۵ متر (۶ يارد) از خط دروازه فاصله‌دارد.

فاصلهٔ نقطهٔ پنالتي تا خط دروازه ۱۱ متر (۱۲ يارد) است. دور نقطهٔ كرنر يك‌چهارم دايره‌اي وجود دارد كه شعاع آن ۱ متر (۱ يارد) است. فاصلهٔ ميان دو تيرك دروازه ۷٫۳۲ متر (۸ يارد) و فاصلهٔ ميان سر تا ته آن نيز ۲٫۴۴ متر (۲٫۷۵ يارد) است. طول محوطه جريمه ۴۰ متر (۴۴ يارد) است.

مدت زمان، گل زده و سيستم
  نمايي از ورزشگاه آزادي تهران. اسكوربردي كه در اين ورزشگاه وجوددارد، مدت زمان و نتيجهٔ بازي را اعلام مي‌كند.

بازي فوتبال در دونيمه ۴۵ دقيقه‌اي اجرا مي‌شود و ممكن‌است كه با موافقت دو تيم و داور، مدت زمان آن كاهش‌يابد. هرگونه تغيير مدت بازي بايد پيش از آغاز بازي ميان داور و دو تيم هماهنگ شود. (براي نمونه، به دليل نبود نور كافي هر نيمه به ۴۰ دقيقه تغيير زمان مي‌دهد) ميان دونيمه بازي وقت استراحتي به‌مدت ۱۵ دقيقه تعيين‌شده‌است و مدت‌زمان آن فقط با موافقت داور تغيير مي‌كند. وقت‌هاي اضافهٔ پس از دونيمه به‌منظور اجراكردن وقت‌هاي تلف‌شده‌اي است كه در اعمالي مانند تعويض بازيكنان، بررسي آسيب‌ديدگي بازيكنان، بيرون‌آوردن بازيكنان آسيب‌ديده از زمين، اتلاف وقت و يا هر دليل ديگري تلف‌شده‌است. تعيين چند دقيقه وقت تلف‌شده در هر بازي به‌عهدهٔ داور وسط است. هر چقدر وقت براي زدن يك ضربه پنالتيتلف‌شود، داور آن را در وقت‌هاي اضافهٔ پايان هر نيمه درنظر خواهدگرفت.

در صورتي كه در مسابقات حذفي تيم برنده در طول در ۹۰ دقيقه و وقت‌هاي اضافه مشخص نشود، بايد از ضربات پنالتي استفاده‌كرد. پنج بازيكن دلخواه مي‌توانند براي هرتيم يك پنالتي بزنند. اگر برنده در پنج پنالتي نخست نيز مشخص‌نشود، ضربات پنالتي وارد مرحلهٔ مرگ ناگهاني مي‌شود كه هرتيم يك پنالتي مي‌زند و به اين معني است كه اگر يك تيم پنالتي را تبديل به گل كرد و تيم ديگر موفق به انجام اين كار نشد، تيم گل‌زن برنده بازي مي‌شود.

قانون گل زده در خانه حريف يكي از قوانين رسمي مسابقات رفت و برگشت اينطور است كه در صورت برابر بودن تفاضل گل دو تيم در دوبازي، تيمي كه در خانه حريف گل بيشتري زده‌باشد، برنده مجموع دو بازي است و به مرحلهٔ بعدي راه پيدا مي‌كند.اين قانون توسط يوفا طراحي‌شد و براي نخستين‌بار درجام در جام اروپا ۱۹۶۶–۱۹۹۵ استفاده‌شد و در سال ۱۹۶۸–۱۹۶۷ نيز به ليگ قهرمانان اروپا راه‌يافت. پس از اين، در مسابقات ديگر اين قاره نيز به تصويب‌رسيد.

  نمايي از سيستم ۲–۴–۴ در زمين فوتبال

گل طلايي در فوتبال به گلي اطلاق مي‌گردد كه اگر در وقت‌هاي اضافهٔ ۱۵ دقيقه‌اي به‌ثمر رسانده‌شود، تيم گل‌زن برنده بازي مي‌شود و بازي به پايان مي‌رسد. گل طلايي را در گذشته‌هاي نه‌چندان دور مرگ ناگهاني مي‌ناميدند؛ اين اصطلاح براي نخستين‌بار در سال ۱۹۹۲ برداشته‌شد و اصطلاح گل طلايي بر آن نهاده‌شد. گل طلايي در سال ۱۹۹۳ توسط فيفا معرفي‌شد كه در آن زمان‌ها عنصري كليد در تعيين برنده در مسابقات حذفي محسوب مي‌شد. نخستين گل طلايي در مسابقهٔ ميان استراليا و اروگوئه در يك‌چهارم نهايي جام جهاني فوتبال زير ۲۰ سال به‌ثمررسيد. در پي طوفان شكايات و گله‌ها از اين قانون، يوفا گل نقره‌اي را در سال ۲۰۰۲ معرفي‌كرد و اين قانون جايگزين گل طلايي شد. گل نقره‌اي يكي از روش‌هاي تعيين برنده در مسابقات حذفي به‌شمار مي‌رفت. اگر در طول ۹۰ دقيقه دو تيم به‌تساوي برسند و تيمي در يكي از وقت‌هاي اضافهٔ ۱۵ دقيقه‌اي گلي به‌ثمر برساند و آن نيمهٔ وقت اضافه به پايان برسد، تيم گل‌زن برنده بازي است. گل نقره‌اي قانوني اجباري بوده‌است. نخستين گل نقره‌اي در جام يوفا ۲۰۰۳ به‌ثمر رسيده‌است. هم‌چنين در جام ملت‌هاي اروپا ۲۰۰۴مورداستفاده قرارگرفت؛ به‌طوري كه يونان با به‌ثمر رساندن گل نقره‌اي مقابل جمهوري چك، به مسابقهٔ پاياني راه‌يافت. اين قانون نيز توسطهيئت بين‌المللي فوتبال برداشته‌شد.

به تاكتيك‌هايي كه سرمربي براي بازي تيم در نظر مي‌گيرد و بازيكنان مطابق اين تاكتيك‌ها در زمين چيده مي‌شوند، سيستم فوتبالمي‌گويند كه به‌نوعي همان ساختار تيم است. دروازه‌بان يك پست ثابت‌است و در سيستم جايي ندارد و ده بازيكن ديگر در اين سيستم در زمين چيده مي‌شوند. از جملهٔ اين سيستم‌ها مي‌توان به ۲–۴–۴، ۱–۱–۴–۴، ۱–۵–۴، ۳–۳–۴ و ۲–۳–۵ اشاره‌نمود. سيستم ۲–۴–۴ يكي از رايج‌ترين سيستم‌هاي فوتبال است كه در انگلستان بسيار كاربرد دارد و از ۴ مدافع، ۴ هافبك و ۲ مهاجم تشكيل شده‌است.سيستم ۱–۱–۴–۴ چنانچه از نامش پيداست، گيج‌كننده نيست. در اين سيستم، چهار مدافع و چهار هافبك بازي مي‌كنند و مهاجم دوم پشت مهاجم اصلي قراردارد.سيستم ۱–۵–۴ را به‌طور سنتي تيم‌هاي اروپايي در ليگ‌هاي برتر خودشان به‌كار مي‌گيرند. اين سيستم از چهار مدافع، پنج هافبك و يك مهاجم تشكيل شده‌است. سيستم ۳–۳–۴ يك سيستم كاملاً هجومي است. اين سيستم از چهار مدافع، سه هافبك و سه مهاجم تشكيل مي‌شود و علاوه بر حمله‌كردن با سه مهاجم، خط هافبكي قوي و نيرومند را دارا مي‌باشد. سيستم ۲–۳–۵ نيز تا چند سال پيش به يك سيستم محبوب تبديل‌شده و به‌خوبي امكان جابه‌جايي مهاجمان و مدافعان را فراهم مي‌كند. اين سيستم همان‌طور كه از نامش پيداست، از پنج مدافع، سه هافبك و دو مهاجم تشكيل شده‌است.يكي از سيستم‌هاي نوين فوتبال ۱–۴–۱–۴ است كه ساختاري مانند ۳–۳–۴ دارد، با اين تفاوت كه هافبك‌ها و مهاجمان چپ و راست تقريباً روي يك خط بازي مي‌كنند و مهاجم نوك از ديگر مهاجمان جلوتر بازي مي‌كند. از ديگر سيستم‌هاي محبوب فوتبال، ۲–۵–۳ است كه شامل سه مدافع، پنج هافبك و دو مهاجم مي‌شود.

قوانين هفده‌گانه فيفا
نوشتار اصلي: قوانين فوتبال   شونسوكي ناكامورا در حال زدن ضربه آزاد مستقيم، بازيژاپن و بحرين در مقدماتي جام جهاني ۲۰۱۰

فيفا قوانيني در درون و بيرون از زمين فوتبال وضع كرده است. اين قوانين در ۳ مارس ۲۰۱۲ تغييركرد و در ۱ ژوئن ۲۰۱۲ به اجرا درآمد. در زير به‌طور مختصر به شرح آن‌ها مي‌پردازيم:

  • زمين بازي: بازي بايد روي چمن طبيعي يا مصنوعي به رنگ سبز انجام‌گيرد. از چمن مصنوعي در بازي‌هاي جام كنفدراسيون‌ها و يا مسابقات بين‌المللي باشگاهي استفاده مي‌شود. زمين‌ها بايد حداقل كيفيت بين‌المللي تعيين‌شده توسط فيفا را داشته‌باشد.
  • توپ: توپ بازي بايد از چرم يا مواد مناسب ديگر ساخته شده‌باشد و محيط آن بيش از ۷۰ سانتي‌متر يا كم‌تر از ۶۸ سانتي‌متر نباشد.
  • تعداد بازيكنان: هرتيم در هر بازي بايد ۱۱ بازيكن درون زمين داشته‌باشد كه يكي از آن‌ها دروازه‌بان است. تيمي كه افراد درون زمينش كم‌تر از ۷ بازيكن باشد، حق ادامهٔ بازي را ندارد.
  • تجهيزات بازيكنان: بازيكن حق استفاده يا پوشيدن هرگونه چيز خطرناكي مانند جواهرات را ندارد.
  • داور: هر بازي توسط يك داور كه اقتدار كامل بر اجراي قوانين بازي را داشته‌باشد، كنترل مي‌شود.
  • كمك‌داوران: دو كمك‌داور در زمين وجود دارند كه مي‌توانند در اين موارد به تصميم داور اعتراض‌كنند: ۱- هنگامي كه تمام توپ ميدان بازي را ترك‌كند. ۲- هنگامي كه كرنر، گل و پرتاب انجام مي‌گيرد. ۳- هنگامي كه ممكن‌است يك بازيكن در شرايط آفسايد باشد. ۴- زماني كه تيمي درخواست تعويض‌كند. ۵- هنگامي كه از ديدگاه داور، سوءرفتار و يا هر حادثهٔ ديگري رخ‌دهد. ۶- هنگامي كه خطايي انجام مي‌گيرد، كمك‌داور مي‌تواند مسئله را بهتر براي داور توضيح‌دهد. ۷- هنگامي كه در ضربات پنالتي، پيش از اين كه بازيكن ضربه را بزند، دروازه‌بان پايش از خط دروازه جلوتر بيايد و توپ وارد دروازه شود، كمك‌داور اعتراض مي‌كند.
  گل‌زدن با يك ضربه پنالتي توسط تيم ملي فوتبال ساحل عاج در خلال جام جهاني فوتبال ۲۰۰۶
  • مدت زمان بازي: بازي فوتبال در دو نيمه ۴۵ دقيقه‌اي انجام مي‌گيرد، مگر اين‌كه داور و دو تيم بر تغيير مدت زمان بازي توافق كرده‌باشند. هرگونه توافق براي تغيير مدت زمان بازي (براي مثال كاهش هر نيمه به ۴۰ دقيقه به‌دليل نبود نور كافي) بايد پيش از انجام بازي، صورت گرفته‌باشد.
  • آغاز مجدد بازي: بازي در اين موارد مجدداً آغاز مي‌گردد: ۱- هنگام آغاز مسابقه ۲- پس از به‌ثمر رسيدن يك گل در طول بازي ۳- هنگام آغاز نيمه دوم ۴- هنگام آغاز هردو نيمه وقت‌هاي اضافي.
  • توپ درون و بيرون از بازي: هنگامي كه تمام توپ از خط دروازه يا خط‌هاي طولي و عرضي زمين رد شود، بازي توسط داور متوقف مي‌شود.
  • گل‌زدن: هنگامي كه تمام توپ از خط دروازه رد شود، به‌شرطي كه پيش از آن خطايي صورت نگرفته‌باشد، اين تيم گل به‌ثمر رسانده‌است.
  • آفسايد: بر اساس اين قانون بازيكني كه در موقعيت آفسايد قرار دارد حق مشاركت فعال در بازي را ندارد. بازيكني در موقعيت آفسايد است كه در هنگام زدن ضربه توپ توسط هم‌تيميش هم جلوتر از توپ و هم جلوتر از بازيكن ماقبل آخر تيم حريف به دروازه حريف نزديكتر باشد.
  • خطا و سوءرفتار: هنگامي كه بازيكني هريك از اين خطاها را انجام‌دهد، خطا كرده‌است و ضربهٔ آزاد به تيم حريف تعلق مي‌گيرد: ۱- زدن ضربه يا لگد به بازيكن حريف ۲- خطاي پشت پا زدن يا تلاش براي انجام خطاي پشت پا زدن ۳- پرش بر روي بازيكن حريف ۴- حمله به حريف ۵- حملات يا اقدام به حملات به حريف ۶- هل‌دادن حريف ۷- تكل‌زدن بر روي حريف.
  • ضربات آزاد: ضربات آزاد يا به‌شكل مستقيم يا غيرمستقيم‌اند.
  • ضربه پنالتي: اگر بازيكن تيم خودي، بر روي بازيكن حريف كه در محوطهٔ جريمه‌شان است، خطاكند، خطاي پنالتي صورت گرفته‌است. شانس گل‌زدن از ضربهٔ پنالتي به‌شكل مستقيم، بسيار زياد است. زمان تلف‌شده براي زدن يك پنالتي، در پايان هر نيمه يا وقت اضافه گرفته مي‌شود.
  • پرتاب: پرتاب يكي از روش‌هاي آغاز مجدد بازي‌است. هنگامي كه توپ به بازيكني برخورد كند و تمام توپ از خط طولي زمين بيرون‌برود، تيم حريف بايد توپ را از محل بيرون‌رفتن آن روي خط، پرتاب‌كند. گل‌زدن با يك پرتاب ممنوع‌است.
  • ضربه گل: گل‌زني يكي ديگر از روش‌هاي آغاز مجدد بازي‌است. اگر توپ از خط دروازه رد شود و بازيكن ديگري به توپ برخوردكند، آن ضربه گل محسوب مي‌شود. يك گل ممكن‌است تنها با زدن يك ضربه به‌ثمر برسد.
  • ضربه كرنر: ضربهٔ كرنر روشي ديگر براي آغاز مجدد بازي‌است. هنگامي كه توپ به بازيكن خودي برخوردكند و از خط عرضي دروازه خودي رد شود، براي تيم حريف ضربهٔ كرنر به‌دست مي‌آيد. يك گل ممكن است از راه ضربهٔ كرنر به‌طور مستقيم به تيم حريف به‌ثمر رسانده‌شود.
اقتصاد و درآمد

فوتبال يكي از پردرآمدترين ورزش‌هاي جهان است. ۳۰ بازيكن فوتبال در فهرست ۱۰۰ ورزشكار پردرآمد جهان قراردارند. درآمدي كه از فوتبال به دست مي‌آيد، عبارتند از: حقوق، پاداش، جايزهٔ مالي، هزينه‌هاي ظاهري، صدور مجوز و تأييد آن. ديويد بكهام، كريستيانو رونالدو و ليونل مسي به ترتيب در رتبهٔ هشتمين، نهمين و يازدهمين ورزشكاران پردرآمد جهان قراردارند. گرت بيل گران‌قيمت‌ترين بازيكن فوتبال تاريخ است كه با قيمت ۹۹ ميليون يورو در سال ۲۰۱۴ از باشگاه فوتبال تاتنهام به باشگاه فوتبال رئال مادريد پيوست.باشگاه فوتبال منچستر يونايتد با ارزشي معادل ۲٫۲۴ ثروتمندترين باشگاه جهان است. هم‌چنين، دو باشگاه اسپانيايي رئال مادريد و بارسلونا با ارزش‌هايي معادل ۱٫۸۷ و ۱٫۳۰ ميليارد دلار، دومين و سومين باشگاه فوتبال ثروتمند جهان هستند. رئال مادريد، با گردش مالي بيش از ۴۲۰ ميليون يورويي در فصل ۲۰۱۲–۲۰۱۱، براي هشتمين سال پي‌درپي، عنوان ثروتمندترين باشگاه جهان را از نظر ميزان گردش مالي كسب كرد.

اسپانسرها يا حاميان مالي هميشه در فوتبال وجود دارند و از راه طرفداران فوتبال براي خود درآمدزايي مي‌كنند. حاميان مالي فوتبال همان‌طور كه از نامشان پيداست، هنگام مشكلات مالي تيم از تيم پشتيباني مالي مي‌كنند و تيم نيز دست‌آوردهاي آن‌ها را تبليغ مي‌كند. شركت آديداس يكي از پيشروهاي اسپانسري در فوتبال است كه از اين راه بازاريابي مي‌كند. اين شركت طرح‌ها يا آرم‌هاي خود را بر روي پيراهن تيم‌ها در معرض نمايش قرار مي‌دهند و موجب افزايش سود خود مي‌شوند. البته تيم نيز سود زيادي از اين كار مي‌برد. هم بازيكنان و هم سران باشگاه از همكاري با اسپانسرها درآمد سرشاري كسب مي‌كنند.

چالش‌ها و حواشي
  خطا بروي بازيكن آبي اناري پوش

در فوتبال فريب داور نيز رخ مي‌دهد. مانند به عمد خود را به زمين انداختن، تمارض، اتلاف وقت و ... گاهي اين كارها آن‌قدر ماهرانه صورت مي‌گيرند كه داوران هم متوجه آن نمي‌شوند؛ براي نمونه، ديه‌گو آرماندو مارادونا در جام جهاني گلي با دست خود به‌ثمر رساند كه داوران متوجه آن نشدند و آن گل بعدها لقب دست خدا را بر خود گرفت.قانون‌گذاران فوتبال تاكنون با فريب خود را به زمين انداختن را ناديده‌گرفته و تصميم جدي دربارهٔ آن نگرفته‌اند. جيم بويس، معاون رئيس فيفا سپ بلاتر، مي‌گويد: «با فريب خود را بر زمين انداختن، سرطان فوتبال است و بازيكناني كه اين كار را انجام مي‌دهند، گناه‌كار و مجرم محسوب مي‌شوند.» اتلاف وقت يكي از راهبردهاي تيم براي كسب نتيجه‌اي مطلوب در مسابقه است و تيمي كه استفاده از راهبردهاي قانوني را بي‌فايده مي‌داند، به اين كار روي مي‌آورد. جايگزين‌كردن بازيكنان در اواخر بازي، وانمودكردن آسيب‌ديدن بازيكنان، تأخير در انجام ضربات آزاد و پرتاب‌ها و گرفتن و ضربه‌زدن توپ توسط دروازه‌بانان از جمله كارها براي اتلاف وقت مسابقه است. بازيكنان اغلب توپ را به پرچم گوشهٔ زمين كنار نقطهٔ كرنر مي‌برند و اندكي از وقت باارزش بازي را تلف مي‌كنند.

فيفا ادعا مي‌كند كه وظيفهٔ محافظت بازيكنان از زورافزايي را به‌خوبي انجام مي‌دهد و فوتبال عاري از زورافزايي است. فيفا قوانين سختگيرانه‌اي را براي مبارزه و كنترل زورافزايي وضع‌كرده و در اين راه سازمان جهاني مبارزه با زورافزايي نيز فيفا را ياري مي‌كند. سالانه تعداد بازيكناني كه زورافزايي مي‌كنند، با نوساناتي همراه‌است و گاه اين تعداد افزايش و گاه كاهش مي‌يابد. فيفا هرسال از بازيكنان آزمايش زورافزايي مي‌گيرد و گاهي ممكن‌است به‌طور ناگهاني بازيكنان تيمي را كه مشكوك به زورافزايي است، مورد آزمايش زورافزايي قراردهد.برخي از چالش‌ها و حواشي مهم ديگر فوتبال عبارتند از:

  • توهين‌هاي نژادپرستانه: براي نمونه، در بازي ميان باشگاه فوتبال آ. ث. ميلان و ارورا پرو پاتريا ۱۹۱۹، طرفداران پاتريا به يك هافبك غنايي ميلان به نام كوين پرينس بواتنگ توهين نژاد پرستانه كردند. او نيز توپ را به سوي طرفداران پاتريا شوت‌كرد و با عصبانيت زمين را ترك‌كرد. ديگر بازيكنان و مربيان ميلان نيز به دنبال وي زمين را ترك كردند.
  • عدم رعايت فيرپلي (بازي جوانمردانه): براي نمونه، يوفا از باشگاه فوتبال بايرن مونيخ به خاطر ۱۵ سال رعايت بازي جوانمردانه، به صورت نقدي تقدير كرد. در سپتامبر ۲۰۱۲، يوفاقوانين فيرپلي مالي را به عنوان يك قانون به اجرا درآورد و ۲۳ باشگاه را براي عدم رعايت اين قوانين جريمه‌كرد. فيرپلي مالي يوفا مجموعه آيين‌نامه‌ها و دستورالعمل‌هايي است كه هدف آن، بازي جوانمردانه و نظم و انضباط بيشتر است كه در سپتامبر ۲۰۰۹ به تصويب رسيد.
  • حوادث: براي نمونه، سانحه هيلسبورو در سال ۱۹۸۹ موجب مرگ ۹۶ نفر شد و در سانحه ورزشگاه هيسل، گروه بزرگي از طرفداران ليورپول از حصار ردشدند و ميان آن‌ها و طرفدارانيوونتوس دعوايي درگرفت كه موجب مرگ ۳۲ نفر شد. يوفا نيز در پاسخ به اين كار طرفداران ليورپول را از حضور در رقابت‌هاي اروپايي تا اوايل سال ۱۹۹۰ ميلادي ممنوع‌كرد و تعدادي از طرفداران اين باشگاه نيز به‌جرم آدم‌كشي و قتل محاكمه‌شدند.
  • مافياي فوتبال: براي نمونه، مافيا و گانگسترهاي ايتاليايي با استفاده از متن‌هاي فوتبال، به زندانيان محكوم‌شده پيامك‌هاي سري مي‌زنند. دادستان‌هاي ضدمافيايي نيز به شدت با جرايم اين مافيا و گانگسترها مبارزه مي‌كنند.
  • فوتبال و سياست: براي نمونه، يك‌بار زدنيك زمان، سرمربي سابق باشگاه فوتبال آ. اس. رم گفت:[۱۰۰]

با وجود اين كه ما بيشتر در فوتبال بينندهٔ يك ورزش باشيم، بينندهٔ حضور سياست و تجارت در فوتبال هستيم كه اين ذهنيت تأثير بسيار بد و منفي روي مربيان و هم‌چنين بازيكنان مي‌گذارد.

  • خرافات و پيش‌گويي: براي نمونه، در جام جهاني ۱۹۹۸، بدن فابين بارتز، دروازه‌بان تيم ملي فوتبال فرانسه، به
    ادامه مطلب
    امتیاز:
     
    بازدید:
[ ۱۲ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۰۲:۱۷:۵۸ ] [ عصر ]
>

رشته هاي مختلف قايقراني
آب هاي آرام

 يكي از دو رشته ي المپيكي خانواده ي بزرگ قايقراني است. آب هاي آرام1 به دو رشته ي كانو كانادايي و كاياك تقسيم مي شود كه اين دو از نظر قوانين در مسابقات مشتركند.
قايق كانوكانادايي پ، قايق بسيار باريك و بدون سكاني است ورزشكار در آن زانو ميزند و تنها به يك سمت پارو ميزند. پاروي اين رشته يك كفه داشته و در سمت ديگر آن دسته T دارد كه قايقران آن را به دست ميگيرد.
كاياك نيز قايقي باريك است كه هدايت آن به وسيله ي سكان انجام ميگيرد و قايقران در آن نشسته و با حركات دست و كمر پارو مي زند.پاروي كاياك از هر دو طررف كفه دارد.
در مسابقات آب هاي آرام قايقرانان در مسيري مشخص و با علائم ويژه در مسافت هاي مختلف 1000، 500 و 200 متري مسابه مي دهند. 
در اين رشته مسابقاتي با مسافت هاي بيشتر از 1000 متر با دو نقطه ي برگشت و دو مسير مستقيم نيز برگزار مي شود. در واقع، هدف از اين ورزش پارو زدند در مسافت هاي تعيين شده با بالاترين سرعت ممكن است.
مسابقات آب هاي آرام، در برنامه ي المپيك سال 1936 معرفي شدند و تا كنون نيز ادامه داشته اند. آب هاي آرام خود شامل دوازده مسابقه در المپيك است كه به ترتيب عبارت اند از: كاياك يك نفره، كاياك دو نفره، كاياك چهار نفره، كانوي يك نفره و كانوي دو نفره هزار متر و پانصد متر مردان و كاياك يك نفره، كاياك دو نفره و كاياك چهار نفره پانصد متر زنان.
گذشته از المپيك مسابقات قهرماني جهان فدراسيون جهاني بين المللي هر ساله در رده ي بزرگ سالان و هر دو سال يك بار در رده ي نوجوانان براي مردان و زنان انجام مي گيرد.
اسلالوم   

اسلالوم نيز ديگر رشته ي قايقراني المپيكي است.
در اسلالوم مهارت و قدرت ورزشكاران در آب هاي خروشان از عوامل تعيين كننده در در مسابقات است. در اين مسابقه ورزشكار بايد سرعت خود را متناسب با دروازه هايي كه در مسير مشخص شده اند تنظيم كند. از اين رو برخورد يا از دست دادن يك يا چند دروازه براي ورزشكار جرايمي را دربر دارد. به صورتي كه امتياز منفي اين گونه جرايم به زمان ورزشكاران اضافه مي شود.
ورزشكار بايد مسافت تعيين شده اي را در فاصله ي زماني مشخص با كمترين زمان ممكن و بون خطا به پايان رسانند. چنان چه ورزشكاران به يك يا هر دو ميله ي دروازه برخورد كنند، دو ثانيه و اگر از دروازه اي عبور نكنند 50 ثانيه به تايم آن ها افزوده خواهد شد.
مسير مسابقات اسلالوم در رود خانه هاي طبيعي يا مصنوعي و در مسافت هاي 250 و 600 متر طراحي مي شود كه قايقران ها بايد به هنگام عبور از دروازه ها بر خلاف عقربه هاي ساعت حركت كنند. اين مسابقات در كاياك يك نفره، كانوي يك نفره و كانوي دو نفره براي مردان و كاياك يك نفره براي زنان برگزار مي شود.
نخستين بار اسلالوم در المپيك 1972 مونيخ انجام شد و پس از آن با تاخيري 20 ساله بار ديگر در المپيك جاي گرفت و در بارسلونا، آتلانتا، سيدني، آتن و پكن برگزار شد؛ اميد مي رود در المپيك هاي آتي هم تداوم يابد.

آب هاي خروشان

شيب رودخانه هاي طبيعي همچنان روشي براي لذت بردن از ارتفاعات تماشايي قايقراني قلمداد مي شود. مسير اين رشته ي ورزشي متفاوت بوده و مجموعه اي از موانع طبيعي را دربر مي گيرد.
در حقيقت مسابقات اين رشته مهارت هاي فردي ورزشكار را آزمايش مي كند. در اين مسابقات رشته ي كاياك يك نفره براي بانوان و آقايان و رشته هاي كانوي يكنفره و دو نفره فقط براي آقايان برگزار مي شود. براي اين مسابقات رشته ي كلاسيك و رشته ي سرعت وجود دارد كه رشته ي سرعت در دو مسافت 400 و 800 متر انجام مي شود و همچنين ورزشكار در رشته ي كلاسيك مي بايست حداكثر مسافت را در زمان كمتر از 30 دقيقه بپيمايند. شروع مسابقه ي آب هاي خروشان همانند اسلاوم به صورت انفرادي است.
نخستين دوره ي مسابقات قهرماني جهان آب هاي خروشان، سال 1959 در فرانسه برگزار شد.
كانوپولو

رشته ي كانوپولو همانند فوتبال مهيج و تماشايي است كه در آن دو تيم تلاش مي كنند تا در ميداني آبي كه شباهتي به ميدان واتر پولو دارد، توپ را وارد درواره ي يكديگر كنند.
پيدايش اين رشته به دهه ي سي برميگردد كه قايقرانان اروپايي اين ورزش را با نشستن در قايق و پرتاب توپ براي يكديگر به بازيي توپي و جذاب تبديل كردند.
قايق هاي كانو پولو داراي 3 متر طول است كه از جلو و عقب با موادي محافظ (ضربه گير) پوشيده شده است.هر تيم كانوپولو، پنج بازيكن دارد كه يكي از آن ها دروازه بان است.
ابعاد ميدان اين رشته، 35 متر طول و 23 متر عرض دارد؛ همچنين دروازه ها نيز 1x5/1 متر مي باشد كه لبه ي پاييني دروازه ها 2 متر از سطح آب فاصله دارد.

قايقراني بادباني

قايقراني بادباني رشته اي است بسيار قديمي و قذمتي ديرينه دارد. به گونه اي كه در سال 1520 شخصي به نام فرديناند دماژلان6، در اقيانوس آرام از اين نوع قايق استفاده كرده است.
قايق هايي با بادبان 10 متر مربع از سوي فدراسيون جهاني قايقراني پذيرفته شده و مسابقات جهاني آ ن هر سه سال يك بار برگزار مي شود.
تورينگ

رشته ي غير مسابقه اي اما جذاب تورينگ، امكان گسترده اي را براي شركت كنندگان فراهم مي آورد تا ضمن ماجراجويي بتوانند در امتاد سواحل گردشگري و تفريح كنند.
از مشهور ترين اين رشته مي توان به جان مك گريگور8، حقوقدان اسكاتلندي اشاره كرد خود به تنهايي اين قايق را طراحي كرد.روب روي9 نيز در سال 1865 از قايق تورينگ براي سفر به دور ددنيا استفاده كرد.
دراگون بوت
دراگون بوت يا قايق اژدها، يك ورزش تيمي است و معمولا 22نفر در قايق حاظرند؛ يك نفر درامر يا طبال كه با طبل زدن ريتم پارو زني را بين ورزشكاران يكنواخت مي كند، بيست نفر پارو زن كه به دو دسته ي 10 نفري چپ و راست تقسيم مي شوند؛ يك نفر سكان دار كه مسئول هدايت و فرماندهي قايق است.
رشته ي دراگون بوت در المپيك جايي نداشته و از مهمترين مسابقات آن مي توان مسابقات بين قاره اي و مسابقات كاپ و تورنومنت جهاني را نامبرد.

قايق كاياك با پاروي دوكفه، در حالي كه قايق ران در وضعيت نشسته قرار دارد، هدايت مي‌شود . قايق رانان قايقهاي كانوي كانادايي نيز با پاروهاي تك كفه و در وضعيت زانو زده قايقهاي خود را به جلو سوق مي‌دهند . پاروها تحت هيچ شرايطي بر روي قايقها متصل نمي‌شوند، به سخن ديگر، آزادي عمل در آن سلب نمي‌شود.

مسابقات قايقراني، ورزشي تكنيكي است كه شامل حركات موزون متقارن (كاياك) يا نامتقارن (كانو) است. اين مسابقات را مي توان در هر يك از فواصل زير سازمان دهي كرد.

براي مردان:كاياك يك نفره (K1)، كاياك دونفره( K2) و كاياك چهارنفره (K4).

كانوي يك نفره(C1)، كانوي دونفره (C2) و كانوي چهارنفره (C4).

براي زنان: كاياك يك نفره (K1)، كاياك دونفره( K2) و كاياك چهارنفره (K4).

جديدا فدراسوين جهاني قايقراني ICf در نظر دارد رشته كانوكانادايي را هم براي زنان برگزار نمايد زيرا در برخي از كشورها مسابقات رشته كانوكانادايي زنان انجام مي‌شود.

هيچ گونه مسابقه‌اي براي مردان و زنان، به صورت مختلط وجود ندارد. فواصل رسمي تاييد شده از سوي فدراسيون جهاني قايقراني(ICF) عبارتند از: 200متر، 500متر،1000 متر و 5000متر كه براي مردان و زنان مشابه‌است.

مسابقات فعلي، در بازي‌هاي المپيك، در 12 ماده، در مسابقات قهرماني جهان بزرگسالان، در 27ماده و در مسابقات قهرماني جهان جوانان، در 17 ماده برگزار مي‌شود.



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۲ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۰۲:۱۷:۵۷ ] [ عصر ]
>
قوانين تعريف شده

نتيجه شطرنج

نتيجه شطرنج به دو صورت است يا به برد يكي از طرفين و باخت طرف ديگر منجر مي‌شود و يا به تساوي كشيده مي‌شود. برد يكي از طرفين به سه طريق اصلي مي‌تواند اتفاق بيفتد حريف مقابل مات شده باشد. بازي بلافاصله خاتمه مي‌يابد. حريف مقابل باخت را قبول كرده باشد. در اين صورت مي‌گويند حريف تسليم شده يا بازي را واگذار كرده است. بازي بلافاصله خاتمه مي‌يابد. و يا در مسابقاتي كه با كنترل زمان برگزار مي‌گردد زمان حريف به پايان رسيده باشد. بازي بلافاصله خاتمه مي‌يابد. موارد ديگري نيز ممكن است در مسابقات به اعلام باخت يكي از طرفين از سوي داور منجر شود. براي مثال چنانچه بازيكني سه بار حركات غيرقانوني انجام داده باشد (فرضا شاه خود را در حالت كيش رها كرده و حركت ديگري انجام داده باشد و يا مهره‌اي را به خانه‌اي كه قانوناً نمي‌توانسته بدان حركت كند حركت داده باشد) داور در دفعات اول و دوم به بازيكن اخطار مي‌دهد و در مرحله سوم مي‌تواند بازيكن را بازنده اعلام كند. و يا در صورتي كه يكي از بازيكنان به طرق مختلف سعي در بر هم زدن تمركز حريف داشته باشد داور مي تواند به او اخطار دهد يا او را بازنده اعلام كند و يا موارد ديگري كه داور ممكن است يك بازيكن را به خاطر تخطي از اصول بازي يا خارج شدن از دايره بازي شرافتمندانه جريمه و بازنده اعلام كند. تساوي بازي نيز ممكن است به چندين طريق اتفاق بيفتد كه شرح آن در بخش «تساوي در بازي (پات)» رفت. بازيكني كه بازي را مي‌برد يك امتياز، بازيكني كه بازي را مساوي مي‌كند نيم امتياز و بازيكني كه بازي را مي‌بازد صفر امتياز دريافت مي‌كنند.

۱. ماهيت و اهداف بازي شطرنج

۱٫۱. بازي شطرنج بين دو حريف انجام مي‌شود كه مهره‌هاي خود را به نوبت بر يك صفحهٔ مربع به نام صفحهٔ شطرنج حركت مي‌دهند. بازيكن داراي مهره‌هاي سفيد بازي را شروع مي‌كند. نوبت حركت بازيكن زماني است كه حركت حريف او انجام شده‌باشد. ۱٫۲. هدف هر بازيكن قراردادن شاه حريف در معرض حمله است به نحوي كه حريف در حركت قانوني بعد به هيچ امكان نتواند شاه خودش را از معرض حمله خارج كند. بازيكني كه موفق به اين امر شده‌است به اصطلاح حريف را «كيش و مات» كرده‌است و بازي را برده است. ۱٫۳. اگر بازي به شرايطي برسد كه هيچ‌يك از دو بازيكن نتواند «كيش و مات» كند، بازي مساوي است.

۲. موقعيت اوليهٔ مهره‌ها در صفحهٔ شطرنج

۲٫۱. صفحه شطرنج يك صفحهٔ مربعي ۸×۸ متشكل از ۶۴ مربع مساوي است كه يكي‌درميان روشن و تيره (مربع‌هاي سفيد و مربع‌هاي سياه) هستند. صفحهٔ شطرنج بين دو بازيكن قرار مي‌گيرد به طوري كه مربع گوشهٔ راست هر بازيكن سفيد است. ۲٫۲. در ابتداي بازي، يكي از بازيكنان ۱۶ مهره به رنگ روشن (مهره‌هاي سفيد) دارد. بازيكن ديگر ۱۶ مهره به رنگ تيره (مهره‌هاي سياه) دارد. اين مهره‌ها عبارت‌اند از: يك شاه سفيد (به انگليسي: White King) با نماد «K» يك وزير سفيد (به انگليسي: White Queen) با نماد «Q» دو رخ سفيد (به انگليسي: White Rook) با نماد «R» دو فيل سفيد (به انگليسي: White Bishop) با نماد «B» دو اسب سفيد (به انگليسي: White Knight) با نماد «N» هشت سرباز سفيد (سرباز، پياده نيز خوانده مي‌شود) (به انگليسي: White Pawn) (بدون نماد) [از «P» مي‌توان به عنوان نماد آن استفاده كرد] يك شاه سياه (به انگليسي: Black King) با نماد «K» يك وزير سياه (به انگليسي: Black Queen) با نماد «Q» دو رخ سياه (به انگليسي: Black Rook) با نماد «R» دو فيل سياه (به انگليسي: Black Bishop) با نماد «B» دو اسب سياه (به انگليسي: Black Knight) با نماد «N» هشت سرباز سياه (سرباز، پياده نيز خوانده مي‌شود) (به انگليسي: Black Pawn) (بدون نماد) [از «P» مي‌توان به عنوان نماد آن استفاده كرد]

۲٫۳. موقعيت اوليهٔ مهره‌هاي شطرنج به صورت روبه رو است

 

 

 

 

 

. حركت مهره‌ها

۳٫۱. مجاز نيست مهره‌اي را به خانه‌اي كه مهرهٔ خودي در آن است حركت داد. اگر مهره‌اي به مربعي حركت كند كه تحت اشغال مهرهٔ حريف است، مهرهٔ حريف از صفحهٔ شطرنج خارج مي‌شود و اين بخشي از همان حركت به حساب مي‌آيد. در صورتي كه مهره‌اي بتواند طبق ماده‌هاي ۳٫۲ تا ۳٫۸ مهره‌اي را بگيرد، اصطلاحاً مي‌گويند آن مهره به مهرهٔ حريف حمله كرده است. [گرچه هيچ‌گاه مهرۀ شاه (King) حذف نمي‌شود] ۳٫۲. فيل در قطري كه خودش در آن قرار گرفته است به هر مربعي مي‌تواند حركت كند. ۳٫۳. رخ در ستون يا عرضي كه خودش در آن قرار گرفته است به هر مربعي مي‌تواند حركت كند. ۳٫۴. وزير در ستون، عرض يا قطري كه خودش در آن قرار گرفته است به هر مربعي مي‌تواند حركت كند. ۳٫۵. فيل، رخ و وزير نمي‌توانند از مهره‌اي كه در مسيرشان وجود دارد عبور كنند. [(فقط رخي كه قلعه رفتن قرار است با آن انجام شود مي‌تواند از شاه عبور كند كه البته اين حركت قانوناً يك حركت بوده و حركت شاه محسوب مي‌شود)] ۳٫۶. اسب مي‌تواند به نزديك‌ترين مربع‌هايي كه در ستون، عرض و قطر مشترك با آن اسب نباشند حركت كند. [كه در اين صورت اسب مي‌تواند حداكثر ۸ حركت داشته باشد.] ۳٫۷. a. سرباز مي‌تواند روبه جلو و به مربع اشغال نشده [به اندازۀ يك مربع] حركت كند يا b. سرباز در حركت نخست خود مي‌تواند همانند حالت a حركت كند يا آن‌كه دو مربع در همان ستون به جلو برود، مشروط به اين‌كه اين دو مربع اشغال نشده باشند. c. سرباز مي‌تواند به مربع تحت اشغال مهرهٔ حريف كه به طور مورب در مقابل آن و در ستون مجاور باشد حركت كند و آن مهره را از صفحهٔ شطرنج حذف كند. d. اگر يك سرباز حريف در يك حركت دو مربع از مربع اوليه‌اش پيشروي كرده باشد، پياده هم‌عرض و كناري آن مي‌تواند آن را بگيرد [(از صفحۀ شطرنج حذف كند)] و به جلوي همان سرباز برود طوري كه انگار آن سرباز فقط يك خانه به جلو آمده مشروط برآن كه اين حركت حريف، آخرين حركت او باشد. به اين حركت، «آن‌پاسان» گفته مي‌شود. e. وقتي پياده‌اي به دورترين عرض نسبت به موقعيت اوليه‌اش برسد بايد به عنوان بخشي از همان حركت آن را به وزير، رخ، فيل يا اسب همرنگ همان پياده ارتقاء داد. حق انتخاب بازيكن منحصر به مهره‌هايي كه قبلاً گرفته شده‌اند نيست. اين تعويض پياده با مهرهٔ ديگر را «ترفيع» مي‌نامند و اثر مهره جديد آني است. ۳٫۸. شاه مي‌تواند به دو صورت مختلف حركت كند: a. حركت كردن به هر مربع مجاور كه در معرض حمله يك يا چند مهره حريف نباشد. حتي اگر اين مهره‌هاي حريف قادر به حركت نباشند مربع‌هاي مسير حركت آن‌ها [(به جز سرباز كه مسير حركت و حمله متفاوت دارد)] در معرض حمله شمرده مي‌شوند. b. «قلعه رفتن». اين حركت شاه و يكي از دو رخ همرنگ آن در يك عرض واحد است و يك حركت شاه به حساب مي‌آيد و به صورت زير انجام مي‌شود: شاه از مربع اوليه‌اش دو مربع به طرف رخ جابه‌جا مي‌شود، سپس آن رخ به مربعي منتقل ميشود كه شاه همان موقع [فقط] از آن عبور كرده است. ۱. درحالت‌هاي زير قلعه‌رفتن غيرقانوني است: a. شاه قبلاً حركت كرده باشد يا b. با رخي كه قبلاً حركت كرده است. ۲. در حالت‌هاي زير قلعه‌رفتن به طور موقت ممنوع است: a. مربعي كه شاه در آن قرار دارد، يا مربعي كه شاه بايد از آن عبور كند يا مربعي كه شاه قرار است آن را اشغال كند، در معرض حمله يك يا چند مهرهٔ حريف باشد. b. بين شاه و رخي كه قلعه رفتن قرار است با آن انجام شود، مهره‌اي وجود وجود داشته باشد. ۳٫۹. شاه در حالت «كيش» باشد. اگر شاه در معرض حمله يك يا چند مهرهٔ حريف باشد حتي اگر اين مهره‌ها خود قادر به حركت نباشند قلعه رفتن مجاز نيست. در واقع در پاسخ به كيش حريف نمي‌توان قلعه رفت.

۴. عمل حركت دادن مهره‌ها

۴٫۱. هر حركت را بايد فقط با يك دست انجام داد. ۴٫۲. بازيكني كه نوبت حركت اوست مي‌تواند يك يا چند مهره را در مربع‌هاي آن‌ها مرتب كند مشروط بر آن‌كه قصد خود را بيان كند. (به عنوان نمونه: با گفتن «J'adoube» يا «I adjust» [بخوانيد «ژادوب» و يا « آي اَدجاست »]) ۴٫۳. غير آنچه در ماده ۴٫۲ آمده است، اگر بازيكني كه نوبت اوست، عمداً در صفحهٔ شطرنج: a. يك يا چند مهرهٔ خود را لمس كند، بايد اولين مهره لمس‌شده‌اي را كه مي‌توان حركت داد حركت بدهد، يا b. يك يا چند مهرهٔ حريف را لمس كند، بايد اولين مهرهٔ لمس‌شده‌اي را كه مي‌توان گرفت را بگيرد. يا c. يك مهره از هر رنگ (مهرهٔ خود يا حريف) را لمس كند، بايد مهره حريف را با، مهره خود بگيرد، يا اگر اين عمل قانوني نبود، اولين مهره لمس‌شده‌اي را كه مي‌توان حركت داد يا گرفت، حركت بدهد يا بگيرد. اگر قابل تشخيص نباشد كه مهرهٔ خودي اول لمس شده‌است يا مهره حريف، مهرهٔ بازيكن را بايد لمس شده قبل از مهره حريفش به حساب آورد. ۴٫۴. اگر بازيكني قصد حركت داشته باشد: a. اگر بازيكني عمداً شاه و رخ خود را لمس كند، بايد در آن جناح قلعه برود، به شرطي كه اين كار قانوني باشد. b. اگر بازيكني عمداً رخي را لمس كند و سپس شاه خود را لمس كند، مجاز نيست در آن نوبت در آن جناح قلعه برود و موقعيت مشمول ماده «۴٫۳ a» خواهد بود. c. اگر بازيكني به قصد قلعه‌رفتن شاه را لمس كند يا همزمان شاه و رخ را لمس كند ولي قلعه‌رفتن در آن جناح غيرقانوني باشد، بازيكن بايد حركتي قانوني با شاه خود انجام دهد كه ممكن است شامل قلعه رفتن در جناح ديگر نيز باشد. اگر شاه اصلاً حركت قانوني نداشته باشد، بازيكن مختار است هر حركتي كه قانوني باشد انجام دهد. ۴٫۵. اگر هيچ‌كدام از مهره‌هاي لمس‌شده را نتوان حركت داد يا گرفت، بازيكن مي‌تواند هر حركتي كه قانوني باشد انجام دهد. ۴٫۶. بازيكن به محض آن‌كه عمداً مهره‌اي را لمس كند، حق اعتراض به تخطي حريف از هر يك از مواد اين قوانين را از دست مي‌دهد. [۱]

قوانين آغاز بازي   a b c d e f g h   8 8 7 7 6 6 5 5 4 4 3 3 2 2 1 1   a b c d e f g h   موقعيت مهره‌ها در آغاز بازي

نخستين گام براي آغاز بازي شطرنج، چيدن درست مهره‌ها در صفحهٔ شطرنج است. صفحهٔ شطرنج ۸×۸ است و هر خانه داراي يك عدد و يك حرف است. اعداد از پايين به بالا از ۱ تا ۸ هستند و حروف طبق الفباي انگليسي از چپ به راست از a تا h هستند.[۲] هميشه رخ‌ها در آغاز بازي در گوشهٔ زمين قرار مي‌گيرند.[۳] محل قرارگيري اسب‌ها كنار رخ‌ها است.[۴] فيل‌ها نيز كنار اسب‌ها قرار مي‌گيرند.[۵] پس از قرارگيري اين مهره‌ها كنار يك‌ديگر، تنها دو خانه در رديف پاياني باقي مي‌مانند. وزير در يكي از اين دو خانه و در خانهٔ هم‌رنگ خود قرار مي‌گيرد. وزير سفيد بر خانهٔ سفيد و وزير سياه بر خانهٔ سياه قرار مي‌گيرد.[۶] شاه‌ها نيز كه بلندترين مهره‌هاي شطرنج هستند و داراي صليبي بر روي سر خود هستند، در كنار وزير قرار مي‌گيرند. شاه بايد در خانهٔ غير هم‌رنگ خود قرار گيرد. شاه سفيد بر روي خانهٔ سياه و شاه سياه بر روي خانهٔ سفيد قرار مي‌گيرد.[۷] سربازان نيز كه كوتاه‌ترين و متعددترين مهره‌ها در شطرنج هستند، جلوي مهره‌هاي ديگر قرار مي‌گيرند. هر بازيكن بايد ۸ سرباز داشته‌باشد.[۸]

بازي توسط يك مهرهٔ سفيد آغاز مي‌گردد و پس از آن، يك مهرهٔ سياه حركت مي‌كند. بازي همين‌گونه و طبق همين روند ادامه پيدا مي‌كند و بازيكنان به ترتيب مهره‌هاي سفيد و سياه (روشن و تيره) خود را حركت مي‌دهند.[۹]

زمان بازي   ساعت شطرنج ديجيتال به صفحهٔ شطرنج وصل‌شده و به‌طور خودكار زمان حركات را مشخص مي‌كند.

نخستين ساعت مكانيكي شطرنج توسط «توماس برايت ويلسون» (۱۸۴۳–۱۹۱۵) اختراع‌شد و در مسابقات شطرنج لندن در سال ۱۸۸۳ مورد استفاده قرار گرفت.[۱۰][۱۱]

يك ساعت شطرنج متشكل از دو ساعت است كه با يك‌ديگر ارتباط دارند و وقتي يكي از آن‌ها متوقف مي‌شود، ديگري وقت را آغاز مي‌كند. ساعت‌هاي امروزي آنالوگ و ديجيتال و داراي ويژگي پرچم هستند.[۱۲][۱۳][۱۴]

پايان بازي a b c d e f g h 8 8 7 7 6 6 5 5 4 4 3 3 2 2 1 1 a b c d e f g h هر بازيكن يك شاه و يك فيل در صفحه دارد؛ بنابراين، بازي مساوي است و امكان كيش مات كردن وجود ندارد

بازي‌هاي شطرنج معمولاً با پيروزي يكي از بازيكنان به پايان مي‌رسد. بازيكن به‌منظور پيروزي بايد شاه حريف را كيش كند و همهٔ خانه‌هايي را كه شاه مي‌تواند به آن حركت كند، تحت پوشش قرار دهد. بازيكن مي‌تواند در هر جاي بازي كه خواست، بازي را واگذار كند و اين رخداد زماني روي مي‌دهد كه بازيكن باخت خود را قطعي بداند.[۱۵][۱۶]

تساوي در شطرنج يكي ديگر از راه‌هاي پايان بخشيدن به بازي است. پنج حالت وجود دارد كه در آن تساوي در شطرنج رخ مي‌دهد:

  • توافق دوطرفه: انجام اين حالت در هر مرحله از بازي امكان‌پذير است و فقط بايد دو طرفِ بازي تساوي را بپذيرند.
  • پات: زماني رخ مي‌دهد كه هيج مهره‌اي نتواند حركتي در صفحهٔ بازي انجام دهد و شاه در حالتِ كيش نباشد و درضمن نتواند هيچ حركتي انجام‌دهد.
  • تكرار سه‌گانه: اگر يكي از طرفين بتواند اثبات كند كه يك موقعيت واحد براي بار سوم در صفحه پديدار شده، خواه اين تكرار در سه حركت متوالي و يا غيرمتوالي پيش آمده باشد بازي مساوي مي‌شود.
  • قانون پنجاه حركت: چنانچه پنجاه حركت متوالي انجام شود بدون اين كه پياده‌اي حركت كرده باشد يا سواري گرفته شده باشد بازي مي‌تواند با ادعاي يكي از طرفين مساوي اعلام شود.
  • نداشتن نيروي كافي براي مات كردن شاه: اگر كيش مات كردن شاه امكان‌پذير نباشد، بازي مساوي مي‌شود. اين حالت زماني رخ مي‌دهد كه مهره‌هاي كافي براي كيش مات كردن شاه در صفحهٔ بازي وجود نداشته باشد. براي مثال، يك شاه و يك فيل در مقابل يك شاه باشند.[۱۷][۱۸]
  • كيش دائم: اگر يكي از بازيكنان شاه حريف را در معرض كيش دائمي قرار دهد. يعني شاه راهي براي خروج از كيش در حركت‌هاي بعدي نداشته باشد.

 

 

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۲ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۰۲:۱۷:۵۵ ] [ عصر ]
>
تاريخچه

واترپلو در دهه ۱۸۷۰ در بريتانيا اختراع شد و نخستين قواعد آن در اسكاتلند و انگليس ايجاد شد، اولين بازي بين‌المللي بين تيم‌هاي ملي اين دو كشور در سال ۱۸۹۰ در لندن برگزار و با پيروزي اسكاتلند به پايان رسيد. ترجمه تحت‌اللحفظي واترپلو به معناي «چوگان آبي» است. اين رشته نخستين ورزش گروهي بود كه در سال ۱۹۰۰ وارد المپيك شد كه با قهرماني بريتانيا همراه بود. حاكميت بريتانيايي‌ها بر اين رشته بعدها از ميان رفت و كشورهايي چون مجارستان، ايتاليا، هلند و كشورهاي اروپاي شرقي به قدرت‌هاي اول اين رشته بدل شدند. ورود واترپلوي زنان به بازي‌هاي المپيك در المپيك ۲۰۰۰ سيدني صورت گرفت. ادارهٔ اين ورزش در سطح بين‌المللي بر عهده فدراسيون بين‌المللي شنا با نام اختصاري «فينا» است. طول استخر واترپلو در مسابقات بين‌المللي ۳۰ و عرض آن ۲۰ متر است. دروازه‌ها ۳ متر عرض دارند و ۹۰ سانتي‌متر از سطح آب ارتفاع دارند. وزن توپ هم ۴۰۰ تا ۴۵۰ گرم است. در مسابقات زنان از استخر كوچكتري به طول ۲۵ و عرض ۱۷ متر استفاده مي‌شود

مهارت‌هاي اوليه

براي انجام ورزش واترپلو ورزشكار بايد در بعضي كارها مهارت داشته باشد. اولين فاكتور لازم براي شروع اين ورزش، مهارت در شنا است. در اين ورزش، بازيكنان بايد بتوانند طول ۳۰ متري استخر را بارها و بارها شنا كنند. نوع شنا كردن بازيكنان واترپلو با شناي كلاسيك متفاوت است. در اين روش بازيكنان از يك استيل آزاد استفاده مي‌كنند به طوري كه هنگام شنا كردن هميشه سر آنها از آب بيرون خواهد بود تا بتوانند بر بازي مسلط باشند. مهارت دومي كه بازيكنان بايد به دست آورند، شيوه كنترل توپ با يك دست است. همچنين اين ورزشكاران بايد بتوانند توپ را با هر دو دست خود كنترل كنند. مهارت ديگري كه ورزشكاران اين رشته بايد داشته باشند، نوعي پا دوچرخه‌است كه در آن حركات پا به صورت دايره وار انجام مي‌شود. در اين حركت كه ورزشكاران از آن براي نگه داشتن خود روي سطح آب استفاده مي‌كنند، انرژي بسيار كم مصرف مي‌شود. ورزشكاران ورزش واترپلو بايد از تمركز و سرعت عمل بالايي برخوردار باشند تا بتوانند بر تيم حريف غلبه كنند.

قوانين ورزش واترپلو

هر تيم از ۱۲ بازيكن تشكيل شده‌است كه شامل هفت بازيكن اصلي و پنج بازيكن ذخيره‌است. بازيكنان اصلي داراي يك دروازه بان و شش بازيكن زمين هستند. اين شش بازيكن مي‌توانند هم در نقش حمله و هم در نقش دفاعي ظاهر شوند و جاي مخصوص به خود ندارند. يكي از قوانين مهم واترپلو اين است كه بازيكنان زمين اجازه ندارند توپ را با دو دست بگيرند و بايد آن را فقط با يك دست كنترل كنند. در فاصله دو متري از دروازه بان‌هاي هر تيم نشانه‌هايي به نام خط دو متري وجود دارد. بازيكنان تيم مقابل اگر توپ نداشته باشند نبايد وارد اين محوطه شوند. مدت زمان بازي براي آقايان در جهار ست هشت دقيقه‌اي و براي خانم‌ها چهار ست چهار تا شش دقيقه‌اي است.

اثرات مفيد بدني

واترپلو ورزشي آبي و تيمي است. بنابراين از يك طرف باعث بروز آثار ورزش شنا مي‌شود و از طرف ديگر اثر مفيد ورزش‌هاي توپي را به همراه دارد. بازيكنان اين رشته بايد از قدرت و سرعت بالايي برخوردار باشند. در اين ورزش تمام اعضاي بدن مانند يك زنجير عمل مي‌كنند. يعني ورزشكار بايد از تمام عضلات خود كمك بگيريد تا بتواند نيروي لازم را به توپ وارد كند. اعضاي مختلف بدن مثل دست‌ها، لگن و پاها بايد بتوانند حركات چرخشي خاصي را انجام دهند. بنابراين علاوه بر قدرت، انعطاف پذيري نيز در اين ورزش لازم و ضروري است. بعضي از حركات باعث مي‌شوند سرعت توپ افزايش يابد مثل چرخش مناسب در ناحيه كمر و شانه و همچنين قدرت به عقب بردن بازوها و آرنج و توانايي خم كردن مچ دست. به دست آوردن مهارت در اين زمينه‌ها نياز به تمرين فراوان دارد. بازيكنان علاوه بر قدرت و انعطاف پذيري بايد از تمركز كافي و قدرت طراحي نقشه براي تمركز بر حريف هم برخوردار باشند. بنابراين به طور خلاصه مي توان گفت كه ورزش واترپلو داراي اثرهاي مفيد زير است:

  • افزايش قدرت بدني به خصوص در ناحيه عضلات ران، بازوها و مچ دست
  • افزايش انعطاف پذيري
  • افزايش سرعت عكس العمل در پاسخ به محرك‌ها
  • افزايش قدرت تمركز، هماهنگي و طراحي نقشه



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۲ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۰۲:۱۷:۵۴ ] [ عصر ]
>
نخبگان تاريخ شنا

اولين شناگر مردي كه شناي ۱۰۰ متر كرال سينه را زير يك دقيقه شنا كرد، جاني ويسمولر آمريكايي بود. وي اين مسافت را در۵۸ ثانيه و۶ دهم ثانيه در سال۱۹۲۲ شنا كرد. اولين زني كه اين مسافت را زير يك دقيقه شنا كرد داون فريزر است. او در سال ۱۹۶۲، ۱۰۰ متر كرال سينه را در ۵۹ ثانيه و ۹ دهم ثانيه پيمود.

موفقترين قهرمان مرد المپيك تمامي ادوار شنا (مايكل فلپس) آمريكايي است. اين شناگر در المپيك ۲۰۰۸ پكن صاحب ۸ مدال طلا شد. در ميان زنان (كريستين اتو) با كسب ۶ مدال طلا در المپيك ۱۹۸۸ سئول، ۴ مدال طلا در رشته‌هاي انفرادي و ۲ مدال طلا در مسابقات تيمي، پرافتخارترين زن شناگر مي‌باشد.

تجهيزات لباس شنا نوشتار اصلي: مايو

لباس مخصوص شنا يك شلوار كوتاه و چسبيده به بدن است كه بايد وزن آن بسيار كم باشد و آب را در خود نگاه ندارد. طبق مقررات بين‌المللي، شلوار شنا هنگام مسابقات بين‌المللي و ركوردگيري، بايد از پارچه‌اي به رنگ روشن و به صورت يك تكه باشد. در حال حاضر لباس شناگران را از پوست «كوسه» ها درست مي‌كنند كه كل بدن را مي‌پوشاند. البته اين لباس در زنان با مردان متفاوت است. عده‌اي نيز پوشيدن مايو را به خاطر اشغال كردن قسمت كمتري از بدن و راحتي مايو نسبت به لباس شنا ترجيح مي‌دهند. در ضمن مايوي زنانه به دو شكل دو تكه و يك تكه وجود دارد.

كلاه شنا

استفاده از كلاه شنا سرعت فرد را افزايش داده و اين كار به افراد تازه‌كار اعتماد به نفس مي‌دهد و همچنين افرادي كه موهاي بلند دارند از ريختن موهايشان به داخل آب جلوگيري كرده و كلر موجود در اب به موهاي افرادي كه حساسيت دارند و موهايشان مي‌ريزد اثر گذار نخواهد بود و خانمها كه موهاي بلند دارند حتماً بايد از كلاه استفاده كنند كه اين كار به بهداشت استخر كمك زيادي مي‌كند.

عينك شنا

بيشتر براي ديدن ديوار استخر و انجام برگشت سالتو استفاده مي‌شود. در ضمن، به‌دليل وجود كلر در آب و آسيب نديدن چشم، استفاده از آن مفيد است اما استفاده نكردن از عينك هم مانعي ندارد.

شناي بچه‌ها

شنا در نوزادان موجب افزايش هوش، تمركز حواس، هوشياري و پيشرفت در روابط اجتماعي آينده آنها مي‌شود. شنا تأثير مثبتي بر روح و روان نوزادان مي‌گذارد. نوزاداني كه در ماه‌هاي اوليه زندگي يعني حدود ۶ تا ۱۰ ماهگي شنا مي‌كنند، احساس امنيت و آسايش و آرامش بيشتري دارند. بچه‌ها به علت كم بودن جاذبه آب، آزادي عمل بيشتري بدست مي‌آورند. آموزش شناي كودكان بايد تحت نظارت مربي‌هاي مخصوص صورت بگيرد.

بسياري از بچه‌ها قبل از آنكه بتوانند راه بروند قادر به شنا كردن هستند. شنا باعث تقويت ماهيچهها و افزايش حجم ريه مي‌شود. به علاوه الگوي خواب شبانه كودكاني كه شنا مي‌كنند، بسيار منظم مي‌شود. اولين چيزي كه بعد از مدتي شنا مي‌توانيد در كودك خود مشاهده كنيد، اعتماد به نفس و احساس استقلالي است كه در او رشد يافته‌است. بچه‌هاي ۶ تا ۱۰ ماهه، قادر هستند در زير آب به مدت ۵ دقيقه شنا كنند و نفس خود را نگاهدارند.

هميشه اين سؤال از طرف والديني كه علاقه‌مند هستند فرزندشان شنا ياد بگيردعنوان مي‌شود، كه چه موقع بايد آموزش شنا را شروع كرد. زمان مناسب براي آموزش شنا، سن ۷ يا ۸ سالگي مي‌باشد. علماي تربيت بدني و متخصصين آموزش شنا، شش سالگي را براي آموزش انتخاب كرده‌اند. وضع مطلوب اينست كه از سنين پايين بچه آموزش را شروع نمايد ولي در سنين پايين شنا را به صورت فني يادنمي‌گيرد. زيرا قدرت درك بعضي از حركات را ندارد و هماهنگي لازم جهت يك مهارت به سختي (هماهنگي دست و پاي كرال سينه) انجام مي‌پذيرد. شنا براي كودكان زير سه سال فقط به صورت به اصطلاح شناي سگي است كه كودك سر را بيرون از آب نگه داشته و شنا مي‌كند.

 



ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۲ شهريور ۱۴۰۳ ] [ ۰۲:۱۷:۵۳ ] [ عصر ]
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ][ ۲۳ ][ ۲۴ ][ ۲۵ ][ ۲۶ ][ ۲۷ ][ ۲۸ ][ ۲۹ ][ ۳۰ ][ ۳۱ ][ ۳۲ ][ ۳۳ ][ ۳۴ ][ ۳۵ ][ ۳۶ ][ ۳۷ ][ ۳۸ ][ ۳۹ ][ ۴۰ ]
.: Weblog Themes By nasrblog :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
آرشيو مطالب
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
نظرسنجی
[#VoteTitle#]
[#VTITLE#]
     نتیجه
لینک های تبادلی
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب